Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
English
Persian
bridging leon
وام کوتاه مدت
short term loan
وام کوتاه مدت
Search result with all words
click
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicks
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
spike
پالس ولتاژ بسیار کوتاه مدت
spike
ولتاژ گذرای کوتاه مدت و نوک تیز
mezzanine
اشکوب کوتاه
mezzanines
اشکوب کوتاه
card
خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است
cards
خط ی از اطلاعات پانچ شده درباره یک حرف که موازی با قسمت کوتاه تر کارت است
bolt
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolted
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolting
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
bolts
تیر کوتاه سگی که شکار را از لانه بیرون می کشد
job
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
jobs
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
cut
حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
cuts
حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
pop
پاس کوتاه
popped
پاس کوتاه
pops
پاس کوتاه
toggle
محور کوتاه وباریک
toggles
محور کوتاه وباریک
rack
چهارنعل کوتاه
racked
چهارنعل کوتاه
racks
چهارنعل کوتاه
wracked
چهارنعل کوتاه
wracks
چهارنعل کوتاه
flare
پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
flares
پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
central
کلمه با طول کوتاه
chit chat
صحبت کوتاه
chit-chat
صحبت کوتاه
down
کوتاه
hit
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hitting
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
provider
نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
providers
نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
huddle
گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddled
گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddles
گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddling
گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
sock
جوراب ساقه کوتاه
canter
چهارنعل کوتاه
cantered
چهارنعل کوتاه
cantering
چهارنعل کوتاه
canters
چهارنعل کوتاه
stumpy
کوتاه وپهن
space
زمان کوتاه
spaces
زمان کوتاه
short-term
کوتاه مدت
wicket
دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
wickets
دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
stump
خپله کوتاه قد
stumped
خپله کوتاه قد
stumping
خپله کوتاه قد
stumps
خپله کوتاه قد
band
را یک مسافت کوتاه ارسال میکند
bands
را یک مسافت کوتاه ارسال میکند
dumpy
کوتاه
dachshund
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
dachshunds
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
rhesus
میمون دم کوتاه هندی.
rhesuses
میمون دم کوتاه هندی.
reefer
جرب دار پالتو کوتاه و ضخیم ملوانی
reefers
جرب دار پالتو کوتاه و ضخیم ملوانی
spud
چاقوی کوتاه
spuds
چاقوی کوتاه
sack
پیراهن گشاد و کوتاه
sacked
پیراهن گشاد و کوتاه
sacks
پیراهن گشاد و کوتاه
chop
گام کوتاه
chop
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped
گام کوتاه
chopped
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
peripheral
بخش کوتاه برنامه کامپیوتری که به کاربر امکان دستیابی و کنترل ساده وسیله جانبی میدهد
putter
چوگان دسته کوتاه
puttered
چوگان دسته کوتاه
puttering
چوگان دسته کوتاه
putters
چوگان دسته کوتاه
signal
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signalled
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
zero
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeroes
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
stub
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
dwarfish
کوتاه
scrub
درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
scrubbed
درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
scrubbing
درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
scrubs
درخت یابوته کوتاه ورشدنکرده
midget
ادم بسیار قد کوتاه
midgets
ادم بسیار قد کوتاه
hop
پرش کوتاه بابازگشت به لبه دیگر اسکیت
hopped
پرش کوتاه بابازگشت به لبه دیگر اسکیت
hopping
پرش کوتاه بابازگشت به لبه دیگر اسکیت
Other Matches
blasts
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
shorthorn
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
short quard
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
hurdle step
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
miniatures
کوتاه
puny
قد کوتاه
curtal
کوتاه
miniature
کوتاه
liliputian
قد کوتاه
concise
کوتاه
low
کوتاه
little
کوتاه
stocky
کوتاه
stockiest
کوتاه
short
کوتاه
stunts
کوتاه
of short duration
کوتاه
pigmy
کوتاه
pigmy
قد کوتاه
shortest
کوتاه
succinct
کوتاه
stockier
کوتاه
scut
دم کوتاه
concise
<adj.>
کوتاه
stunting
کوتاه
pygmy
کوتاه
pygmy
قد کوتاه
succinct
<adj.>
کوتاه
stunt
کوتاه
bas relif
کوتاه
curt
<adj.>
کوتاه
fleeting
<adj.>
کوتاه
pygmies
قد کوتاه
short
<adj.>
کوتاه
synoptic
کوتاه
shorter
کوتاه
pigmies
قد کوتاه
pigmies
کوتاه
pygmies
کوتاه
formulated
کوتاه کردن
shortened
کوتاه کردن
abbreviates
کوتاه کردن
abbreviating
کوتاه کردن
shortens
کوتاه کردن
formulates
کوتاه کردن
shorten
کوتاه کردن
shortens
کوتاه تر کردن
scutter
دو باگامهای کوتاه
briefer
کوتاه مختصر
short blast
بوق کوتاه
shuffle
گام کوتاه
briefed
کوتاه مختصر
lie-down
استراحت کوتاه
briefest
کوتاه مختصر
razee
کوتاه کردن
formulate
کوتاه کردن
shortened
کوتاه تر کردن
brief
کوتاه مختصر
abbreviate
کوتاه کردن
paddles
پاروی کوتاه
paddled
پاروی کوتاه
paddle
پاروی کوتاه
short-lived
کوتاه مدت
short lived
کوتاه مدت
short-range
کوتاه مدت
short range
کوتاه مدت
truncheons
چماق کوتاه
truncheon
چماق کوتاه
short return
برگشت کوتاه
anecdotes
قصهء کوتاه
anecdote
قصهء کوتاه
short run
مدت کوتاه
paddling
پاروی کوتاه
hare sighted
کوتاه بین
transient
فانی کوتاه
short blast
سوت کوتاه
short brittle
شکننده- کوتاه
short burst
رگبار کوتاه
short circuit
اتصال کوتاه
catnaps
چرت کوتاه
catnapping
چرت کوتاه
catnapped
چرت کوتاه
catnap
چرت کوتاه
shuffled
گام کوتاه
short drop
دراپ کوتاه
short precision
دقت کوتاه
shuffles
گام کوتاه
shuffling
گام کوتاه
transients
فانی کوتاه
short period
دوره کوتاه
shorten
کوتاه تر کردن
idylls
قصیده کوتاه
low
کوتاه دون
short-wave
موج کوتاه
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
aphorisms
سخن کوتاه
aphorism
سخن کوتاه
lop sided
کوتاه و بلند
low frequency wave
موج کوتاه
mackinaw
کت کوتاه و سنگین
manakin
ادم کوتاه قد
bas-reliefs
برجسته کوتاه
bas-relief
برجسته کوتاه
bas relief
برجسته کوتاه
manikin
ادم کوتاه قد
short haul
خط سیر کوتاه
short-haul
خط سیر کوتاه
morello
گیلاس دم کوتاه
let us be brief
کوتاه کنیم
abbreviated
کوتاه شده
knurly
کوتاه قد کوتوله
idylls
چکامه کوتاه
idyll
قصیده کوتاه
idyll
چکامه کوتاه
idyl
چکامه کوتاه
intrim
کوتاه مدت
short wave
موج کوتاه
curt
کوتاه ومختصر
pygmy
ادم کوتاه قد
pygmies
ادم کوتاه قد
pigmies
ادم کوتاه قد
idyl
قصیده کوتاه
poops
صدای کوتاه
poop
صدای کوتاه
shortening
کوتاه شدگی
jog trot
یورتمه کوتاه
narrow minded
کوتاه نظر
novelet
داستان کوتاه
novella
رمان کوتاه
truncated
کوتاه کردن
truncate
کوتاه کردن
short-circuits
اتصال کوتاه
hide bound
کوتاه فکر
curtails
کوتاه کردن
curtailing
کوتاه کردن
curtailed
کوتاه کردن
curtail
کوتاه کردن
stags
کوتاه کردن
stag
کوتاه کردن
lie down
استراحت کوتاه
one track
کوتاه فکر
short-circuit
اتصال کوتاه
piaffer
یورتمه کوتاه
scurrying
مسابقه کوتاه
scurry
مسابقه کوتاه
scurries
مسابقه کوتاه
scurried
مسابقه کوتاه
clipping
کوتاه کردن
playlet
نمایش کوتاه
truncating
کوتاه کردن
formulating
کوتاه کردن
cutty sark
دامن کوتاه
correption
کوتاه کردن
brief description
شرح کوتاه
corner-brace
حایل کوتاه
conte
داستان کوتاه
short-list
فهرست کوتاه
short-listed
فهرست کوتاه
short-listing
فهرست کوتاه
short-lists
فهرست کوتاه
tutu
دامن کوتاه
tutus
دامن کوتاه
britches
شلوار کوتاه
To back down .
کوتاه آمدن
drop in
<idiom>
دیدار کوتاه
bunny hop
پرش کوتاه
by pass
اتصال کوتاه
in the short run
در کوتاه مدت
briefly
<adv.>
بصورت کوتاه
compendiously
<adv.>
بصورت کوتاه
dwarf gallery
دالان کوتاه
coatee
دامن کوتاه
chiton
قبای کوتاه
chitchat
صحبت کوتاه
chip shot
ضربه کوتاه
simply stated
به بیان کوتاه
curtly
<adv.>
بصورت کوتاه
mini-skirts
دامن کوتاه
half timber
الوار کوتاه
reef
کوتاه کردن
gnomical
کوتاه لب نویس
unabridged
کوتاه نشده
truncates
کوتاه کردن
fubsy
کوتاه وکلفت
shortening in
کوتاه کردن
abridge
کوتاه کردن
hidebound
کوتاه فکر
shortwave
موج کوتاه
punches
کوتاه قطور
punched
کوتاه قطور
punch
کوتاه قطور
spontoon
نیزه کوتاه
an incomprehensive report
گزارش کوتاه
escopette
قرابینه کوتاه
steep taper
مخروط کوتاه
reefs
کوتاه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com