Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (15 milliseconds)
English
Persian
open
وزن ازاد
opened
وزن ازاد
opens
وزن ازاد
Search result with all words
rest
توقف فرمان ازاد
rests
توقف فرمان ازاد
loose
ول ازاد
loose
از قید مسئولیت ازاد ساختن
looser
ول ازاد
looser
از قید مسئولیت ازاد ساختن
loosest
ول ازاد
loosest
از قید مسئولیت ازاد ساختن
free
ازاد
free
بازیگر ازاد
free
مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
freed
ازاد
freed
بازیگر ازاد
freed
مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
freeing
ازاد
freeing
بازیگر ازاد
freeing
مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
frees
ازاد
frees
بازیگر ازاد
frees
مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
trip
ازاد کردن یاشکل کردن طناب
tripped
ازاد کردن یاشکل کردن طناب
trips
ازاد کردن یاشکل کردن طناب
patent
مفتوح ازاد
patented
مفتوح ازاد
patenting
مفتوح ازاد
patents
مفتوح ازاد
clearance
تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
play
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
play
حرکت ازاد
played
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played
حرکت ازاد
playing
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
playing
حرکت ازاد
plays
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays
حرکت ازاد
serenade
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenaded
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenades
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenading
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
competition
بازار ازاد
competitions
بازار ازاد
forth
مسیر ازاد
freely
بطور ازاد یا رایگان
universal
با چرخش ازاد
conversion
پرتاب ازاد
conversions
پرتاب ازاد
place
پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
places
پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
placing
پاس به یار ازاد فرستادن گوی بیلیارد به سمت هدف
release
ازاد کردن
release
برگ مرخصی ازاد کردن
release
ازاد سازی رهایی واگذاری
released
ازاد کردن
released
برگ مرخصی ازاد کردن
released
ازاد سازی رهایی واگذاری
releases
ازاد کردن
releases
برگ مرخصی ازاد کردن
releases
ازاد سازی رهایی واگذاری
outside
منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
outsides
منطقه دوراز محدوده پرتاب ازاد
sweeper
بک ازاد
sweepers
بک ازاد
probationer
زندانی ازاد شده بقیدشرف
probationers
زندانی ازاد شده بقیدشرف
free trade
تجارت ازاد
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
ازاد کردن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
ازاد کردن
unrestrained
ازاد نامحدود
unrestrained
ازاد
footloose
ازاد
majority rule
شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
open market
بازار ازاد
open market
بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
free market
بازار ازاد
free markets
بازار ازاد
self employed
دارای شغل ازاد
self employed
شغل ازاد
self-employed
دارای شغل ازاد
self-employed
شغل ازاد
blue water
دریای ازاد
mare liberum
دریای ازاد
free enterprise
رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
free enterprise
کسب ازاد
free enterprise
اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
free enterprise
تجارت ومعامله ازاد
open air
در هوای ازاد
out of doors
فضای ازاد
out of doors
در هوای ازاد
outdoor
درهوای ازاد
freestyle
مسابقههای اسکی ازاد
freestyle
موج سواری بامانور ازاد
freestyle
شنای ازادمسابقه تیراندازی با روش ازاد
freestyle
مسابقه تیراندازی بکمک وسیله هدفگیری کشتی ازاد
fancy-free
ازغم عشق ازاد
gratis
مجانی ازاد
free port
بندر ازاد
free ports
بندر ازاد
Other Matches
glide path
مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
opened
ازاد
stand at ease
ازاد
stand easel
ازاد
unattached
ازاد
suspended floor
کف ازاد
sweep back
بک ازاد
opens
ازاد
freemen
ازاد
freeman
ازاد
absolutes
ازاد
absolute
ازاد
disengaged
ازاد
open
ازاد
exempted
ازاد
self service
ازاد
self-service
ازاد
degage
ازاد
idle line
خط ازاد
at ease
ازاد
self administered
ازاد
fetterless
ازاد
exempt
ازاد
immundity
ازاد
slack water
اب ازاد
exempts
ازاد
go as you please
ازاد
exempting
ازاد
unihibited
ازاد
free play
ازاد
immune
ازاد
unihibit
ازاد
idle trunck
ترانک ازاد
jiya kumite
مبارزه ازاد
arm's length
معاملات ازاد
affranchize
ازاد کردن
idle turn
دور ازاد
idle trunck
خط اتصال ازاد
at ease
فرمان ازاد
unwrapping
ازاد کردن
cantilever beam
تیر ازاد
cantilever
تیر سر ازاد
free atmosphere
اتمسفر ازاد
unwrap
ازاد کردن
haehiji daeh
ایستادن ازاد
boosted rocket
موشک ازاد
high sea
دریای ازاد
high seas
دریای ازاد
high seas
دریاهای ازاد
autonomous operation
عملیات ازاد
idle indicating signal
علامت ازاد
idle junction
اتصال ازاد
unwrapped
ازاد کردن
carbon free
کربن ازاد
unwraps
ازاد کردن
to let loose
ازاد کردن
let slip
ازاد کردن
absolutes
ازاد از قیودفکری
enfranchised
ازاد کردن
enfranchises
ازاد کردن
liberal socialism
سوسیالیسم ازاد
liberalizer
ازاد کننده
enfranchising
ازاد کردن
line clear signal
سیگنال ازاد
liberation
ازاد کردن
idlest
ازاد گشتن
idles
ازاد گشتن
idled
ازاد گشتن
let loose
ازاد کردن
ad lib feeding
تغذیه ازاد
liberalization
ازاد کردن
liberators
ازاد کننده
liberator
ازاد کننده
liberal interpretation
تفسیر ازاد
laissez faire economy
اقتصاد ازاد
liberaltranstation
ترجمه ازاد
liberated
ازاد شده
open space
گردشگاه ازاد
manumission
ازاد سازی
line clear signal
علامت ازاد
let go
ازاد کردن
enfranchise
ازاد کردن
idle
ازاد گشتن
carbon free
ذغال ازاد
free oscillation
نوسان ازاد
free flight
موشک ازاد
free flight
پرواز ازاد
free field
حوزه ازاد
free surface
سطح اب ازاد
free expansion
انبساط ازاد
free surface
مخازن ازاد اب
free surface
سطح ازاد
free thinkers
ازاد فکران
free enthalpy
انتالپی ازاد
free throw
پرتاب ازاد
free energy
انرژی ازاد
free electron
الکترون ازاد
free tower
برج ازاد
free float
فرجه ازاد
free flow
جریان ازاد
free radical
رادیکال ازاد
free moisture
رطوبت ازاد
free recall
یاداوری ازاد
free redical
بنیان ازاد
free rocket
موشک ازاد
free rotation
چرخش ازاد
free maneuver
حرکت ازاد
free space
فضای ازاد
free maneuver
مانور ازاد
free line signal
سیگنال خط ازاد
free in trade
تجارت ازاد
free hit
ضربه ازاد
free spillweir
سرریز ازاد
free gyro
ژایرو ازاد
free format
در قالب ازاد
free stream
جریان ازاد
free economy
اقتصاد ازاد
free play
بازی ازاد
dialing tone
بوق ازاد
freedman
ازاد شده
deallocation
ازاد سازی
deallocate
ازاد کردن
datum level
سطح اب ازاد
cut free
ازاد بریدن
cut clear
ازاد بریدن
freely supported beam
تیر دو سر ازاد
freeness
ازاد بودن
clearance angle
زاویه ازاد
clear span
دهانه ازاد
charity shot
پرتاب ازاد
sharity stripe
خط پرتاب ازاد
charity line
خط پرتاب ازاد
catch as catch can
کشتی ازاد
freeborn
ازاد زاده
drifting mine
مین ازاد
free competition
رقابت ازاد
free climbing
صعود ازاد
free trader
تجارت ازاد
free turbine
توربین ازاد
free association
تداعی ازاد
free aqifer
سفره ازاد
free volume
حجم ازاد
free vortex
گرداب ازاد
free water surface
سطح اب ازاد
foul line
خط پرتاب ازاد
floating ribs
دندههای ازاد
fingerling
ماهی ازاد
free world
جهان ازاد
extrication
ازاد کردن
free zone
منطقه ازاد
enfranchize
ازاد کردن
emancipator
ازاد کننده
cast loose
ازاد کردن
paraphrasing
ترجمه ازاد
salmontrout
ازاد ماهی
salmon
ماهی ازاد
self employment
شغل ازاد
semicolonial
نیمه ازاد
set at large
ازاد کردن
set free
ازاد کردن
penalty hit
ضربه ازاد
salmontrout
ماهی ازاد
planer tree
درخت ازاد
relief angle
زاویه ازاد
sailing free
باد ازاد
salmon trout
ماهی ازاد
salmon trout
ازاد ماهی
slip joint
اتصال ازاد
total freeboard
عمق ازاد
tramp steamer
کشتی ازاد
tramp vessel
کشتی ازاد
uncage
ازاد کردن
unfix
ازاد کردن
unloose
ازاد کردن
unstring
ازاد کردن
to set at liberty
ازاد کردن
soft cell boundaries
محدوده ازاد سل
the open
هوای ازاد
to be at liberty
ازاد بودن
to let ship
ازاد کردن
to set at large
ازاد کردن
paraphrases
ترجمه ازاد
natural vibration
نوسان ازاد
off time
وقت ازاد
open purchase
خرید ازاد
open shop
با کارکرد ازاد
open shot
با کارکرد ازاد
open area
فضای ازاد
headroom
سقف ازاد
opens
ازاد اشکار
opened
ازاد اشکار
open
ازاد اشکار
alfresco
درهوای ازاد
liberating
ازاد کردن
paraphrased
ترجمه ازاد
paraphrase
ترجمه ازاد
relieving
ازاد بریدن
relieves
ازاد بریدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com