Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (3 milliseconds)
English
Persian
fund
وجوه
funded
وجوه
funds
وجوه
Other Matches
wage fund theory of wages
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
depreciation allowances
وجوه استهلاکی
contingency fund
وجوه احتیاطی
emergency fund
وجوه اضطراری
wage funds
وجوه دستمزد
pension funds
وجوه بازنشستگی
provident fund
وجوه احتیاطی
relief fund
وجوه اعانه
reserve fund
وجوه اندوخته
sinkin fund
وجوه استهلاکی
common purse
وجوه عمومی
cash flows
وجوه در گردش
capital fund
وجوه سرمایه
trust funds
وجوه امانی
outs
وجوه پرداختی
reserve fund
وجوه ذخیره
trust fund
وجوه سپرده
cash flow
گردش وجوه
coffer
خزانه وجوه
coffers
خزانه وجوه
trust fund
وجوه متراکم شده
loanable funds
وجوه وام دادنی
inflow of foreign funds
ورود وجوه خارجی
face centered cubic
مکعب مراکز وجوه پر
trust fund
وجوه پس انداز شده
fcc lattice
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
face centered cubic lattice
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
fund
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
funded
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
loanable funds
وجوه قابل عرضه به بازار پول
rhomb
منشور شش وجهی دارای وجوه متوازی الاضلاع
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
provident fund
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
crowding out effect
اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com