English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
inversion وارون سازی
inversions وارون سازی
Other Matches
dis- وارون
inverse وارون
highlights وارون
highlighted وارون
highlight وارون
inverted converter تبدیلگر وارون
additive inverse وارون افزایشی
inverse element عنصر وارون
reversal shift تغییر وارون
inverse function تابع وارون
inverse video تصویر وارون
inverted engine موتور وارون
motor transformer تبدیلگر وارون
invert وارون کردن
inverting وارون کردن
back splice پیوند وارون
quasi inverse شبه وارون
inverts وارون کردن
contrasuggestibility وارون کاری
strephosymbolia وارون بینی چپ و راست
inverted vee engine موتور خورجینی وارون
inverse تابع وارون [ریاضی]
inverse function تابع وارون [ریاضی]
invertible matrix ماتریس وارون [ریاضی]
conversion transconductance رسانایی متقابل وارون
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration خنثی سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualizes تک سازی
individualises تک سازی
individualised تک سازی
pavement کف سازی
pavements کف سازی
truncation بی سر سازی
individualized تک سازی
individualize تک سازی
padding له سازی
retortion خم سازی
retortion کج سازی
flection خم سازی
repk lection پر سازی
bridge building پل سازی
individualizing تک سازی
bridgework پل سازی
individualising تک سازی
idolization بت سازی
individuation تک سازی
individualization تک سازی
stylization مد سازی
deflexion خم سازی
local anasthesia سر سازی
compaction تو پر سازی
flooring کف سازی
denaturation مصنوعی سازی
deprival بی بهره سازی
feminization مونث سازی
resolving برطرف سازی
derichment رقیق سازی
detersion پاک سازی
oscillations نوسان سازی
oscillation نوسان سازی
denudation برهنه سازی
flatting تنکه سازی
defeasance باطل سازی
wording عبارت سازی
humanization مردمی سازی
foundation materials مصالح پی سازی
debilitation ناتوان سازی
nationalization ملی سازی
industrialization صنعتی سازی
formularization فرمول سازی
deconditioning ناشرطی سازی
form work کاذب سازی
forging signatures امضا سازی
decryption اشکار سازی
foliation برگ سازی
deep foundation پی سازی در عمق
evisceration تهی سازی
die making حدیده سازی
emulation نمونه سازی
rejuvenation جوان سازی
elution پاکیزه سازی
arching طاق سازی
smoothing صاف سازی
domestication اهلی سازی
milling ارد سازی
assimilation همگون سازی
assimilation درون سازی
duplexing مضاعف سازی
bedding کف سازی بسترسازی
dwelling construction خانه سازی
divestment بی بهره سازی
die shop حدیده سازی
eversion واژگون سازی
dilution رقیق سازی
equality gate برابر سازی
enthralment بنده سازی
discolourment بدرنگ سازی
emulsification امولسیون سازی
divestiture بی بهره سازی
packing فشرده سازی
divestiture برهنه سازی
displacement جانشین سازی
depletion تهی سازی
dwelling construction اپارتمان سازی
fumigation ضد عفونی سازی
solution چاره سازی
separating جدا سازی
abbreviations کوته سازی
abbreviation کوته سازی
replacements جانشین سازی
replacement جانشین سازی
individualization فرد سازی
extinction خاموش سازی
individuation جدا سازی
individualization منفرد سازی
mutilation معیوب سازی
churning کره سازی
stripping برهنه سازی
ichnography زمینه سازی
image formation تصویر سازی
immortalization جاوید سازی
curtailment کوتاه سازی
impregnation ابستن سازی
incavation پوک سازی
inceration موم سازی
inculcation جایگیر سازی
inebriation مست سازی
inflexion خم سازی خمیدگی
lancination پاره سازی
landscape painting منظره سازی
lapidation سنگسار سازی
lapidification سنگ سازی
latticing شبکه سازی
levigation نرم سازی
liquefaction ابگونه سازی
machicolation مزغل سازی
machine building ماشین سازی
lancination مجروح سازی
lamponery هجونامه سازی
irreticence فاش سازی
infuriation خشمگین سازی
inspissation غلیظ سازی
intensification پر قوت سازی
vaporization بخار سازی
inurement معتاد سازی
invalidation باطل سازی
pedogenesis جلگه سازی
irksomeness کسل سازی
wearisomeness کسل سازی
gaingiving مشتبه سازی
simulation فاهر سازی
simulation شبیه سازی
gelatination دلمه سازی
notification اگاه سازی
relocation جابجا سازی
gemination جفت سازی
glasswork شیشه سازی
glycogenesis گلیکوژن سازی
simulation همانند سازی
simulations همانند سازی
simulations فاهر سازی
simulations شبیه سازی
gnomonics فن شاخص سازی
gold beating زرورق سازی
forgery سند سازی
histogenesis بافت سازی
forgeries صورت سازی
forgeries سند سازی
horology ساعت سازی
hymnography سرود سازی
forgery صورت سازی
heterodyne reception زنه سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com