English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (42 milliseconds)
English Persian
simulate وانمود سازی کردن
simulates وانمود سازی کردن
simulating وانمود سازی کردن
Other Matches
shams وانمود کردن
simulates وانمود کردن
sham وانمود کردن
dissemble وانمود کردن
play-acted وانمود کردن
sham وانمود کردن
play-act وانمود کردن
let on <idiom> وانمود کردن
possum وانمود کردن
possums وانمود کردن
lead on وانمود کردن
feigns وانمود کردن
feign وانمود کردن
make believe <idiom> وانمود کردن
simulafe وانمود کردن
simulate وانمود کردن
play-acting وانمود کردن
feign وانمود کردن
pretends وانمود کردن
to make believe وانمود کردن
simulating وانمود کردن
play at وانمود کردن
pretend وانمود کردن
pretend وانمود کردن
pretending وانمود کردن
play-acts وانمود کردن
to set up for...... خود را..........وانمود کردن
put on وانمود کردن بکارانداختن
assumes بخود بستن وانمود کردن
assume بخود بستن وانمود کردن
simulates تقلید نشان دادن وانمود کردن
simulate تقلید نشان دادن وانمود کردن
simulating تقلید نشان دادن وانمود کردن
heroize خود را پهلوان وانمود کردن قهرمان وپهلوان وانمودکردن
represents نمایندگی کردن وانمود کردن
represented نمایندگی کردن وانمود کردن
represent نمایندگی کردن وانمود کردن
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
pretension وانمود
poseurs وانمود کن
pretender وانمود گر
feigning وانمود
feint وانمود
make believe وانمود
pretence وانمود
make-believe وانمود
dissimulation وانمود
pretenders وانمود گر
pretensions وانمود
fakery وانمود
affectations وانمود
affectation وانمود
feinted وانمود
feinting وانمود
feints وانمود
pretences وانمود
posers وانمود کن
poser وانمود کن
poseur وانمود کن
pretenses وانمود
faking وانمود
affecter وانمود کننده
simulation وانمود تظاهر
simular وانمود کننده
factitious وانمود کننده
seems وانمود شدن
seemed وانمود شدن
simulations وانمود تظاهر
seem وانمود شدن
simulators دستگاه وانمود ساز
simulator دستگاه وانمود ساز
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
he pretended to be asleep چنین وانمود کرد که خواب است
Dont sidetrack the issue. خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
junk پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
snake in the grass <idiom> دشمنی که وانمود به دوستی میکند (دشمن دوست نما)
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
simulating شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate شبیه سازی کردن تشبیه کردن
floors کف سازی کردن
floor کف سازی کردن
floored کف سازی کردن
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
copies بدل سازی کردن
jerry build بنا سازی کردن
copying بدل سازی کردن
insculp مجسمه سازی کردن
copy بدل سازی کردن
copied بدل سازی کردن
calker زیرپوش سازی کردن
subvert درون واژگون سازی کردن
compaction فشرده سازی متراکم کردن
subverting درون واژگون سازی کردن
To forge a document (documents). سند ومدرک سازی کردن
subverted درون واژگون سازی کردن
imagery شبیه سازی عکاسی کردن
bastardization بدل سازی حرامزاده کردن
subverts درون واژگون سازی کردن
simulate شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
simulating شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
clearance پاک سازی تایید صلاحیت تخلیه کردن
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
deleted پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
delete پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleting پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deletes پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
pave [صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
compacts کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacted کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compact کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
media کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
compacting کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
maintenance فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
address قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addressed قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addresses قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
To cook the books. حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
refreshes بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
refresh بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
conditioning شرطی کردن شرطی سازی
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
bridge building پل سازی
individualized تک سازی
retortion خم سازی
repk lection پر سازی
bridgework پل سازی
padding له سازی
compaction تو پر سازی
local anasthesia سر سازی
idolization بت سازی
flection خم سازی
individualised تک سازی
individualises تک سازی
individualising تک سازی
individualize تک سازی
individualizes تک سازی
individualizing تک سازی
flooring کف سازی
pavement کف سازی
stylization مد سازی
individualization تک سازی
individuation تک سازی
deflexion خم سازی
pavements کف سازی
retortion کج سازی
truncation بی سر سازی
modelled مدل سازی
individualization فرد سازی
scenery صحنه سازی
brazier برنج سازی
histrionics صحنه سازی
shipbuilding کشتی سازی
individualization منفرد سازی
regionalism منطقه سازی
metabolic سوخت و سازی
standardization استاندارد سازی
braziers برنج سازی
inceration موم سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com