Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
cislunar
واقع درجو قمر
Other Matches
reentry phase
مرحله دخول مجدد موشک درجو
intercostal
واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
to lie east and west
واقع شدن شرقی وغربی واقع شدن
post mortem
پس از واقع
postmortem
پس از واقع
As it were
در واقع
substantially
در واقع
situate
واقع در
bestead
واقع
situates
واقع در
in reality
در واقع
situated or situate
واقع
situating
واقع در
indeed
در واقع
realist
واقع بین
situated
واقع در جایگزین
initial
واقع در اغاز
situated
واقع شده در
initialed
واقع در اغاز
initialling
واقع در اغاز
initialing
واقع در اغاز
initialled
واقع در اغاز
initials
واقع در اغاز
lumbar
واقع در کمر
postern
واقع درعقب
hindered
واقع درعقب
hindering
واقع درعقب
hinders
واقع درعقب
situated or situate
واقع شده
sinisteral
واقع درسمت چپ
sincipital
واقع در جلوی سر
simultaneous with each other
با هم واقع شونده
shipside
واقع در کنارکشتی
procephalic
واقع در جلو سر
precordial
واقع در پیش دل
realist
واقع گرا
realists
واقع گرا
intradermic
واقع در زیرپوست
intradermal
واقع در زیرپوست
extraception
واقع نگری
intervascular
واقع در میان رگ ها
alpha lyrae
نسر واقع
axile
واقع درمحور
capsulate
واقع درکپسول
centric
واقع درمرکز
extreme position
واقع درمنتهاالیه
initiatory
واقع در اول
dereism
واقع گریزی
dichasial
واقع در دو طرف
hypodermal
واقع در زیرپوست
haemal
واقع درسوی دل
trumped-up
خلاف واقع
trumped up
خلاف واقع
osculant
واقع شونده
located inside
تو واقع شده
limitrophe
واقع در مرز
life like
واقع نما
realistic
واقع بین
realistic
واقع گرایانه
realistically
واقع بین
realistically
واقع گرایانه
it lies on the east of
در خاور واقع
intramontane
واقع در کوهستان
intralogical
واقع در حدودمنطق
flight from reality
واقع گریزی
hinder
واقع درعقب
covenants
واقع شود
vega
نسر واقع
sets
واقع شده
transpontine
واقع در انسوی پل
set
واقع شده
to come to pass
واقع شدن
to take place
واقع شدن
take place
واقع شدن
vanward
واقع درجلو
lie
واقع شدن
covenant
واقع شود
vertical
واقع در نوک
meanest
واقع دروسط
lies
واقع شدن
setting up
واقع شده
lied
واقع شدن
superjacent
واقع درفوق
nether
واقع در پایین
nether
واقع در زیر
down to earth
واقع بین
down-to-earth
واقع بین
sublunar
واقع در زیرقمر
realism
واقع گرائی
subjacent
واقع در زیر
objectivity
واقع بینی
occur
واقع شدن
realists
واقع بین
occurred
واقع شدن
occurring
واقع شدن
occurs
واقع شدن
untrue
خلاف واقع
realism
واقع گرایی
onshore
واقع در ساحل
mean
واقع دروسط
yonder
واقع درانجا
meaner
واقع دروسط
realism
واقع بینی
interseptal
واقع در میان جدارها
intermaxillary
واقع در میان ارواره ها
intermontane
واقع در میان دو کوه
intermural
واقع در میان دیوارها
interplanetary
واقع در بین سیارات
haemal
واقع درسوی چپ سینه
intermundane
واقع در میان دو جهان
interscapular
واقع در میان دو کتف
interjacent
در میان واقع شونده
hypogynous
واقع در زیر تخمدان
hypogeous
واقع در شکم خاک
to keep one's feet on the ground
<idiom>
واقع بین ماندن
hypogeal
واقع در شکم خاک
hypogastric
واقع در زیر شکم
half way
واقع در نیمه راه
first world
واقع دراروپای غربی
interdigitate
واقع در میان انگشتان
interamnian
واقع در میان دو رودخانه
interaxal
واقع در میان دو کوه
interfacial
واقع در میان دورو
interdigital
واقع در میان انگشتان
interdental
واقع در میان دو دندان
intercolumnar
واقع در میان دو ستون
intercililary
واقع در میان ابروها
interaxial
واقع در میان دو کوه
intercensal
واقع در میان دو سرشماری
intercellular
واقع در میان یاخته ها
intervertebral
واقع در میان مهره ها
southwestern
واقع در جنوب غربی
pre ocular
واقع در جلو چشم
pragmatics
فعال واقع بین
suboceanic
واقع درعمق اقیانوس
subocular
واقع درزیر چشم
subsacral
واقع درزیراستخوان خاجی
superlunar
واقع دربالای ماه
superlunary
واقع بر بالای ماه
supraclavicular
واقع دربالای ترقوه
precostal
واقع در پیش دنده ها
prehepatic
واقع در جلو جگر
southwest
واقع در جنوب غربی
situated to the right
واقع دردست راست
subcartilaginous
واقع در زیر غضروف
subsolar
واقع در نواحی گرمسیر
sublingual
واقع درزیر زبان
premedian
واقع در نیمه قدامی
premedial
واقع در نیمه قدامی
sublunary
واقع در زیر ماه
surfacer
جسم واقع در سطح
to suffer wrong
مظلوم واقع شدن
pantropical
واقع در مناطق حاره
laterad
واقع درخط افقی
midmost
واقع در عین وسط
it never occurred again
دیگر واقع نشد
intratelluric
واقع در درون زمین
intracellular
واقع در درون سلول
intra uterine
واقع در درون زهدان
interurban
واقع در میان شهرها
intertribal
واقع در میان قبیله ها
left handed
واقع در سمت چپ ناشی
ventral
واقع بر روی شکم
pantropic
واقع در مناطق حاره
nodal
واقع درنزدیک گره
moral realism
واقع نگری اخلاقی
midship
واقع درمیان کشتی
middlemost
واقع در عین وسط
postcardinal
واقع در پشت قلب
mid most
واقع در عین وسط
lobar
واقع در قسمتهای ریه
interseptal
واقع در میان پره ها
pragmatic
فعال واقع بین
mediate
درمیان واقع شدن
acceptableness
مقبول واقع شدن
to come in useful
سودمند واقع شدن
intermediate
در میان واقع شونده
ultramarine
واقع در انسوی دریا
downstairs
واقع در طبقه زیر
become entitled to
مصداق ..... واقع شدن
caudate
وابسته به دم واقع درنزدیکی دم
caudel
وابسته به دم واقع درنزدیکی دم
post natal
واقع شونده پس از تولد
mediated
درمیان واقع شدن
mediates
درمیان واقع شدن
interstellar
واقع در میان ستارگان
alpine
واقع در ارتفاع زیاد
nocturnal
واقع شونده درشب
worked
موثر واقع شدن
work
موثر واقع شدن
murals
واقع برروی دیوار
mural
واقع برروی دیوار
above
مافوق واقع دربالا
lateral
واقع درخط افقی
mediating
درمیان واقع شدن
ciecumoral
واقع درگرداگرد دهن
terminals
واقع در نوک پایان
endocardial
واقع دردرون قلب
ectochondral
واقع در سطح غضروف
left-hand
واقع در سمت چپی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com