Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
reversal
واژگون سازی واژگونی
reversals
واژگون سازی واژگونی
Search result with all words
upset _
واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
Other Matches
eversion
واژگون سازی
overturned
واژگون سازی
overturns
واژگون سازی
overturn
واژگون سازی
subverting
درون واژگون سازی کردن
subverted
درون واژگون سازی کردن
subverts
درون واژگون سازی کردن
subvert
درون واژگون سازی کردن
capsized
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsize
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizing
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizes
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
overturns
واژگونی
capsizal
واژگونی
upsetting
واژگونی
overturn
واژگونی
overturning
واژگونی
upsets
واژگونی
eversion
واژگونی
upset
واژگونی
overturned
واژگونی
resupination
واژگونی
tilting
واژگونی
turning moment
لنگر واژگونی
subversion
درون واژگونی
overturning moment
لنگر واژگونی
image reversal
واژگونی تصویر
endo
تصادف منجر به واژگونی
overset
شلوغ کردن واژگونی
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
subversives
واژگون
subversive
واژگون
upside down
واژگون
overturning
واژگون
topsy-turvy
واژگون
topsy turvy
واژگون
subverted
واژگون ساختن
to keel over
واژگون کردن
turn over
واژگون شدگی
purl
واژگون شدن
upsetter
واژگون کننده
overturns
واژگون کردن
subvert
واژگون ساختن
overturned
واژگون کردن
overturn
واژگون کردن
to turn turtle
واژگون شدن
eversible
واژگون شدنی
purled
واژگون شدن
converse
واژگون وارونه
conversed
واژگون وارونه
converses
واژگون وارونه
conversing
واژگون وارونه
subverting
واژگون ساختن
subverts
واژگون ساختن
overset
واژگون ساختن
purling
واژگون شدن
purls
واژگون شدن
upsetting
واژگون کردن
upset
واژگون کردن
upsets
واژگون کردن
rock the boat
<idiom>
واژگون کردن
keels
واژگون شدن افتادن
toppling
برگشتن واژگون کردن
overturns
واژگون کردن برانداختن
overturn
واژگون کردن برانداختن
inverts
انحراف سخن واژگون
inverting
انحراف سخن واژگون
overturned
واژگون کردن برانداختن
topple
برگشتن واژگون کردن
toppled
برگشتن واژگون کردن
topples
برگشتن واژگون کردن
capsized
واژگون کردن قایق
keel
واژگون شدن افتادن
invert
انحراف سخن واژگون
capsizing
واژگون کردن قایق
capsizes
واژگون کردن قایق
capsize
واژگون کردن قایق
to turn over
واژگون کردن کارکردن دراوردن
turn turtle
واژگون شدن ناو یا قایق
inside out
<idiom>
داخل به خارج برگشتن ،واژگون شدن
irreversibly
چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ballast
هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
reverse
نقض کردن واژگون کردن
reversing
نقض کردن واژگون کردن
reverses
نقض کردن واژگون کردن
reversed
نقض کردن واژگون کردن
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
tipper
کج کننده واژگون کننده
deflexion
خم سازی
retortion
خم سازی
individualised
تک سازی
repk lection
پر سازی
individualization
تک سازی
retortion
کج سازی
stylization
مد سازی
individuation
تک سازی
local anasthesia
سر سازی
individualizing
تک سازی
padding
له سازی
bridgework
پل سازی
bridge building
پل سازی
flection
خم سازی
individualises
تک سازی
individualising
تک سازی
pavement
کف سازی
pavements
کف سازی
flooring
کف سازی
truncation
بی سر سازی
compaction
تو پر سازی
individualized
تک سازی
idolization
بت سازی
individualize
تک سازی
individualizes
تک سازی
deallocation
ازاد سازی
activation
فعال سازی
deactivation
بی اثر سازی
acidification
اسید سازی
manifestation
اشکار سازی
urbanization
شهری سازی
arrefication
رقیق سازی
accommodations
برون سازی
afforestment
جنگل سازی
activation barrier
سد فعال سازی
die making
حدیده سازی
manifestations
اشکار سازی
detersion
پاک سازی
denaturation
مصنوعی سازی
deep foundation
پی سازی در عمق
denudation
برهنه سازی
defeasance
باطل سازی
unification
یکی سازی
deprival
بی بهره سازی
conceptualization
مفهوم سازی
ordering
مرتب سازی
decryption
اشکار سازی
deconditioning
ناشرطی سازی
derichment
رقیق سازی
debilitation
ناتوان سازی
decentralization
نامتمرکز سازی
elution
پاکیزه سازی
storage
ذخیره سازی
suppression
موقوف سازی
compactions
فشرده سازی
coking chamber
اطاقک کک سازی
carcassing
اسکلت سازی
carbonize
کربن سازی
cooperage
چلیک سازی
cooperage
پیت سازی
capitalization
سرمایه سازی
countersink
خزینه سازی
capital building
سرمایه سازی
crystallization
بلور سازی
coking period
زمان کک سازی
curriery
چرم سازی
coordination
هماهنگ سازی
carnification
گوشت سازی
christianization
عیسوی سازی
channelization
تنگه سازی
coking time
زمان کک سازی
compaction
فشرده سازی
channelization
مجرا سازی
channelization
ترعه سازی
ceiling construction
سقف سازی
cavitation
حفره سازی
cartwright's shop
دوچرخه سازی
computer simulation
شبیه سازی
confectionary
شیرینی سازی
dactyliography
نگین سازی
canalization
کانال سازی
beadwork
تسبیح سازی
balladry
تصنیف سازی
atomization
ریز سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com