English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (8 milliseconds)
English Persian
iamb وتد مجموع
iambus وتد مجموع
Search result with all words
sewerage مجموع مجرای فاضلاب
altogether همگی مجموع
aggregate مجموع جمع کردن
aggregates مجموع جمع کردن
hand بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
handing بردن مسابقه اسب دوانی با فاصله مناسب مجموع چهارتایی پیکان
vocabularies مجموع لغات یک زبان
vocabulary مجموع لغات یک زبان
totality تمامیت مجموع
armed forces مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
total مجموع
totaled مجموع
totaling مجموع
totalled مجموع
totalling مجموع
totals مجموع
addition عمل محاسباتی که مجموع دو عدد را حساب میکند
additions عمل محاسباتی که مجموع دو عدد را حساب میکند
batch دسته کردن مجموع کردن
batches دسته کردن مجموع کردن
sum total مجموع
rigging مجموع طناب و بادبانهای کشتی
libraries برنامه دان مجموع برنامه ها
library برنامه دان مجموع برنامه ها
sum مجموع
sums مجموع
adder مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adders مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
tote جمع کردن مجموع
toted جمع کردن مجموع
totes جمع کردن مجموع
toting جمع کردن مجموع
shook : مجموع تختههای لازم برای ساختن بشکه وچلیک وامثال ان
ballot رای مخفی مجموع اراء نوشته
balloted رای مخفی مجموع اراء نوشته
ballots رای مخفی مجموع اراء نوشته
bureaucracies مجموع گماشتگان دولتی
bureaucracy مجموع گماشتگان دولتی
full مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
fullest مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
lump مجموع
lumped مجموع
lumps مجموع
ensemble مجموع
ensembles مجموع
triad مجموع سه چیز
triads مجموع سه چیز
gear مجموع چرخهای دنده دار
geared مجموع چرخهای دنده دار
gears مجموع چرخهای دنده دار
alpine combined مجموع مسابقههای الپاین
anecdotage مجموع حکایات
assoil اصل تغییر نکردنی مجموع یا حاصل ضرب بخشیدن
baronage مجموع بارونها و نجبا
charactristic velocity مجموع تغییرات سرعت درمسیر یک ماموریت فضایی
check sum مجموع مقابلهای
checksum مجموع مقابلهای
cordage مجموع طنابهای کشتی
euler theorem در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
fore and aftring مجموع بادبانهای کشتی
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
iambic وابسته به وتد مجموع
ice time مجموع مدت بازی بازیگر دریک مسابقه یا در یک فصل
id مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
imbic دارای وتد مجموع
logic sum مجموع منطقی
mass diagram منحنی مجموع بدهها
matmen مجموع کشتی گیران و داوران
modulo two sum مجموع به پیمانه دو
nordic combined مجموع مسابقات اسکی نوردیک
over all مجموع
pentachord مجموع پنج نت
pinning combination مجموع حرکات منجر به ضربه فنی
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
regression sum of squares مجموع مجذورات رگرسیون مجموع مربعات رگرسیون
residual sum of squares مجموع مجذورات انحرافات مجموع مربعات انحرافات مجموع مجذورات باقیمانده ها
rootage مجموع ریشه ها
sewarage زهکشی مجموع مجاری فاضلاب
sideways sum مجموع جانبی
stroke play مسابقه گلف با محاسبه مجموع ضربههای یک بازیگر
sum of products مجموع حاصلضرب
sum of squares مجموع مربعات
sum of squares مجموع مجذورات
sum of squares of regression مجموع مربعات رگرسیون مجموع مجذورات رگرسیون
sum of squares of residual مجموع مربعات باقیمانده
summated ratings مجموع درجه ها
summation مجموع یابی
summation مجموع
tercet مجموع سه چیز
total deformation مجموع تمام تغییر شکلها
totyality جمع مجموع
two person zero sum game بازی دو نفره با مجموع صفر
virtual mass مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
total search result مجموع نتیجه جستجو
series مجموع یک دنباله [ریاضی]
sum of the terms of an infinite sequence مجموع یک دنباله [ریاضی]
amount مجموع
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com