Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
The borrower is absolutely free to use the amount.
وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است .
Other Matches
burn down
<idiom>
کاملا سوختن (معمولابرای ساختمان استفاده میشود)
von neuman morgensterm utility index
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
reel-to-reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel to reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
backward
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backwards
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
requested
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requesting
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
rosette border
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
mirror carpet
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
authorised
مختار
plenipotentiaries
مختار
plenipotentiary
مختار
untrammelled
آزادانهرفتارکردن مختار
having free will
فاعل مختار
freed
اختیاری مختار
minister plenipotentiary
وزیر مختار
free
اختیاری مختار
autonomous
خود مختار
freeing
اختیاری مختار
autonomic
خود مختار
independent
خود مختار
self governed
خود مختار
free a voluntary
فاعل مختار
frees
اختیاری مختار
from this time forth
ازاین پس
from this time forward
ازاین پس
later on
ازاین پس
hence it is
ازاین
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
semiautonomous
نیمه خود مختار
minister
وزیر مختار کشیش .
ministers
وزیر مختار کشیش .
charge d'affaires
نایب وزیر مختار
semi independent
نیمه خود مختار
hereinbelow
ازاین پایین تر
to this effect
ازاین قرار
owing to this
ازاین سبب
over and above
گذشته ازاین
on the score of neglect
ازاین حیث
from this time forth
ازاین ببعد
from this time forward
ازاین ببعد
in a. to this
گذشته ازاین
For this reason . In this respect.
ازاین جهت
signalling
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
autonomic
<adj.>
خودکار
[ارادی]
[خود مختار]
autonomic nervous system
دستگاه عصبی خود مختار
ans
دستگاه عصبی خود مختار
legations
ایلچی گری وزارت مختار
legation
ایلچی گری وزارت مختار
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
superlunar
بیرون ازاین جهان
From now on. Henceforth.
از حالابه بعد (ازاین پس)
across
ازاین سو بان سو درمیان
f. this path
ازاین راه برو
this wayŠplease
ازاین راه بفرمایید
oscillated
ازاین سو به ان سو افتادن مردد بودن
since that time. thereafter.
ازآن زمان به بعد (ازاین پس )
oscillates
ازاین سو به ان سو افتادن مردد بودن
erenow
پیش ازاین تااین تاریخ
on the score of neglect
بعنوان غفلت ازاین بابت
oscillate
ازاین سو به ان سو افتادن مردد بودن
at an overthwart
بطور متقاطع ازاین سو بان سو
he passed hence
ازاین جهان رخت بربست
to an overthwart
بطور متقاطع ازاین سو بان سو
as follows
بشرح ذیل ازاین قرار
It goes against the grain to pay these sums (that kind of money).
من که زورم می آید ازاین پولها بدهم
is he a the wiser for it
ایا ازاین بابت عاقل تراست
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
Stop your little games (tricks).
ازاین بازیها (حقه وکلکها )دست بردار
meerschaum
هیدروسیلیکات منیزیم سرچپق یاسرقلیانی که ازاین سنگ ساخته میشود
promoters
مبلغ
promoter
مبلغ
amount
: مبلغ
amounted
: مبلغ
sum
مبلغ
amounting
مبلغ
quantum
مبلغ
sums
مبلغ
amounting
: مبلغ
amounted
مبلغ
amount
مبلغ
amounts
مبلغ
lump sum
مبلغ کل
quantity
مبلغ
lump sums
مبلغ کل
propagandist
مبلغ
quantities
مبلغ
amounts
: مبلغ
tot
مبلغ
summa
مبلغ
propagandists
مبلغ
tots
مبلغ
missionary
مبلغ مذهبی
missionaries
مبلغ مذهبی
roundest
مبلغ زیاد
to figure up
مبلغ یا میزان
convertor
مبلغ مذهبی
entirenss
جمع کل مبلغ کل
the entire sum
تمامی مبلغ
dribblet
مبلغ کوچک
round
مبلغ زیاد
turnover
مبلغ فروش
converter
مبلغ مذهبی
pittance
مبلغ جزئی
balance of the amount
باقیمانده مبلغ
prices
مبلغ شرطبندی
premiums
مبلغ بیمه
premium
مبلغ بیمه
evengelist
مبلغ مسیحی
price
مبلغ شرطبندی
chicken feed
مبلغ ناچیز
twopence
مبلغ دو پنس
missioner
مبلغ مذهبی
carry forward
مبلغ منقول
gross amount
مبلغ ناخالص
pin money
مبلغ ناچیز
backing
مبلغ شرطبندی
deductible
مبلغ قابل کسر
hike
مبلغ رابالا بردن
hiked
مبلغ رابالا بردن
hiking
مبلغ رابالا بردن
ratal
مبلغ مشمول مالیات
hikes
مبلغ رابالا بردن
exaggerated
مبلغ اغراق امیز
it was a
مبلغ زیادی بود
capitalization
جمع مبلغ سرمایه
blank check
چک امضاء شده بدون مبلغ
What is this amount for?
این مبلغ برای چیست؟
even money
مبلغ مساوی در شرط بندی
It was some consikerable amount.
مبلغ قابل ملاحظه ای بود
surcharge
مبلغ جریمه نرخ اضافی
Fine words butter no parsnips.
از تعارف کم کم وبر مبلغ افزای
investment
مبلغ سرمایه گذاری شده
i undertake to pay that sum
متعهد میشوم که ان مبلغ رابپردازم
investments
مبلغ سرمایه گذاری شده
surcharges
مبلغ جریمه نرخ اضافی
outlay
مبلغ سرمایه گذاری شده خرج
The return on the bonds amounts to ...
مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
net amount payable to contractor
مبلغ خالص قابل پرداخت به پیمانکار
handicap stake
مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
entry fee
مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
bond discount
تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
working capital
مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
He deducts the amount from the invoice.
او
[مرد]
این مبلغ را از حساب کسر می کند.
debt discount
تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
discounted cash flow
مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
ethnography
تشریح علمی نژادهای بشراز نظر اداب ورسوم و اختلافاتی که ازاین نقطه نظر با هم دارند
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
capacity
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
freed
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idle
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idlest
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
freeing
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idles
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
free
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
frees
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacities
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
self goverment
خود داری حکومت خود مختار
bitmap
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
fourth generation computers
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
small claim
ادعانامه یا تقاضای خسارتی که مبلغ ان از 00001 ریال کمتر است
cash-and-carry
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carries
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
regressive tax
مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
cash and carry
نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
quad
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
band
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
shareware
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
ieee
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
face value
مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
exerciser
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
duplex
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplexes
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
joint tenants
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
common use
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
dificiency
نقصان درامد و عدم کفایت مبلغ پیش بینی شده جهت اجرای کار
wimps
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
PPP
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
Hamming code
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
defect skipping
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
pubs
میخانه ادمی که ازاین میخانه بان میخانه برود خمار
pub
میخانه ادمی که ازاین میخانه بان میخانه برود خمار
across
ازاین طرف بان طرف
bond
سندی که به موجب ان خود ووارث و اوصیا و مباشرین امورش را به پرداخت مبلغ معینی به دیگری متعهد میکند
solenoid sweep
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
publishes
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publish
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wire
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com