English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 236 (39 milliseconds)
English Persian
realised واقعی کردن
realises واقعی کردن
realising واقعی کردن
realize واقعی کردن
realized واقعی کردن
realizes واقعی کردن
realizing واقعی کردن
actualize واقعی کردن
accomplish واقعی کردن
bring inbeing واقعی کردن
carry out واقعی کردن
execute واقعی کردن
fulfill [American] واقعی کردن
make a reality واقعی کردن
put into practice واقعی کردن
put into effect واقعی کردن
bring into being واقعی کردن
actualise [British] واقعی کردن
actualize واقعی کردن
carry ineffect واقعی کردن
implement واقعی کردن
put ineffect واقعی کردن
put inpractice واقعی کردن
carry into effect واقعی کردن
make something happen واقعی کردن
Search result with all words
overrate بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrating بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overcapitalize بیش ازاندازه واقعی براورد کردن
to overcapitalize a company سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
backdate تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdated تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdates تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdating تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
see things <idiom> چیزهای غیر واقعی راتصور کردن
Other Matches
cambridge equation نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
absolute altimeter ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
architecture proper معماری بمعنی واقعی کلمه معماری واقعی
The real problem is not whether machines think but whether men do. مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
ex post saving واقعی
concrete : واقعی
essential واقعی
true life واقعی
ex post واقعی
literal واقعی
unfeigned واقعی
veridical واقعی
factually واقعی
essentials واقعی
very واقعی
veritable واقعی
McCoy واقعی
factual واقعی
lifelike واقعی
righting واقعی
objective واقعی
veracious واقعی
actual واقعی
righted واقعی
actuals واقعی
real واقعی
right واقعی
positive واقعی
card-carrying واقعی
virtual واقعی
objectives واقعی
nominal غیر واقعی
very واقعی فعلی
true vertical قائم واقعی
true complement مکمل واقعی
airy-fairy غیر واقعی
objective data دادههای واقعی
true slump نشست واقعی
true power توان واقعی
real واقعی موجود
real sector بخش واقعی
true form فرم واقعی
real fluid سیال واقعی
real score نمره واقعی
genuine واقعی حقیقی
unrealistically غیر واقعی
matter of fact بطور واقعی
matter-of-fact بطور واقعی
real capital سرمایه واقعی
real costs هزینههای واقعی
real mode حالت واقعی
real memory حافظه واقعی
incidental expenses هزینههای واقعی
real earnings درامدهای واقعی
real assets دارائیهای واقعی
jisen مبارزه واقعی
real storage انباره واقعی
real value ارزش واقعی
objective value ارزش واقعی
real wage مزد واقعی
real address آدرس واقعی
insubstantial غیر واقعی
real numbers اعداد واقعی
unrealistic غیر واقعی
real anxiety اضطراب واقعی
real income درامد واقعی
down to earth حقیقی واقعی
never-never land غیر واقعی
never-never غیر واقعی
actual key کلید واقعی
out of pocket expenses هزینه واقعی
true north شمال واقعی
actual income درامد واقعی
actual velocity سرعت واقعی
unreal غیر واقعی
practicals واقعی کارازموده
life-size اندازه واقعی
actual self خود واقعی
actual load بار واقعی
actual price قیمت واقعی
practical واقعی کارازموده
actual saving پس انداز واقعی
down-to-earth حقیقی واقعی
actual expenses مخارج واقعی
actual loss زیان واقعی
true واقعی حقیقی
truest واقعی حقیقی
truer واقعی حقیقی
actual address نشانی واقعی
actual parameter پارامتر واقعی
actual argument نشانوند واقعی
true complement متمم واقعی
actual cost هزینه واقعی
historical costs هزینه واقعی
actual damage خسارت واقعی
life size اندازه واقعی
real purchasing power قدرت خرید واقعی
actual velocity of ground water سرعت واقعی اب زیرزمینی
inesse دارای هستی واقعی
real will نظریه اراده واقعی
actual investment سرمایه گذاری واقعی
real money supply عرضه واقعی پول
index of real wages شاخص دستمزدهای واقعی
real balance effect اثر مانده واقعی
in the clouds <idiom> دور از زندگی واقعی
pragmatize واقعی نشان دادن
false ساختگی غیر واقعی
in the p sense of the word بمعنی واقعی کلمه
no par بدون ارزش واقعی
real McCoy <idiom> چیز واقعی واصیل
actual instruction دستور العمل واقعی
real investment سرمایه گذاری واقعی
true meridian نصف النهار واقعی
actual neurosis روان رنجوری واقعی
real national income درامد ملی واقعی
ideals مطابق نمونه واقعی
real rate of interest نرخ بهره واقعی
ideal مطابق نمونه واقعی
pepper corn rent اجاره غیر واقعی
real interest rate نرخ بهره واقعی
objectively بطور واقعی یا خارجی
home whistle امتیاز واقعی یا فرضی
conductance مقدار هدایت واقعی
unreal غیر واقعی خیالی
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
sterling فاهر وباطن یکی واقعی
incidence تعلق واقعی مالیات مشمولیت
entitative واقعی مربوط بوجودخارجی چیزی
actual decimal point نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
actual carrier موسسه حمل و نقل واقعی
substantive دارای ماهیت واقعی حقیقی
to look like the real thing مانند چیزی واقعی بودن
real gross national product تولید ناخالص ملی واقعی
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
abstraction ربایش بیخبری از کیفیات واقعی وفاهری
psych out <idiom> پیی بردن به انگیزه واقعی (شخص)
abstractions ربایش بیخبری از کیفیات واقعی وفاهری
undervaluation تقویم یاارزیابی کمتر ازمیزان واقعی
underlet کمتر از ارزش واقعی اجاره دادن
abstractionism مکتبی که از کیفیات واقعی هنر دوراست
to put it on پیش از اندازه واقعی نشان دادن
undervalue کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervalues کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
over estimate بیش ازاندازه واقعی بها گذاشتن بر
undervaluing کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
underrating چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
nominal value قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده
underrates چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
declination مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
that was a quasi war جنگ واقعی نبود- چیزی مانندجنگ بود
It was filmed on location. صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
underrate چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
rectification تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
underrated چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
foreshortening نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
characteristic strength مقاومتی که احتمال عدم حصول واقعی ان ضعیف میباشد
virtual شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
tolerance بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
tolerances بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
hot test تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
roman a clef داستان واقعی که نام شخصیتهای ان بطور ناشناس برده شده
true track تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
fielded محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
field محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fields محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
hands on تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
yard marker خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
hands-on تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
bear سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
desktop در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
bears سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
employment gap مقدار کمبوداشتغال در حالت تعادل تولیدملی نسبت به اشتغال درفرفیت واقعی تولید
lively description شرح روشن یا واقع نما شرحی که حالت واقعی یااصلی رانشان دهد
yard line خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
presentationism عقیده باینکه چیزهای واقعی هنگام درک در مغز انسان نمایش داده میشوند
vindictive damages مقدار غرامتی که دادگاه علاوه بر خسارت واقعی وارد برخواهان از خوانده به منظورتنبیه او وصول میکند
wavetable حافظه در کارت صوتی که حاوی دستگاه ضبط دستگاههای موسیقی واقعی که اجرا می شوند است
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
real ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
simulator برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
simulators برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
interactive video سیستمی که از اتصال کامپیوتری به دیسک خوان اسفاده میکند تا توان پردازش و تصاویر واقعی و متحرک را ایجاد کند
Sophrosyne وضعیت سالم ذهن توصیف شده با خویشتنداری اعتدال و آگاهی عمیق از نفس حقیقی که به شادی واقعی منجر میشود
serfs درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serf درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
hi res graphics graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
virtual مشخصات ترمینال ایده آل که به عنوان مدل ترمینال واقعی به کارمی رود
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
shadow memory جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
reserve factor نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
shadow page جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
demand paging در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
watt hour meter کنتور وات ساعت کنتور مصرف واقعی
smiley فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
virtual mass مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
antedated cheque چک به تاریخ مقدم بر تاریخ واقعی صدور
real time مدل کامپیوتری یک فرآیند که به هر فرآیند در زمانه مشابه با فرآیند واقعی اجرا میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com