English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (10 milliseconds)
English Persian
farouche وحشی صفت
Search result with all words
uncivilized وحشی
uncivil وحشی بی ادب
uncivilly وحشی بی ادب
marihuana تنباکوی وحشی بیابانی
marijuana تنباکوی وحشی بیابانی
fetish اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetishes اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
wild وحشی
wildest وحشی
wilds وحشی
gross وحشی توده
grossed وحشی توده
grosser وحشی توده
grosses وحشی توده
grossest وحشی توده
grossing وحشی توده
barbarous وحشی
headache خشخاش وحشی
headaches خشخاش وحشی
wildlife حیوانات وحشی
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
bestiality وحشی گری
truculent وحشی
ferocious وحشی
buff گاو وحشی زردنخودی
buffs گاو وحشی زردنخودی
brutalised وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalised وحشی شدن
brutalises وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalises وحشی شدن
brutalising وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalising وحشی شدن
brutalize وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize وحشی شدن
brutalized وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalized وحشی شدن
brutalizes وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizes وحشی شدن
brutalizing وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing وحشی شدن
buffalo گاو وحشی
buffaloes گاو وحشی
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
bullock گوساله وحشی
bullocks گوساله وحشی
feral حیوان شکاری وحشی
feral وحشی
barbarian ادم وحشی یابربری
barbarians ادم وحشی یابربری
ferocity وحشی گری سبعیت
wildcat گربه وحشی
wildcats گربه وحشی
undaunted وحشی
barbaric وحشی
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
wildfowl اردک وحشی
ruffian وحشی
ruffians وحشی
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
parsnip هویج وحشی
parsnip زردک وحشی
parsnips هویج وحشی
parsnips زردک وحشی
cheetah یوزپلنگ وحشی
cheetahs یوزپلنگ وحشی
madcap ادم بی پروا و وحشی
leopard پلنگ گربه وحشی
leopards پلنگ گربه وحشی
mallard اردک وحشی
mallard نوعی مرغابی وحشی
mallards اردک وحشی
mallards نوعی مرغابی وحشی
savage وحشی
savage وحشی شدن
savage وحشی کردن
savaged وحشی
savaged وحشی شدن
savaged وحشی کردن
savages وحشی
savages وحشی شدن
savages وحشی کردن
savaging وحشی
savaging وحشی شدن
savaging وحشی کردن
Gothic وحشی
brutal حیوان صفت وحشی
polecat موش خرمای وحشی اروپایی
polecats موش خرمای وحشی اروپایی
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
anthropophagus وحشی
barbarise وحشی کردن
Other Matches
brutify وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
ferae naturae وحشی ذاتا وحشی
boarish وحشی
ferine وحشی
gris وحشی
hare brained وحشی
rambunctious وحشی
ruttish وحشی
sylvatic وحشی
unshapen وحشی
unshaped وحشی
unmannerly وحشی
ungovernable وحشی
imbrute وحشی شدن
gothicism وحشی گری
horsemint نعناع وحشی
manlike جنس نر وحشی
mustang اسب وحشی
on the same p as the savages درترازو وحشی ها
onion couch یکجور جو وحشی
onion grass یکجور جو وحشی
saracen کافر وحشی
semi barbarian نیم وحشی
toadflax کتان وحشی
wild rice برنج وحشی
wildling حیوان وحشی
Wild West غرب وحشی
barbarize وحشی کردن
wildness وحشی گری
charlock خردل وحشی
fellness وحشی گری
feral child کودک وحشی
tiger cat گربه وحشی
perfection of savagery نهایت وحشی گری
greylag غاز وحشی اروپایی
perfection of savagery کمال وحشی گری
troglodyte انسانهای غارنشین وحشی
ruffianly گردن کلفت وحشی
sheldrake اردک وحشی دریایی
the african savages وحشی های آفریقا
wildfowler شکارچی غاز وحشی
wild beasts جانوران وحشی وحوش
wild parsley انواع هویج وحشی
caprifig درخت انجیر وحشی
brent یکجورغاز وحشی کوچک
barbarize بیگانه یا وحشی شدن
barbarise وحشی گری کردن
styrax بوته وحشی جاوی
gooseberry bush درخت انگور وحشی
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
catamount ادم پس کوهی و وحشی صفت
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
catamountain ادم پس کوهی و وحشی صفت
charreada سواری مکزیکی اسب وحشی
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
masterwort سنبل ختایی جاوه وحشی
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
saddle bronc riding سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
diana الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
kheda کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
roughrider سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
passanger شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
bareback riding سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
razorback خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
pandours or doors امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
pigsticking شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
safflower گل رنگ [این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
succory کاسنی تلخ کاسنی وحشی
heathenize کافر کردن و وحشی کردن کافر شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com