English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
design aids وسائل طراحی
Other Matches
frostwork نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
nubus NUbus به اداپتوری نیاز داردکه مخصوصا" برای گیرندههای 69 سوزنی طراحی ان طراحی شده گذر گسترشی سریع کامپیوترacintosh
cads طراحی به کمک کامپیوتر طراحی کامپیوتری
cad طراحی به کمک کامپیوتر طراحی کامپیوتری
computer aided design طراحی به کمک کامپیوتر طراحی کامپیوتری
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
fitment وسائل
fitments وسائل
means وسائل
facilities وسائل
fraudulent means وسائل متقلبانه
documentation aids وسائل سندسازی
auxiliary equipment وسائل کمکی
by all means با تمام وسائل
by indirection با وسائل نادرست
debugging aids وسائل اشکال زدایی
remedied وسائل جبران خسارت
remedying وسائل جبران خسارت
remedy وسائل جبران خسارت
remedies وسائل جبران خسارت
instrumentation کاربرد وسائل سنجش
instrument board تابلوی وسائل اندازه گیری
i provided for his safety وسائل سلامت او را فراهم کردم
to incubate bacteria با وسائل ویژه میکرب پروردن
review order لباس وتجهیزات و وسائل کامل
in the last resort پس ازنومیدی ازهمه وسائل دیگر
to play it با وسائل پست سو استفاده کردن از
to play با وسائل پست سو استفاده کردن
computer aided design and drafting طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
vendor کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendors کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
to pander any one's lust وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
it tends to ruin him وسائل خانه خرابی یاهلاکت اورافراهم میکند منجرمیشودبهلاکت او
to turn the tables on any one وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
desk accessories وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
dnc Control Numerial Direct روش کنترل کامپیوتری وسائل ماشینی خودکار
atari نام نوعی از کامپیوترهای شخصی و وسائل جانبی مشهور که توسط شرکت ATARI تولید میشود
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
flowcharting symbol علامتی برای نمایش عملیات داده ها روند کار یا وسائل روی یک نمودار گردش کاربکار برده میشود
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
the end sanctifies the means خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
exerciser وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
designing طراحی
drafting machine خط کش طراحی
planning طراحی
architectonics طراحی
ichnography طراحی
draughtsmanship طراحی
graphic fitting خط کش طراحی
IAB ل طراحی
Internet ل طراحی
roughing طراحی
design طراحی
designs طراحی
designs طراحی کردن
design automation خودکاری در طراحی
environmental design طراحی محیطی
system design طراحی سیستم
design language زبان طراحی
computer design طراحی کامپیوتری
designing حیله گر طراحی
logical design طراحی نطقی
design cycle چرخه طراحی
design costs هزینههای طراحی
sketch طراحی کلیات
design and construction طراحی و ساخت
sketches طراحی کلیات
design objective هدف طراحی
design طراحی محصولات
designs طراحی محصولات
forms design طراحی فرم ها
drawing office دفتر طراحی
sketched طراحی کلیات
design طراحی کردن
modular design طراحی پیمانهای
logical design طراحی منطقی
logic design طراحی منطقی
landscape garden طراحی فضای سبز
crack stopper خصوصیتی در طراحی یک ساختمان
block design test ازمون طراحی با مکعبها
silk نخ ابریشم مخصوص طراحی
centralized design طراحی تمرکز یافته
batik طراحی روی پارچه
planography نقشه نگاری طراحی
redesign طراحی مجدد کردن
structured design طراحی ساختار یافته
ergonomics علم طراحی ماشین
graphic arts هنر طراحی ودکوراسیون
foreground بخش نوشتاری یک طراحی
topology طراحی ماشینهای شبکه
batiks طراحی روی پارچه
graphic arts هنر خط نویسی و طراحی
design automation طراحی به طور خودکار
engineering drawing طراحی و نقشه کشی مهندسی
arras نقاشی طراحی قلاب دوزی
ich nographic وابسته به طراحی و زمینه سازی
carboard architecture [مدل طراحی با سطحی صاف]
Brownian [طراحی مناظر به سبک برنز]
pattern laying مین گذاری طراحی شده
kohs'block design test ازمون طراحی با مکعبهای کوهس
design مشخصاتی برای طراحی یک محصول
drawings هنر طراحی تابلو نقاشی
designs مشخصاتی برای طراحی یک محصول
drawing هنر طراحی تابلو نقاشی
primed خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
prime خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
chips طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
chip طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
haute couturer موسسه طراحی لباس ومد بانوان
damascene-work [طراحی حجاری شده بر روی فلز]
knowledge طراحی و نوشتن سیستمهای کامپیوتر خبره
primes خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
ichnographic وابسته به طراحی یازمینه سازی طرحی
bit parallel طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
cmos طراحی مدار پیچیده و روشهای ساخت
modularization برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
tusche جوهر چاپ مخصوص طراحی و گراور سازی
Community architecture [جنبش مداخله در طراحی ساختمان های انگلیس]
Dingbat نشانه . تصویر و طراحی به جای حروف است
cim استفاده هماهنگ از کامپیوتر در هر مرحله از طراحی و ساخت
c استفاده مشابه از کامپیوتر در هر جنبه طراحی و ساخت
home management software برنامههای طراحی شده جهت استفاده داخلی
generation مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
adhocism [طراحی کامل و جداگانه قسمت های مختلف یک ساختمان]
generations مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
BSI سازمانی که طراحی و کنترل استانداردهای انگلیس را برعهده دارد
programmer شخصی که قادر به طراحی و نوشتن برنامه کاری است
programmers شخصی که قادر به طراحی و نوشتن برنامه کاری است
algorithmic language یک زبان که برای بیان الگوریتم ها طراحی شده است
blueprints کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
networking شرکت یا شخصی که در تنظیم و طراحی شبکه متخصص است
Glasgow School [نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
blueprint کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
PowerBook گونه Laptop کامپیوتر Macintosh طراحی شده توسط Applecarp
metal oxide semiconductor طراحی مدار مجتمع و روش ساخت با استفاده جفت تراتریستورهای p و n
femme-fleur [طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
drawing program نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
jobs ترمینال کامپیوتری طراحی و استفاده شده برای کار خاص
job ترمینال کامپیوتری طراحی و استفاده شده برای کار خاص
logical خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
design points ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
onion skin architecture طراحی سیستم کامپیوتری به صورت لایهای طبق کارایی یا حق تقدم
architecture طراحی سیستم کامپیوتری در لایه هایی طبق کارایی و خصوصیاتشان
Industrial Park [طراحی املاک برای استفاده صنعتی در قرن نوزدهم در منچستر]
British Standards Institute سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
cadd Drafting and AidedDesign Computer طراحی ونقشه کشی به کمک کامپیوتر
scalar پردازنده طراحی شده برای پردازش سریع روی مقادیراسکالر
beef up افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
strudl زبان برنامه نویسی که برای طراحی وتجزیه و تحلیل ساختارهابکار می رود
biomorph [فرم پایه در موضوعات زنده مانند طراحی حیوانات، انسانها یا جانورشناسی]
robotics زمینهای در هوش مصنوعی که مورد طراحی تولید و کاربردادم ماشینی است
middleware نرم افزار سیستم که برای کاربر خاص طراحی شده باشد
open برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
publish طراحی , توید و چاپ متن با نرم افزار خاص کامپیوتر کوچک و چاپگر
stock control program نرم افزاری که برای کمک به مدیریت انبار در تجارت طراحی شده است
integrated نوعی طراحی مدار که قادر به تولید قط عات با توان پایین و کوچک است
opened برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
opens برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
published طراحی , توید و چاپ متن با نرم افزار خاص کامپیوتر کوچک و چاپگر
fourth generation computers زبانهایی که برای کاربر فاهر مناسب دارند و هوشمند طراحی نشده اند
publishes طراحی , توید و چاپ متن با نرم افزار خاص کامپیوتر کوچک و چاپگر
ttl استفاده از طراحی TTL و قط عات برای پیاده سازی مدارهای منط قی و دروازه ها
fail safe system سیستمی که برای جلوگیری ازخرابی طراحی شده است سیستم با خرابی ملایم
human engineering مطالعهای مربوط به طراحی محصولاتی که برای استفاده انسانها اسانتر و راحتتر میباشد
SSL پروتکل طراحی شده توسط Netscape که حاوی اطلاعات ایمنی روی اینترنت است
design gross weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
macdraw معماری مهندسی یانقشه کشان و متخصصین مشابه در هنرهای گرافیکی طراحی شده است
notron utilities مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
pl/i یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای ارتباط باکامپیوترها طراحی شده است
invitations قابل دیدن رو صفحه DTP یا طرح گرافیکی در مرحله طراحی ولی چاپ نشده
hazarded طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
homes ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
invitation قابل دیدن رو صفحه DTP یا طرح گرافیکی در مرحله طراحی ولی چاپ نشده
design take off weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
hazards طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
hazarding طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
DTP طراحی چاپ متنی که با استفاده ازنرم افزار خاص , کامپیوتر و چاپگر انجام میشود
hazard طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
home ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
algorithmic زبان کامپیوتر که برای پردازش و بیان الگوریتم ها طراحی شده است مثل ALGOL
Aesthetic Movement [جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
cadam فرایند بکارگیری سیستمهای کامپیوتری به عنوان وسائلی در کاربردهای طراحی وساخت Computer anufacturing
new century schoolbook نوعی طرح حروف خوانا که جهت مجلات و کتابهای درسی مدارس طراحی شده است
information hiding یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
dedicated تابع منط قی که رد طراحی سخت افزار پیاده سازی شده است . معمولاگ یک کار یا مدار
setl زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
design landing weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
scalar پردازنده RISC طراحی شده توسط Sun Microsystems که در محدوده ایستگاههای کاری اش استفاده میشود
kinematics فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
SPARC پردازنده Rise طراحی شده توسط Sun Microstems که در محدوده استگاههای کاری اش استفاده میشود
hierarchy plus input process output یک روش طراحی و مستندسازی برنامه که ساختارعملیاتی و گردش اطلاعات رادر سه نوع نمودار نشان میدهد
low end سخت افزار یا نرم افزاری که قدرت منه نیست یا برای مبتدیان طراحی شده است
users نرم افزار یا سخت افزاری که برای این طراحی شده اند که ارتباط با ماشین ساده تر شود
user نرم افزار یا سخت افزاری که برای این طراحی شده اند که ارتباط با ماشین ساده تر شود
oxides روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com