English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
turn turtle واژگون شدن ناو یا قایق
Search result with all words
capsize واژگون کردن قایق
capsized واژگون کردن قایق
capsizes واژگون کردن قایق
capsizing واژگون کردن قایق
Other Matches
capsizing واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsized واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizes واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsize واژگون کردن کشتی واژگون شدن
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
subversives واژگون
subversive واژگون
topsy-turvy واژگون
topsy turvy واژگون
upside down واژگون
overturning واژگون
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
overset واژگون ساختن
overturns واژگون کردن
overturned واژگون سازی
overturned واژگون کردن
converse واژگون وارونه
conversing واژگون وارونه
converses واژگون وارونه
eversion واژگون سازی
eversible واژگون شدنی
conversed واژگون وارونه
purls واژگون شدن
overturn واژگون سازی
overturn واژگون کردن
upsetting واژگون کردن
subvert واژگون ساختن
subverted واژگون ساختن
subverting واژگون ساختن
rock the boat <idiom> واژگون کردن
subverts واژگون ساختن
purl واژگون شدن
purled واژگون شدن
purling واژگون شدن
upsets واژگون کردن
upset واژگون کردن
upsetter واژگون کننده
to keel over واژگون کردن
to turn turtle واژگون شدن
turn over واژگون شدگی
overturns واژگون سازی
overturned واژگون کردن برانداختن
overturns واژگون کردن برانداختن
overturn واژگون کردن برانداختن
invert انحراف سخن واژگون
inverting انحراف سخن واژگون
inverts انحراف سخن واژگون
keels واژگون شدن افتادن
topple برگشتن واژگون کردن
topples برگشتن واژگون کردن
keel واژگون شدن افتادن
toppling برگشتن واژگون کردن
toppled برگشتن واژگون کردن
reversal واژگون سازی واژگونی
reversals واژگون سازی واژگونی
subverts درون واژگون سازی کردن
subverted درون واژگون سازی کردن
subverting درون واژگون سازی کردن
subvert درون واژگون سازی کردن
to turn over واژگون کردن کارکردن دراوردن
upset _ واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
inside out <idiom> داخل به خارج برگشتن ،واژگون شدن
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
irreversibly چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
ballast هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
reverses نقض کردن واژگون کردن
reversed نقض کردن واژگون کردن
reverse نقض کردن واژگون کردن
reversing نقض کردن واژگون کردن
barged قایق
lighter قایق
bilge کف قایق
outboard قایق
boat قایق
boats قایق
ferry boat قایق
lighters قایق
ark قایق
caique قایق
boatdeck پل قایق
barges قایق
boat tail دم قایق
barge قایق
motorboat engine قایق موتوری
powerboat قایق موتوری
ferrying قایق موتوری
powerboats قایق موتوری
yachting قایق رانی
monohull قایق با یک بدنه
capsizes برگشتن قایق
seaboat قایق ترابری
lighterage قایق باری
ferry قایق موتوری
ferries قایق موتوری
night boat قایق اماده
motorboats قایق موتوری
piragua قایق ته پهن
pulling boat قایق پارویی
motorboat قایق موتوری
ferried قایق موتوری
motor sailer قایق موتوردار
service craft قایق گشتی
single banked boat قایق تک پارو زن
sailboats قایق بادبانی
sailboat قایق بادی
sailboat قایق بادبانی
schooners قایق دو دگلی
schooner قایق دو دگلی
rowboats قایق پارویی
rowboat قایق پارویی
sloop قایق جنگی
sloop قایق یک دکله
soling قایق با 3 سرنشین
to sail avessel راندن قایق
tumbrel قایق ته صاف
tumbril قایق ته صاف
boathouse قایق خانه
boathouse آشیانهی قایق
boathouses قایق خانه
boathouses آشیانهی قایق
cabin cruiser قایق تفریحی
cabin cruisers قایق تفریحی
The boat sank. قایق غرق شد
life boad قایق نجات
sailboats قایق بادی
life float قایق نجات
davit جرثقیل قایق
double banked boat قایق دو پارو زن
fisherman's anchor لنگر قایق
boat hails شناسایی قایق
boat gang نگهبان قایق
boat call مخابره با قایق
boat boom بوم قایق
boat anchor لنگر قایق
beaching gear سرسره قایق
foldboat قایق تاشو
assault boat قایق هجومی
aft عقب قایق
gripe بند قایق
gripe تسمه قایق
four قایق 4 نفره
aboard روی قایق
boat painter طناب قایق
davit قایق بالابر
crash boat قایق نجات
coxswain سکان قایق
coble قایق پارویی
chief of boat فرمانده قایق
chief of boat سکانی قایق
centerboarder قایق تیردار
center board ته قایق بادبانی
catboat قایق تک بادبان
canoeist قایق ران
by the stern قایق سربالا در اب
boatchock زین قایق
boat your oars پارو به قایق
boat work قایق بری
boat tail پاشنه قایق
boat skids گهواره قایق
boat pool حوضچه قایق
galley اشپزخانه قایق
fore جلوی قایق
boat hook چنگک قایق
boat hook هوک قایق
lighters قایق بارکش
lighters قایق باری
lighter قایق بارکش
lighter قایق باری
safety boat قایق نجات
sterns عقب قایق
sternest عقب قایق
sterner عقب قایق
stern عقب قایق
landing craft raiding قایق هجومی
dinghy قایق تفریحی
dinghies قایق تفریحی
sailing boats قایق بادبانی
sailing boat قایق بادبانی
boat-hook هوک قایق
boat-hook چنگک قایق
capsizing برگشتن قایق
fore end aft درطول قایق
gasboat قایق موتوری
gunwale لبه قایق
hold water قایق ایست
capsized برگشتن قایق
ice boat قایق یخ شکن
iceboat قایق یخ شکن
capsize برگشتن قایق
icebreaker قایق یخ شکن
ladders پلکان قایق
ladder پلکان قایق
boat plug پیته قایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com