English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English Persian
jobbing واسطه بازرگانی
Search result with all words
broker واسطه معاملات بازرگانی
brokered واسطه معاملات بازرگانی
brokering واسطه معاملات بازرگانی
brokers واسطه معاملات بازرگانی
Other Matches
middlemen واسطه
middleman واسطه
intermedium واسطه
intermediate واسطه
immediate بی واسطه
brokers واسطه
brokering واسطه
intermediaries واسطه
agents واسطه
agent واسطه
commissioner واسطه
commissioners واسطه
intermediary واسطه
mediators واسطه
by reason of واسطه
mediums واسطه
jobber واسطه
medium واسطه
mediator واسطه
brokered واسطه
agency واسطه
agencies واسطه
interagent واسطه
inductor واسطه
intermediate exchange واسطه
go between واسطه
instrumentality واسطه
intermediator واسطه
broker واسطه
intermediate compound ترکیب واسطه
authorised clerk واسطه مجاز
intermediate complex کمپلکس واسطه
real estate broker واسطه املاک
post transition metals فلزات پس واسطه
inductor واسطه القاء
tumbler lever اهرم واسطه
pander واسطه کار بد
tumble gear چرخ واسطه
transition element عنصر واسطه
standard interface واسطه استاندارد
shipbroker واسطه حمل
relay station ایستگاه واسطه
onthat account بان واسطه
inermediate frequency بسامد واسطه
immediateness عدم واسطه
bill broker واسطه تنزیل
panderer واسطه کار بد
intermediate layer قشر واسطه
customs agent واسطه گمرک
intermediate objective هدف واسطه
commodity broker واسطه کالا
intermediate product محصول واسطه
jobber بازرگان واسطه
intermediate product فراورده واسطه
intermediate reaction واکنش واسطه
chapman واسطه سیار
intermediate grid شبکه واسطه
insurance broker واسطه بیمه
owing to the fact that به واسطه اینکه
intermediate contact کنتاکت واسطه
mediation واسطه گری
mean proportional واسطه هندسی
intermediate coupling پیوست واسطه
intermediate field میدان واسطه
financial intermediary واسطه مالی
intermediate goods کالاهای واسطه
intermediate transmitter فرستنده واسطه
shelling برنامه واسطه
direct <adj.> بدون واسطه
media واسطه ها وسیله ها
medium میانجی واسطه
medium واسطه دلال
rug dealer واسطه فرش
shells برنامه واسطه
mediums میانجی واسطه
shell برنامه واسطه
agents واسطه عامل
mediums واسطه دلال
agent واسطه عامل
pandered واسطه کار بد
panders واسطه کار بد
media رسانه ها واسطه ها
pandering واسطه کار بد
immediately بدون واسطه
inner transition elements عناصر واسطه داخلی
indirect support تکیه گاه بی واسطه
mediately یا واسطه بطور ناراسته
intermediate contour میزان منحنی واسطه
forwarding agent واسطه حمل و نقل
interceder شفاعت کننده واسطه
financial intermediary موسسه مالی واسطه
intermediate frequency amplifier فزونساز بسامد واسطه
intermediate frequency transformer مبدل بسامد واسطه
direct support تکیه گاه بی واسطه
customs broker واسطه امور گمرکی
customs agent واسطه کارهای گمرکی
immediacy مستقیم و بی واسطه بودن
tumble gear چرخ دنده واسطه
jobbing عمل واسطه گری
psychic واسطه پدیده روحی
transition series گروه عناصر واسطه
virgin medium واسطه دست نخورده
leads سیم واسطه زاویه پیشگیری
relay ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relayed ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relays ایستگاه واسطه مخابراتی رله
freight forwarder واسطه حمل و نقل کالا
lead سیم واسطه زاویه پیشگیری
relating to business <adj.> بازرگانی
emporetic بازرگانی
business <adj.> بازرگانی
traded بازرگانی
corporate [commercial] <adj.> بازرگانی
trading بازرگانی
commercial بازرگانی
commerce بازرگانی
merchantry بازرگانی
mercantile agent بازرگانی
trade بازرگانی
commercial <adj.> بازرگانی
mercantile بازرگانی
for-profit <adj.> بازرگانی
elapsation ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
To meciate . To intervene . پا درمیانی کردن ( واسطه یا میانجی شدن )
diastase دیاستاز واسطه پدیده های حیاتی
fix someone up with someone <idiom> واسطه برای قرار ملاقات دونفر
mercantilism سیاست بازرگانی
merchant marine ناوگان بازرگانی
merchantman کشتی بازرگانی
chamber of trade اتاق بازرگانی
quasi commercial شبه بازرگانی
trade secrets اسرار بازرگانی
union <adj.> اتحادیه بازرگانی
mart مرکز بازرگانی
volume of trade حجم بازرگانی
trade secret اسرار بازرگانی
trade mark علامت بازرگانی
internal trade بازرگانی داخلی
trade deficit کسری بازرگانی
sea borne commerce بازرگانی دردریا
maritime commerce بازرگانی دریایی
quasi commercial نیمه بازرگانی
business fluctuations نوسانات بازرگانی
merchant banks بانک بازرگانی
commercial attache وابسته بازرگانی
chamber of commerce اطاق بازرگانی
trade unions اتحادیه بازرگانی
trade fairs نمایشگاه بازرگانی
emporiums مرکز بازرگانی
board of trade وزارت بازرگانی
trade fair نمایشگاه بازرگانی
business activity فعالیت بازرگانی
business موسسه بازرگانی
business cycle دور بازرگانی
businesses موسسه بازرگانی
chamber of commerce اتاق بازرگانی
business enterprise بنگاه بازرگانی
business union اتحادیه بازرگانی
trade union اتحادیه بازرگانی
commercial policy سیاست بازرگانی
commercial representative نمایندگی بازرگانی
foreign trade بازرگانی خارجی
emporium مرکز بازرگانی
bilateral trade بازرگانی دو طرفه
commercially از راه بازرگانی
idiograph نشان بازرگانی
emporia مرکز بازرگانی
balance of trade تراز بازرگانی
commercial banks بانکهای بازرگانی
board of trade هیئت بازرگانی
commercial bank بانگ بازرگانی
bill exchange برات بازرگانی
commercial revolution انقلاب بازرگانی
trades unions اتحادیه بازرگانی
domestic trade بازرگانی داخلی
merchant bank بانک بازرگانی
commercial tax مالیات بازرگانی
mediatrix زنی که واسطه بین خدا وخلق باشد
way station ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
ideograph سمبل و علامت بازرگانی
business cycle دور فعالیت بازرگانی
business economics علم اقتصاد بازرگانی
hanse اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
business transaction داد و ستد بازرگانی
commercial intercourse معامله یا مراوده بازرگانی
firmer کارخانه موسسه بازرگانی
firmest کارخانه موسسه بازرگانی
firms کارخانه موسسه بازرگانی
trade journal روزنامه یا مجله بازرگانی
maritime وابسته به بازرگانی دریایی
business کسب و کار بازرگانی
businesses کسب و کار بازرگانی
firm کارخانه موسسه بازرگانی
master mariner ناخدای کشتی بازرگانی
mentoring مرشدی [تجارت و بازرگانی]
leachate مایعی که بوسله شستشو ازخاک یا واسطه دیگری بگذرد
confirming house موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
forbidden fruit چیزی که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان ارزو میکند
forbidden fruits چیزی که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان ارزو میکند
strip mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com