English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English Persian
the african savages وحشی های آفریقا
Other Matches
brutify وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
Africa آفریقا
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
arrdwolf [حیوانی شبیه کفتار بومی جنوب و شرق آفریقا]
Hispano-Moresque [سبک معماری ساختمان های شمال آفریقا در صده هشت تا پانزده میلادی]
ferae naturae وحشی ذاتا وحشی
Spanish knot گره اسپانیایی [این گره بدور یک نخ تار زده شده و به آفریقا منسوب می باشد.]
Gothic وحشی
sylvatic وحشی
ungovernable وحشی
unmannerly وحشی
ruttish وحشی
rambunctious وحشی
ruffians وحشی
feral وحشی
boarish وحشی
ferine وحشی
hare brained وحشی
undaunted وحشی
barbaric وحشی
anthropophagus وحشی
ruffian وحشی
unshaped وحشی
ferocious وحشی
uncivilized وحشی
wilds وحشی
wildest وحشی
wild وحشی
savaged وحشی
savage وحشی
barbarous وحشی
savages وحشی
truculent وحشی
gris وحشی
savaging وحشی
unshapen وحشی
savages وحشی شدن
charlock خردل وحشی
savaged وحشی شدن
barbarize وحشی کردن
savaging وحشی شدن
savaging وحشی کردن
savaged وحشی کردن
savages وحشی کردن
bestiality وحشی گری
barbarise وحشی کردن
farouche وحشی صفت
fellness وحشی گری
wild rice برنج وحشی
wildling حیوان وحشی
wildness وحشی گری
Wild West غرب وحشی
tiger cat گربه وحشی
semi barbarian نیم وحشی
toadflax کتان وحشی
feral child کودک وحشی
gothicism وحشی گری
horsemint نعناع وحشی
imbrute وحشی شدن
manlike جنس نر وحشی
mustang اسب وحشی
on the same p as the savages درترازو وحشی ها
onion couch یکجور جو وحشی
onion grass یکجور جو وحشی
saracen کافر وحشی
savage وحشی کردن
buffaloes گاو وحشی
wildfowl اردک وحشی
uncivil وحشی بی ادب
wildlife حیوانات وحشی
wildcats گربه وحشی
brutalized وحشی شدن
wildcat گربه وحشی
grossest وحشی توده
grossing وحشی توده
gross وحشی توده
headaches خشخاش وحشی
brutalizes وحشی شدن
bullocks گوساله وحشی
bullock گوساله وحشی
uncivilly وحشی بی ادب
brutalizing وحشی شدن
buffalo گاو وحشی
grosses وحشی توده
grosser وحشی توده
brutalize وحشی شدن
brutalises وحشی شدن
cheetahs یوزپلنگ وحشی
cheetah یوزپلنگ وحشی
brutalising وحشی شدن
parsnips زردک وحشی
parsnips هویج وحشی
mallard اردک وحشی
mallards اردک وحشی
parsnip زردک وحشی
grossed وحشی توده
savage وحشی شدن
parsnip هویج وحشی
headache خشخاش وحشی
brutalised وحشی شدن
sheldrake اردک وحشی دریایی
styrax بوته وحشی جاوی
wildfowler شکارچی غاز وحشی
troglodyte انسانهای غارنشین وحشی
wild parsley انواع هویج وحشی
buff گاو وحشی زردنخودی
perfection of savagery کمال وحشی گری
perfection of savagery نهایت وحشی گری
buffs گاو وحشی زردنخودی
ruffianly گردن کلفت وحشی
marijuana تنباکوی وحشی بیابانی
brent یکجورغاز وحشی کوچک
barbarize بیگانه یا وحشی شدن
barbarise وحشی گری کردن
wild beasts جانوران وحشی وحوش
caprifig درخت انجیر وحشی
brutal حیوان صفت وحشی
madcap ادم بی پروا و وحشی
leopard پلنگ گربه وحشی
leopards پلنگ گربه وحشی
mallards نوعی مرغابی وحشی
ferocity وحشی گری سبعیت
barbarians ادم وحشی یابربری
feral حیوان شکاری وحشی
mallard نوعی مرغابی وحشی
greylag غاز وحشی اروپایی
barbarian ادم وحشی یابربری
marihuana تنباکوی وحشی بیابانی
gooseberry bush درخت انگور وحشی
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
brutalised وحشی یا حیوان صفت کردن
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
brutalising وحشی یا حیوان صفت کردن
polecats موش خرمای وحشی اروپایی
brutalizing وحشی یا حیوان صفت کردن
masterwort سنبل ختایی جاوه وحشی
brutalises وحشی یا حیوان صفت کردن
charreada سواری مکزیکی اسب وحشی
catamountain ادم پس کوهی و وحشی صفت
catamount ادم پس کوهی و وحشی صفت
polecat موش خرمای وحشی اروپایی
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
brutalizes وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalized وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize وحشی یا حیوان صفت کردن
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
saddle bronc riding سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
diana الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
kheda کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
passanger شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
roughrider سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
razorback خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
bareback riding سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
pandours or doors امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
spoon طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
fetishes اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetish اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
pigsticking شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
safflower گل رنگ [این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
succory کاسنی تلخ کاسنی وحشی
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
heathenize کافر کردن و وحشی کردن کافر شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com