English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (8 milliseconds)
English Persian
pretender وانمود گر
pretenders وانمود گر
Search result with all words
simulate وانمود کردن
simulate وانمود سازی کردن
simulate تقلید نشان دادن وانمود کردن
simulates وانمود کردن
simulates وانمود سازی کردن
simulates تقلید نشان دادن وانمود کردن
simulating وانمود کردن
simulating وانمود سازی کردن
simulating تقلید نشان دادن وانمود کردن
feint وانمود
feinted وانمود
feinting وانمود
feints وانمود
feigning وانمود
pretence وانمود
pretences وانمود
pretenses وانمود
affectation وانمود
affectations وانمود
make believe وانمود
make-believe وانمود
assume بخود بستن وانمود کردن
assumes بخود بستن وانمود کردن
simulator دستگاه وانمود ساز
simulators دستگاه وانمود ساز
poseur وانمود کن
poseurs وانمود کن
poser وانمود کن
posers وانمود کن
simulation وانمود تظاهر
simulations وانمود تظاهر
faking وانمود
possum وانمود کردن
possums وانمود کردن
sham وانمود کردن
shams وانمود کردن
feign وانمود کردن
feigns وانمود کردن
pretend وانمود کردن
pretending وانمود کردن
pretends وانمود کردن
seem وانمود شدن
seemed وانمود شدن
seems وانمود شدن
represent نمایندگی کردن وانمود کردن
represented نمایندگی کردن وانمود کردن
represents نمایندگی کردن وانمود کردن
pretension وانمود
pretensions وانمود
dissimulation وانمود
factitious وانمود کننده
affecter وانمود کننده
fakery وانمود
he pretended to be asleep چنین وانمود کرد که خواب است
heroize خود را پهلوان وانمود کردن قهرمان وپهلوان وانمودکردن
lead on وانمود کردن
play at وانمود کردن
put on وانمود کردن بکارانداختن
simulafe وانمود کردن
simular وانمود کننده
to make believe وانمود کردن
to set up for...... خود را..........وانمود کردن
play-act وانمود کردن
play-acted وانمود کردن
play-acting وانمود کردن
play-acts وانمود کردن
Dont sidetrack the issue. خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
let on <idiom> وانمود کردن
snake in the grass <idiom> دشمنی که وانمود به دوستی میکند (دشمن دوست نما)
make believe <idiom> وانمود کردن
sham وانمود کردن
dissemble وانمود کردن
feign وانمود کردن
pretend وانمود کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com