English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (7 milliseconds)
English Persian
rammer وزنه شمعکوب
Other Matches
rammer شمعکوب کارگر شمعکوب
multipoundage syatem روش تمرین وزنه برداری باکاستن وزنه هنگام سختی کار
squatted وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatting وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squat وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
light and heavy system روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
shot putters شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putter شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
sinker وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sinkers وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
pile engine شمعکوب
pile driver شمعکوب
steam pile driver شمعکوب بخاری
piler کارگر شمعکوب
short weight وزنه کم
paper weight وزنه
where is the kilogramme weight ? وزنه ....
ponderance وزنه
sinkers وزنه نگهدار
ballast وزنه تعادل
halma پرش با وزنه
flyweight وزنه تعادل
flyweights وزنه تعادل
sinker وزنه نگهدار
weight سنگ وزنه
bob وزنه قپان
weight lifting وزنه برداری
weight lifter وزنه بردار
plumb bob وزنه سربی
lifter وزنه بردار
counterweigh وزنه تعادل
counterpoise وزنه متقابل
counter weight وزنه مقابل
counter weight وزنه تعادل
counter balance وزنه تعادلی
bobs وزنه قپان
bobbing وزنه قپان
weight throw پرتاب وزنه
ledgers وزنه سربی
ledger وزنه سربی
counterweight وزنه تعادل
counterbalances وزنه تعادل
counterbalanced وزنه تعادل
shot put پرتاب وزنه
counterweight وزنه مقابل
counterweight وزنه برابر
putting پرتاب وزنه
counterweights وزنه مقابل
counterweights وزنه تعادل
counterweights وزنه برابر
counterbalance وزنه تعادل
offset وزنه متعادل
offsetting وزنه متعادل
puts پرتاب وزنه
put پرتاب وزنه
kentledge وزنه اهن ته کشتی
castaway پرتاب کردن وزنه
governor balance weight وزنه تعادل رگولاتور
ledgering ماهیگیری بااستفاده از وزنه
sinkers وزنه سربی ماهیگیری
uplift بالا زدن وزنه
castaways پرتاب کردن وزنه
incline bench تخته وزنه برداری
uplifts بالا زدن وزنه
poise اونگ یا وزنه ساعت
snatch وزنه برداری یکضرب
snatched وزنه برداری یکضرب
snatches وزنه برداری یکضرب
snatching وزنه برداری یکضرب
sash balancing weight وزنه متعادل کننده
weight program تمرین وزنه برداری
ballast وزنه متعادل کننده
sinker وزنه سربی ماهیگیری
clean and press حرکت پرس وزنه برداری
discobolus وزنه پرت کن حلقه انداز
triathlon پرش ارتفاع و پرتاب وزنه
europian championship وزنه برداری قهرمانی اروپا
make weight سر وزن رسیدن وزنه بردار
shot پرتاب وزنه گلوله سربی
shots پرتاب وزنه گلوله سربی
split وزنه برداری یکضرب فرانسوی
make-weight سر وزن رسیدن وزنه بردار
make-weights سر وزن رسیدن وزنه بردار
clean and jerk حرکت دوضرب وزنه برداری
donkey raise تمرین خم شدن با وزنه روی پشت
terminal tackle راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
empty weight وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
platform تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
platforms تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
poise وزنه متحرک بحالت موازنه دراوردن
disqualifies خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
bench تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
deal lift بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
disqualify خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
disqualifying خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
terminal rig طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
benches تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
bat weight وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
presses بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
disqualified خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
derrick lift کشیدن وزنه به روی سینه باپاهای راست
dipsey sinker نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
signal light چراغهای سفید و سرخ اعلام رای وزنه برداری
bench by a back injury خارج شدن از مسابقه وزنه برداری به علت اسیب دیدگی
lifted وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
jerking پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
lift وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
lifting وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
jerk پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerked پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerks پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
lifts وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
ballast وزنه یاباری که جهت تعادل کشتی یاهواپیما ازان استفاده میشود
crosshead وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
field event مسابقه پرشهای طول وارتفاع و بانیزه مسابقههای پرتاب وزنه و دیسک و چکش
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
field events مسابقه پرشهای طول وارتفاع و بانیزه مسابقههای پرتاب وزنه و دیسک و چکش
shots ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
shot ساچمه وزنه برای مردان 62/7 کیلوگرم وبرای زنان 520/4 کیلوگرم
stopboard تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
toe weight وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
throw ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throws ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
light heavyweight 5/28 کیلوگرم وزنه برداری وکشتی 18 کیلوگرم
warp-weighd loom دارهای وزنی [این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
counterweight حالت تعادل وزنه تعادل
counterweights حالت تعادل وزنه تعادل
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
plummeted وزنه شاقول شاقول
plummeting وزنه شاقول شاقول
plummet وزنه شاقول شاقول
plummets وزنه شاقول شاقول
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
weight man پرتابگر وزنه یا چکش پرتابگر چکش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com