Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
self surrender
واگذاری خود تسلیم به اراده
Other Matches
abuleia
فقدان نیروی اراده ضعف اراده
abulia
فقدان نیروی اراده ضعف اراده
transfer
واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
transfers
واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
transferring
واگذاری سند انتقال و واگذاری حواله
real will
مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
delivery
تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
deliveries
تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
to give up the ghost
جان تسلیم کردن روح تسلیم کردن
identic notes
منظوریادداشتهایی با مضمون واحداست که چند دولت به یک دولت می دهند . چون این یادداشتها جداگانه تسلیم میشود عمل هر دولت فاهرا"مستقل از عمل دولت دیگراست تسلیم این یادداشتهاعمل غیردوستانه تلقی میشود
aimless
بی اراده
will
اراده
volition
اراده
purposeful
با اراده
wills
اراده
willed
اراده
resolution
اراده
will-power
اراده
intention
اراده
thy will
اراده ات
nisus
اراده
on the impluse of the moment
بی اراده
voluntariness
اراده
volitionally
با اراده
animus
اراده
intentions
اراده
thy will
اراده تو
infirm of purpose
بی اراده
determination
اراده
passives
بی اراده
resolutions
اراده
passive
بی اراده
abulic
بی اراده
weak kneed
بی اراده
weak-kneed
بی اراده
self will
اراده شخصی
involuntarily
بدون اراده
social will
اراده اجتماعی
wills
اراده کردن
will
اراده کردن
will-power
قدرت اراده
An iron wI'll.
اراده آهنین
willable
قابل اراده
willed
اراده کردن
will therapy
اراده درمانی
it is our pleasure to
اراده ما اینست که
volitionary
وابسته به اراده
free will
اراده ازاد
free will
ازادی اراده
dysbulia
اختلال اراده
volition
از روی اراده
voluntarism
اراده گرایی
abulic
فاقد اراده
voluntarily
از روی اراده
steely look
نگاه با اراده
driftless
بی مرام بی اراده
automaton
ادم بی اراده
automatons
ادم بی اراده
libertarian
طرفدار ازادی اراده
To have a strong wI'll.
اراده قوی داشتن
The will of the nation
[people]
اراده ملت
[مردم]
He is strong-wI'lled.
آدم با اراده ای است
real will
نظریه اراده واقعی
of one's own volition
از روی اراده خود
what is your will?
اراده شما چیست
will of iron
<idiom>
اراده آهنین داشتن
libertarians
طرفدار ازادی اراده
transference
واگذاری
concession
واگذاری
conveyance
واگذاری
bailment
واگذاری
surrendering
واگذاری
cession
واگذاری
resigns
واگذاری
resign
واگذاری
consignation
واگذاری
devolvement
واگذاری
relinguishment
واگذاری
devolution
واگذاری
transter
واگذاری
leaving
واگذاری
concessions
واگذاری
abaloenation
واگذاری
surrenders
واگذاری
leave
واگذاری
abalienate
واگذاری
transfers
واگذاری
transferring
واگذاری
abandoment
واگذاری
resignations
واگذاری
conveyances
واگذاری
condescension
واگذاری
assignment
واگذاری
transfer
واگذاری
assignments
واگذاری
resignation
واگذاری
assigment
واگذاری
surrender
واگذاری
surrendered
واگذاری
tenant at will
متصرف به میل و اراده مالک
abulomania
دیوانگی در نتیجه ضعف اراده
will temprament tests
ازمونهای اراده- خلق وخوی
willpower
تصمیم جدی نیروی اراده
animal
مربوط به روح وجان یا اراده
He hasnt a mind of his own.
ازخودش رأیی ندارد (بی اراده)
animals
مربوط به روح وجان یا اراده
distribution of forces
واگذاری نیروها
transferring
واگذاری تحویل
transferring
واگذاری نقل
surrenders
واگذاری صرفنظر
surrender
واگذاری صرفنظر
voluntary assignment
واگذاری اختیاری
transfers
واگذاری تحویل
transfers
واگذاری نقل
bail
واگذاری انتقال
assignments
واگذاری اسناد
submission
واگذاری تفویض
transfer
واگذاری نقل
surrendered
واگذاری صرفنظر
infeudation
واگذاری به تیول
abandonment
واگذاری دل کندن
remittances
وجه واگذاری
remittances
واگذاری وجه
remittance
وجه واگذاری
remittance
واگذاری وجه
instrument of assignment
سند واگذاری
transfer
واگذاری تحویل
assignment
واگذاری اسناد
demission
واگذاری استعفاء
retrocession
واگذاری مجد د
target allocation
واگذاری هدف
feoffment
واگذاری تیول
abandons
واگذاری رهاسازی
apportionment
واگذاری اعتبار
assignable credit
اغتبارقابل واگذاری
assignment of contract
واگذاری قرارداد
estate in joint tenancy
واگذاری مشاع
sectors
منطقه واگذاری
transferable credit
اعتبارقابل واگذاری
sector
منطقه واگذاری
quiet enjoyment
واگذاری مطلق
abandoning
واگذاری رهاسازی
abandon
واگذاری رهاسازی
drift
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
automatize
کسی را بی اراده الت دست کردن
It depends on your decison.
بستگش به اراده (تصمیم )شما دارد
spermatorrhoea
خروج منی بدون اراده احتلام
drifts
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
drifting
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
drifted
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
jelly bean
ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
ration method
سبک واگذاری جیره
policy of d.
سیاست واگذاری اوضاع
transferring
سند انتقال یا واگذاری
troop basis
مبنای واگذاری یکان
weapons assignment
واگذاری جنگ افزار
release documents against
واگذاری اسناد در مقابل
apportionment
واگذاری سهمیه بودجه
assignations
قرار ملاقات واگذاری
assignation
قرار ملاقات واگذاری
transfer
سند انتقال یا واگذاری
transfers
سند انتقال یا واگذاری
deed of assignment
سند واگذاری اختیارات
vested in interest
واگذاری حق انتفاع موجل
self enforcing
دارای قدرت تحمیل اراده خودبر دیگران
downy's will temperament test
ازمون داونی برای ارزیابی اراده و خلق
impulsively
با نیروی انی و بدون اراده از روی تحریک
grant
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
release
ازاد سازی رهایی واگذاری
released
ازاد سازی رهایی واگذاری
granted
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
vests
واگذاری حقی یامالی به دیگری
releases
ازاد سازی رهایی واگذاری
vest
واگذاری حقی یامالی به دیگری
grants
امتیاز اجازه واگذاری رسمی
air defense sector
منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
vested in possession
واگذاری مال تحت تصرف
voluntarism
فلسفهای که اراده را عامل موثر در ایجاد عالم وجودمیداند
leases
واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
lease
واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
intrusive thoughts
اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
lease
نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
leases
نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
resign
تسلیم
resigns
تسلیم
resignation
تسلیم
resignations
تسلیم
surrendering
تسلیم
non resistance
تسلیم
delivery
تسلیم
self submission
تسلیم
deliveries
تسلیم
capitulation
تسلیم
compliance
تسلیم
surrenders
تسلیم
surrender
تسلیم
deference
تسلیم
consignation
تسلیم
liveries
تسلیم
livery
تسلیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com