English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (6 milliseconds)
English Persian
decathlon ورزشهای ده گانه دوومیدانی
decathlons ورزشهای ده گانه دوومیدانی
Other Matches
calisthenics ورزشهای سبک بدون وسیله ورزشهای سوئدی
track meeting مسابقه دوومیدانی
martial arts ورزشهای رزمی
aquatic sports ورزشهای ابی
aquatics ورزشهای ابی
contact sports ورزشهای برخوردی
spectator sports ورزشهای پر تماشاگر
pentathlons ورزشهای پنجگانه
pentathlon ورزشهای پنجگانه
court زمین ورزشهای محوطهای
motorsports ورزشهای با وسایل موتوری
noncontact sports ورزشهای بدون برخورد
jujitsu مادر ورزشهای رزمی
calisthenics ورزشهای تمرینی بدون اسباب
abdominal endurance ورزشهای تقویت عضلههای شکم
tae guk بالاترین فلسفه ورزشهای رزمی
calisthenic وابسته به ورزشهای سبک سوئدی
cross country درسرتاسرمزرعه ورزشهای میدانی وصحرایی
capitain's armband بازوبند کاپیتان [ورزشهای با توپ]
trebly سه گانه
triples سه گانه
tripled سه گانه
triple سه گانه
decuple ده گانه
sextuplet شش گانه
ternal سه گانه
hexaploid شش گانه
sextuplicate شش گانه
sextette شش گانه
tripling سه گانه
hobby-horses گانه
trinary سه گانه
trinal سه گانه
three fold سه گانه
triplet سه گانه
hobby-horse گانه
trilcgy یا قطعات سه گانه
septempartite هفت گانه
the tribes اسباط 21 گانه
octoploid هشت گانه
the triple entent ائتلاف سه گانه
triple address با نشانی سه گانه
triple bond پیوند سه گانه
ternary سه برگچهای سه گانه
ternate سه برگچهای سه گانه
triple point نقطه سه گانه
the big three بزرگان سه گانه
the learned professions علوم سه گانه
the three kingdoms موالیدسه گانه
the three kingdoms مولودهای سه گانه
sextets شش گانه شش قلو
in severalty جدا گانه
sextet شش گانه شش قلو
twelve دوازده گانه
degress of comparison درجات سه گانه
macrogamete کلان گانه
quadrupling چهار گانه
quadruples چهار گانه
quadrupled چهار گانه
duopoly انحصار دو گانه
quadruple چهار گانه
services نیروهای سه گانه
toothless بچه گانه
quadruplet چهار گانه
quadruplets چهار گانه
the three persons اقنوم های سه گانه
five unit code الفبای پنج گانه
octachord نتهای هشت گانه
the big four بزرگان چهار گانه
small clothes جامه بچه گانه
slingshots تیرکمان بچه گانه
slingshot تیرکمان بچه گانه
triumvir عضو اتحاد سه گانه
trivium علوم ازاد سه گانه
twelve tables الواح دوازده گانه
fourteen points اصول چهارده گانه
heptarchy ولایات هفت گانه
octateuch کتابهای هشت گانه
punic wars جنگهای سه گانه رم باقرطاجنی ها
octarchy ولایات هشت گانه
hypocorism لقب بچه گانه
multiprocessing پردازش چند گانه
multiple regression رگرسیون چند گانه
pedologia گفتار بچه گانه
sextuple دارای شش ضربه شش گانه
multicomputer کامپیوتر چند گانه
multiple connector بست چند گانه
multiprocessing system سیستم پردازش چند گانه
multiprecision arithmetic ریاضیات با دقت چند گانه
parish register دفتر ثبت وقایع سه گانه
multiaccess computer کامپیوتر با دسترسی چند گانه
multiple arc lamp لامپ قوسی با اتصال چند گانه
girly غیر بالغ خام وبچه گانه
hop stop and jump قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
soapbox derby مسابقه گاریهای بچه گانه درسرازیری
signs of the zodiac صورتهای منطقه البروج برجهای دوازده گانه
to orient oneself جهات چهار گانه خود راتعیین کردن
hierarchies گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
trigraph حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
triathlon مسابقه سه گانه بین زنان شامل دو 001 متر
hierarchy گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
jan grid سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
agoines مسابقههای سه گانه یونانیان باستان ورزش وموسیقی وغشه یادو
phratry درتاریخ یونان واحد قومیت یکی از تقسیمات سه گانه قبیله
menu display روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
siva خدای والامقام هندو که ازخدایان سه گانه یا تثلیث دین هندو بشمار میرود
heptateueh کتب هفت گانه اول کتب عهدعتیق
vigesimal بیست قسمت شده بیست گانه
octamerous هشت گانه هشت عددی
pockets کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
Seprately. جدا جدا ( جدا گانه )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com