English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
interest free loan وام بدون بهره
Other Matches
tontine تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
diminishing marginal productivity بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
quotients بهره
interests بهره
interest بهره
exploited بهره ده
efficient بهره ور
quotient بهره
efficiency بهره
productive بهره زا
gains بهره
gained بهره
exploiters بهره کش
exploiter بهره کش
yielded بهره
yield بهره
yields بهره
portion بهره
gain بهره
portions بهره
interest بهره [اقتصاد]
interest for delay بهره دیرکرد
resipatory quotient بهره تنفسی
high interest بهره سنگین
high interest بهره گران
exploitative character منش بهره کش
rq بهره تنفسی
exploiting class طبقه بهره کش
deprives بی بهره کردن
exploited class طبقه بهره ده
factor payments بهره وسود
interest rate نرخ بهره
voltage gain بهره ولتاژ
rate of interest نرخ بهره
interest سودیا بهره
rat of interest نرخ بهره
efficiency بهره وری
quantum yield بهره کوانتومی
put out to interest به بهره گذاشتن
interests سودیا بهره
pure interest بهره خالص
productive work کار بهره زا
transducer gain بهره دگرسازی
lending rate بهره - نزولپول
laser gain بهره لیزر
sweatshops بهره کشخانه
legal interest بهره قانونی
sweatshop بهره کشخانه
operation بهره برداری
loan interest بهره وام
passive debt وام بی بهره
economic rent بهره اقتصادی
utilisation [British] بهره برداری
antenna gain بهره انتن
at % interest با بهره 21 درصد
usages بهره برداری ها
utilization بهره برداری
utilizations بهره برداری ها
gains بهره برداری
share بهره قسمت
shared بهره قسمت
shares بهره قسمت
exploitation بهره کشی
gains بهره تقویت
gained بهره برداری
optimising بهره بردن
using بهره برداری
usage بهره برداری
abuse بهره کشی
abused بهره کشی
abuses بهره کشی
abusing بهره کشی
accrued interest بهره متعلقه
advantage by illness بهره بیماری
exploitation [utilization] بهره برداری
exploitation بهره برداری
gained بهره تقویت
divest بی بهره کردن
economic rent بهره مالکانه
contango بهره دیرکرد
depriving بی بهره کردن
utilisations بهره برداری ها
deprive بی بهره کردن
declaration of interest اعلام بهره
default interest بهره معوق
deprival بی بهره سازی
dispossessor بی بهره سازنده
divestiture بی بهره سازی
divestment بی بهره سازی
gavel بهره غیرمجاز
productivity بهره وری
compound interest بهره مرکب
gavels بهره غیرمجاز
cheap money پول با بهره کم
gain بهره برداری
lot بهره قسمت
benefic بهره بردار
lot بخش بهره
divests بی بهره کردن
divested بی بهره کردن
gain بهره تقویت
divesting بی بهره کردن
bank interest بهره بانکی
ready for use اماده بهره برداری
operating cost هزینه بهره برداری
real interest rate نرخ بهره واقعی
rate of yield نرخ بهره موثر
bank rate نرخ بهره بانکی
prime rate نرخ بهره پایه
out law از حقوق بی بهره کردن
pure rate of interest نرخ بهره خالص
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
principal and interest اصل پول و بهره
prime rate of interest نرخ بهره ترجیحی
per capita productivity بهره وری سرانه
real rate of interest نرخ بهره واقعی
paranosis بهره کشی از بیماری
primary gain بهره اصلی بیماری
paranosic gain بهره اصلی بیماری
enjoyment بهره مند شدن از
sexual abuse بهره کشی جنسی
effective interest rate نرخ بهره موثر
high rate of interest نرخ بالای بهره
high rate of interest نرخ سنگین بهره
average productivity بهره دهی متوسط
i paid the debt plus interest بدهی را با بهره ان دادم
tapping بهره برداری کردن از
tapped بهره برداری کردن از
tap بهره برداری کردن از
infatute ازخرد بی بهره کردن
utilised بهره برداری کردن
high efficiency ضریب بهره بالا
royalties حق بهره برداری از چیزی
royalty حق بهره برداری از چیزی
emergency operation بهره برداری اضطراری
epinosic gain بهره ثانوی بیماری
secondary gain بهره ثانوی بیماری
exploitation of colonies بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor بهره کشی کارگر
beneficiary بهره بردار ذیحق
beneficiaries بهره بردار ذیحق
child abuse بهره کشی از کودک
factor productivity بهره دهی عوامل
utilises بهره برداری کردن
interest profit عایدی حاصل از بهره
utilising بهره برداری کردن
money lender پول به بهره گذار
money rate of interest نرخ بهره پولی
myrmecophilous بهره برنده ازمورچه
enjoys برخوردارشدن از بهره مندشدن از
natural rate of interest نرخ بهره طبیعی
neutral rate of interest نرخ بهره خنثی
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
operating budget بودجه بهره برداری
maximum value مقدار بهره برداری
market rate of interest نرخ بهره بازار
marginal productivity بهره وری نهائی
interest rate per annum نرخ بهره سالانه
utilize بهره برداری کردن
landuse بهره وری از زمین
utilizes بهره برداری کردن
utilizing بهره برداری کردن
enjoy برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoying برخوردارشدن از بهره مندشدن از
margin productivity حد بهره وری تولید
it was sold at 0 year's p بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
exploit بهره برداری کردن از
sweatshop کارگاه بهره کشی
gains سود بردن بهره
gain سود بردن بهره
underutilization of labor کم بهره گیری از کارگر
to put out money to interest پول به بهره گذاشتن
gained سود بردن بهره
exploiting بهره برداری کردن از
utilization statistics امار بهره وری
passives پدافندغیر عامل بی بهره
sweatshops کارگاه بهره کشی
passive پدافندغیر عامل بی بهره
exploits بهره برداری کردن از
benefical owner of an estate مالک بهره برداریک دارایی
partaking شریک شدن بهره داشتن
partakes شریک شدن بهره داشتن
partaken شریک شدن بهره داشتن
integrated reservoir operation بهره برداری توام از چندمخزن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com