Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (7 milliseconds)
English
Persian
clupable bankruptcy
ورشکستگی به تقصیر
culpable bankruptcy
ورشکستگی به تقصیر
Other Matches
failure
ورشکستگی
failures
ورشکستگی
ruin
ورشکستگی
ruining
ورشکستگی
ruins
ورشکستگی
bankruptcy
ورشکستگی
bankruptcies
ورشکستگی
insolvency
ورشکستگی
bankruptcy trustee
تولیت ورشکستگی
bank failures
ورشکستگی بانک
bank failure
ورشکستگی بانکی
fradulent bankruptcy
ورشکستگی به تقلب
fradulent bankruptey
ورشکستگی به تقلب
fraudulent bankruptcy
ورشکستگی به تقلب
order of bankruptcy
حکم ورشکستگی
declaration of bankruptcy
اعلان ورشکستگی
crashes
ورشکستگی ناگهانی
crashing
ورشکستگی ناگهانی
failure
شکست ورشکستگی
failures
شکست ورشکستگی
crashed
ورشکستگی ناگهانی
crash
ورشکستگی ناگهانی
crashingly
ورشکستگی ناگهانی
to file for bankruptcy
اعلان ورشکستگی کردن
to avert bankruptcy
از ورشکستگی جلوگیری کردن
adjudication
احقاق حق حکم ورشکستگی
to avoid bankruptcy
مانع ورشکستگی شدن
to avert bankruptcy
مانع ورشکستگی شدن
to avoid bankruptcy
از ورشکستگی جلوگیری کردن
recessions
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
insolubleness
عدم قابلیت حل شدن ورشکستگی
recession
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
stagnation thesis
تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
bailout
کمک مالی
[برای جلوگیری از ورشکستگی]
[اقتصاد]
fault
تقصیر
rap
تقصیر
blameless
بی تقصیر
reproachless
بی تقصیر
irreprehensible
بی تقصیر
faultless
بی تقصیر
niet culpable
بی تقصیر
pure of guilt
بی تقصیر
offenceless
بی تقصیر
misdemeanours
تقصیر
wite
تقصیر
tortious
تقصیر
misdemeanour
تقصیر
misdemeanors
تقصیر
raps
تقصیر
sinless
بی تقصیر
faulted
تقصیر
guiltless
بی تقصیر
guilt
تقصیر
innocent
بی تقصیر
faults
تقصیر
cleanhanded
بی تقصیر
errors
تقصیر
delinquency
تقصیر
error
تقصیر
It's her fault.
[She is to blame for it.]
[The blame lies with her.]
تقصیر
[سر]
او
[زن]
است.
Don't put
[lay]
the blame on me!
تقصیر را نیانداز سر من!
offense
تقصیر حمله
offence
تقصیر حمله
faults
تقصیر اشتباه
fault
تقصیر اشتباه
faulted
تقصیر اشتباه
offenses
تقصیر حمله
commit a fault
تقصیر کردن
fraudvlent bank
ورشکسته به تقصیر
it is his fault
تقصیر اوست
the fault lies with him
تقصیر با اوست
theory of fault
تئوری تقصیر
It's your own fault.
تقصیر خودت است.
to bear the blame
تقصیر را به گردن گرفتن
He is not to blame for this.
تقصیر او
[مرد ]
نیست.
to point the finger at somebody
تقصیر را سر کسی گذاشتن
i may thank myself
تقصیر ازخودم بود
To take the blame .
تقصیر را بگردن گرفتن
he put orlaid the blame me
تقصیر را به گردن من گذاشت
wrong
تقصیر و جرم غلط
condonation
عفو تقصیر بخشایش
animadvert
تعیین تقصیر ومجازات
strict liability
مسئوولیت بدون تقصیر
crime
تقصیر تبه کاری
wronging
تقصیر و جرم غلط
wrongs
تقصیر و جرم غلط
hierarchy of claims
اعلام تصفیه ورشکستگی دستور پرداخت مطالبات غرماء تاجر ورشکسته
To put the blame some one .
تقصیر را بگردن کسی انداختن
make somebody take the fall
تقصیر را به بگردن کسی انداختن
condenser
الت تقصیر عدسی محدب
gross negligence
تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
to put the blame on somebody
تقصیر را سر کسی گذاشتن
[اصطلاح مجازی]
Why should I take the blame?
چرا من باید تقصیر را به گردن بگیرم؟
You asked for it. You had it coming.
حقت بود ( خودت تقصیر داشتی )
leave (someone) holding the bag
<idiom>
تقصیر راگردن کسی دیگری انداختن
to pass the buck to somebody
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به کسی دادن
to pass the buck
<idiom>
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به دیگری دادن
to lay the blame on someone
تقصیر رابگردن کسی گذاشتن کسیرامسئول دانستن
keeping house
در خانه ماندن تاجرورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرینه ورشکستگی او محسوب میشود
He is seriously claiming
[trying to tell us]
that the problems are all the fault of the media.
او
[مرد]
به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
If so, you've only yourself to blame.
اگر چنین است، پس فقط تقصیر خودت است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com