English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (37 milliseconds)
English Persian
capsize واژگون کردن قایق
capsized واژگون کردن قایق
capsizes واژگون کردن قایق
capsizing واژگون کردن قایق
Other Matches
turn turtle واژگون شدن ناو یا قایق
capsizing واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsize واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizes واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsized واژگون کردن کشتی واژگون شدن
upset واژگون کردن
overturns واژگون کردن
to keel over واژگون کردن
upsets واژگون کردن
rock the boat <idiom> واژگون کردن
upsetting واژگون کردن
overturned واژگون کردن
overturn واژگون کردن
toppled برگشتن واژگون کردن
toppling برگشتن واژگون کردن
topple برگشتن واژگون کردن
overturned واژگون کردن برانداختن
topples برگشتن واژگون کردن
overturn واژگون کردن برانداختن
overturns واژگون کردن برانداختن
subverting درون واژگون سازی کردن
subverts درون واژگون سازی کردن
to turn over واژگون کردن کارکردن دراوردن
subverted درون واژگون سازی کردن
subvert درون واژگون سازی کردن
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
reverses نقض کردن واژگون کردن
reversing نقض کردن واژگون کردن
reverse نقض کردن واژگون کردن
reversed نقض کردن واژگون کردن
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
subversives واژگون
subversive واژگون
topsy-turvy واژگون
overturning واژگون
upside down واژگون
topsy turvy واژگون
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
swamps غرق کردن قایق
boats قایق رانی کردن
swamping غرق کردن قایق
broach سوراخ کردن قایق
swamped غرق کردن قایق
barge با قایق حمل کردن
swamp غرق کردن قایق
barged با قایق حمل کردن
broached سوراخ کردن قایق
broaching سوراخ کردن قایق
boat قایق رانی کردن
broaches سوراخ کردن قایق
barges با قایق حمل کردن
purled واژگون شدن
subverted واژگون ساختن
converse واژگون وارونه
conversed واژگون وارونه
conversing واژگون وارونه
overturned واژگون سازی
subvert واژگون ساختن
eversible واژگون شدنی
to turn turtle واژگون شدن
purls واژگون شدن
eversion واژگون سازی
purling واژگون شدن
overturns واژگون سازی
purl واژگون شدن
overturn واژگون سازی
subverts واژگون ساختن
subverting واژگون ساختن
converses واژگون وارونه
overset واژگون ساختن
turn over واژگون شدگی
upsetter واژگون کننده
bail عمل خارج کردن اب قایق
cast off باز کردن طناب قایق
scow با قایق چهارگوش حمل کردن
ground tackle وسیله مهار کردن قایق
ship water نفوذ کردن اب بداخل قایق
reversal واژگون سازی واژگونی
inverting انحراف سخن واژگون
keels واژگون شدن افتادن
reversals واژگون سازی واژگونی
inverts انحراف سخن واژگون
invert انحراف سخن واژگون
keel واژگون شدن افتادن
lighters با قایق باری کالا حمل کردن
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
steamboat قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
lighter با قایق باری کالا حمل کردن
head down دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
head off دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
port بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
inside out <idiom> داخل به خارج برگشتن ،واژگون شدن
upset _ واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
irreversibly چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
ballast هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
scooter روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooters روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackling درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
barged قایق
caique قایق
boat قایق
boat tail دم قایق
boatdeck پل قایق
lighters قایق
ark قایق
bilge کف قایق
boats قایق
barge قایق
ferry boat قایق
outboard قایق
lighter قایق
barges قایق
life boad قایق نجات
pulling boat قایق پارویی
rafts قایق باری
cradled زین قایق
cradles زین قایق
raft قایق باری
boat-hooks هوک قایق
to sail avessel راندن قایق
capsizes برگشتن قایق
davit قایق بالابر
landing craft raiding قایق هجومی
four قایق 4 نفره
aft عقب قایق
boat-hook هوک قایق
boat hook چنگک قایق
motor sailer قایق موتوردار
boat-hook چنگک قایق
boat tail پاشنه قایق
boat work قایق بری
boat your oars پارو به قایق
aboard روی قایق
hydrofoil قایق هواناو
hydrofoils قایق پرنده
lifeboat قایق نجات
hydrofoils قایق هواناو
canoes قایق رانی
night boat قایق اماده
hydrofoil قایق پرنده
assault boat قایق هجومی
painter طناب قایق
boat hook هوک قایق
cradle زین قایق
boatchock زین قایق
davit جرثقیل قایق
lighters قایق بارکش
galley اشپزخانه قایق
boathouse قایق خانه
capsizing برگشتن قایق
fore جلوی قایق
painters طناب قایق
lifeboats قایق نجات
piragua قایق ته پهن
cabin cruisers قایق تفریحی
beaching gear سرسره قایق
cabin cruiser قایق تفریحی
cutter قایق پارویی
capsized برگشتن قایق
schooner قایق دو دگلی
dinghies قایق تفریحی
schooners قایق دو دگلی
lighterage قایق باری
life raft قایق نجات
cutter قایق تک دکله
sailboat قایق بادبانی
sailboat قایق بادی
fittings لوازم قایق
swamps به گل نشستن قایق
ladders پلکان قایق
ladder پلکان قایق
capsize برگشتن قایق
swamp به گل نشستن قایق
forwarded جلو قایق
dinghy قایق تفریحی
forward جلو قایق
swamped به گل نشستن قایق
powerboats قایق موتوری
swamping به گل نشستن قایق
powerboat قایق موتوری
double banked boat قایق دو پارو زن
sailboats قایق بادبانی
motorboats قایق موتوری
boat hails شناسایی قایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com