Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
English
Persian
objective reality
واقعیت عینی
Other Matches
veridical
عینی
irreplaceable
عینی
objectives
عینی
objective
عینی
concrete
عینی
chose in possession
حق عینی
objective method
روش عینی
objective data
دادههای عینی
tangible property
دارائی عینی
concrete operations
عملیات عینی
concrete thinking
تفکر عینی
eye witness
شاهد عینی
eye witness
گواه عینی
individual duty
واجب عینی
non fungible
مال عینی
concrete intelligence
هوش عینی
objectivism
عینی نگری
objective value
ارزش عینی
objective anxiety
اضطراب عینی
objective test
ازمون عینی
objective type
سنخ عینی
ocular witness
شاهد عینی
personal duty
واجب عینی
eye-witness
شاهد عینی
eye witness
شاهد عینی
eyewitness
شاهد عینی
eye-witness
گواه عینی
eye witness
گواه عینی
eyewitness
گواه عینی
things in possession
اموال عینی
tangible property
اموال عینی
retortion
تلافی عینی
res gestae
حقایق عینی
objectivity
عینی بودن
personal duty
فرض عینی
lextalionis
قانون کیفر عینی
facsimiles
رونوشت عینی نمابرد
objective psychology
روانشناسی عینی نگر
facsimile
رونوشت عینی نمابرد
eyewitnesses
شاهد عینی گواه خوددیده
eyewitness
شاهد عینی گواه خوددیده
eye-witnesses
شاهد عینی گواه خوددیده
intangible
مال غیر عینی نا هویدا
tangible benefits
منافع مشهود فواید عینی
entelechy
واقعیت
virtuality
واقعیت
actuality
واقعیت
fact
واقعیت
realities
واقعیت
reality
واقعیت
facts
واقعیت
actuality or actualness
واقعیت
verity
واقعیت
verities
واقعیت
make a reality
واقعیت دادن
make something happen
واقعیت دادن
carry into effect
واقعیت دادن
verisimilitude
شباهت به واقعیت
put ineffect
واقعیت دادن
implement
واقعیت دادن
carry out
واقعیت دادن
execute
واقعیت دادن
bring inbeing
واقعیت دادن
accomplish
واقعیت دادن
fulfill
[American]
واقعیت دادن
put into practice
واقعیت دادن
put into effect
واقعیت دادن
bring into being
واقعیت دادن
actualise
[British]
واقعیت دادن
actualize
واقعیت دادن
carry ineffect
واقعیت دادن
put inpractice
واقعیت دادن
objective reality
واقعیت برونی
fulfils
واقعیت دادن
reality principle
اصل واقعیت
misrepresentation
قلب واقعیت
actualization
واقعیت دادن
actualize
واقعیت دادن
empirical reality
واقعیت تجربی
fulfill
واقعیت دادن
reality testing
واقعیت ازمایی
fulfills
واقعیت دادن
fulfilling
واقعیت دادن
fulfil
واقعیت دادن
fulfilled
واقعیت دادن
unreality
عدم واقعیت
objectivity
هستی واقعیت
reality therapy
واقعیت درمانی
subjective reality
واقعیت ذهنی
realism
واقعیت گرایی
wise up to
<idiom>
بالاخره فهمیدن واقعیت
bovarism
در هم امیزی خیال و واقعیت
externalised
واقعیت خارجی قائل شدن
realism
مشرب اصالت واقعیت یا حقیقت
externalizing
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes
واقعیت خارجی قائل شدن
externalized
واقعیت خارجی قائل شدن
externalize
واقعیت خارجی قائل شدن
externalising
واقعیت خارجی قائل شدن
externalises
واقعیت خارجی قائل شدن
I would like to know the truth.
من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
pin down
<idiom>
اجبار شخصی دربیان واقعیت
pragmatic
فلسفه واقع بینی واقعیت گرایی
matter-of-fact
<idiom>
چیزی که شخص است ،برطبق واقعیت
a bitter pill to swallow
<idiom>
یک واقعیت ناخوشایند که باید پذیرفته شود
I would like to learn the truth.
من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
pragmatics
فلسفه واقع بینی واقعیت گرایی
gap analysis
تجزیه و تحلیل فاصله بین پیش بینی و واقعیت
stat
[on something]
واقعیت ها به صورت اعداد
[مربوط به چیزی]
[اصطلاح روزمره]
potential substitution
حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
observers
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observer
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
misrepresentation
در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس
swelled head
<idiom>
(خود بزرگ بینی) از واقعیت خود را برتر دیدن
tangible assets
دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
tangible costs
هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
facsimiles
رونوشت عینی رونوشت
facsimile
رونوشت عینی رونوشت
pragmatism
مصلحت گرایی روش فکری منسوب به ویلیام جیمز امریکایی که درمقابل تعریفی که فلسفه مابعدالطبیعه از حقیقت میکند به این شرح " مطابقت ذهن با واقعیت خارجی "تعریف جدیدی وضع نموده است به این شکل " ان چه درعمل مفید افتد حقیقت است "
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com