Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
middle game
وسط بازی
Search result with all words
blitz
بازی شطرنج برق اسا
blitzed
بازی شطرنج برق اسا
blitzes
بازی شطرنج برق اسا
blitzing
بازی شطرنج برق اسا
bridge
بازی ورق
bridge
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridged
بازی ورق
bridged
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges
بازی ورق
bridges
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
field
زمین بازی
fielded
زمین بازی
fields
زمین بازی
tee
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teed
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
sanitary
بازی جوانمردانه
striker
کروکه بازی که نوبت اوست
striker
بیلیارد بازی که نوبت اوست
strikers
کروکه بازی که نوبت اوست
strikers
بیلیارد بازی که نوبت اوست
setting
افزودن به وقت بازی
settings
افزودن به وقت بازی
front
بازی در سانتر
fronting
بازی در سانتر
card
ورق بازی گنجفه
card
ورق بازی کردن
cards
ورق بازی گنجفه
cards
ورق بازی کردن
home
بازی
homes
بازی
water skiing
اسکی بازی روی اب
water-skiing
اسکی بازی روی اب
scorecard
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecards
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
links
زمین بازی گلف
rules
قواعد بازی
foul
بازی بیقاعده
fouled
بازی بیقاعده
fouler
بازی بیقاعده
foulest
بازی بیقاعده
fouls
بازی بیقاعده
lag
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lagged
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lags
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
basic
بازی
basics
بازی
director
مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
directors
مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
pitch
زمین بازی
pitches
زمین بازی
pack
بسته کردن یکدست ورق بازی
packs
بسته کردن یکدست ورق بازی
clearance
بازی
clearance
فضای بازی
left-handed
با دست چپ بازی کردن
hockey
چوگان بازی با اصول فوتبال
poker
بازی پوکر
pokers
بازی پوکر
play
بازی
play
تفریح بازی کردن
play
رل بازی کردن
play
کیفیت یاسبک بازی
play
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
play
بازی کردن
play
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
play
خلاصی بازی
played
بازی
played
تفریح بازی کردن
played
رل بازی کردن
played
کیفیت یاسبک بازی
played
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played
بازی کردن
played
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played
خلاصی بازی
playing
بازی
playing
تفریح بازی کردن
playing
رل بازی کردن
playing
کیفیت یاسبک بازی
playing
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing
بازی کردن
playing
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
playing
خلاصی بازی
plays
بازی
plays
تفریح بازی کردن
plays
رل بازی کردن
plays
کیفیت یاسبک بازی
plays
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
plays
بازی کردن
plays
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays
خلاصی بازی
down
خطای سرویس توپ خارج از بازی
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
ball
توپ بازی مجلس رقص
baseball
بازی بیس بال
baseball
بازی بین دو تیم 9 نفره با چوب و توپ
shot
فرصت ضربت توپ بازی
Other Matches
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
actions
بازی
gaming
بازی
openness
بازی
action
بازی
slackness
بازی
watermanship
اب بازی
game
بازی
grey hound
سگ بازی
falconine
بازی
hopscotch
بازی لی لی
dibasic
دو بازی
solitaire
تک بازی
solitaires
تک بازی
partie
بازی
patulousness
بازی
plain dealing
بازی
fun
بازی
sportiveŠetc
بازی کن
basket ball
یکجورتوپ بازی
billiard
بازی بیلیارد
basification
بازی شدن
centre game
بازی مرکزی
bonefire
اتش بازی
bosh
حقه بازی
box score
حساب بازی
sharp practice
حقه بازی
buggery
بچه بازی
cats cradle
نخ بازی سرانگشت
basicity
قدرت بازی
basic salt
نمک بازی
basic dye
رنگینه بازی
skates
بازی تهاجمی
video game
بازی دیدنی
video games
بازی دیدنی
hawking
قوش بازی
swordplay
فن شمشیر بازی
playground
زمین بازی
playgrounds
زمین بازی
winner
برنده بازی
winners
برنده بازی
basketball
بازی بسکتبال
achate
مهرهء بازی
acrobacy
بند بازی
acrobatism
ریسمان بازی
active sodomy
بچه بازی
actuble
بازی کردن
agiotage
سفته بازی
skated
بازی تهاجمی
charlatanism
چاچول بازی
dib
تیله بازی
dibs
بازی نرد
doll play
عروسک بازی
double dealing
حقه بازی
favoritism
پارتی بازی
field of play
زمین بازی
radial play
بازی شعاعی
first hand
نخستین بازی کن
fitting clearance
بازی مناسب
dib
قاپ بازی
dangerous play
بازی خطرناک
charlatanism
زبان بازی
charlatanry
زبان بازی
choose up game
بازی غیررسمی
sand lot
بازی غیررسمی
chuck farthing
بازی شیریاخط
dart
بازی دارت
closed game
بازی بسته
cock fighting
خروس بازی
computer game
بازی کامپیوتری
conjury
شعبده بازی
crampet game
بازی شطرنج
cunningly
به حیله بازی
rink
یخ بازی کردن
fireworks
اتش بازی
bonfire
اتش بازی
bonfires
اتش بازی
gaming
قمار بازی
monkey business
کچلک بازی
pantomime
لال بازی
pantomimes
لال بازی
playfully
با خنده و بازی
speculation
سفته بازی
full-time
09 دقیقه بازی
charade
نوعی بازی
hanky-panky
حقه بازی
hanky-panky
روباه بازی
double
بازی دوبل
firework
آتش بازی
paperwork
کاغذ بازی
rinks
یخ بازی کردن
football
بازی فوتبال
footballs
بازی فوتبال
twiddle
بازی کردن
twiddled
بازی کردن
twiddles
بازی کردن
twiddling
بازی کردن
footballer
فوتبال بازی کن
footballers
فوتبال بازی کن
fence
شمشیر بازی
fences
شمشیر بازی
plaything
اسباب بازی
playthings
اسباب بازی
skating
اسکیت بازی
doubled
بازی دوبل
doubled up
بازی دوبل
hustled
بازی هشیارانه
hustles
بازی هشیارانه
hustling
بازی هشیارانه
cage
بازی بسکتبال
cages
بازی بسکتبال
rugby
بازی رگبی
factionalism
فرقه بازی
power game
بازی قدرتی
power games
بازی قدرتی
stanza
بخشی از بازی
stanzas
بخشی از بازی
skiing
اسکی بازی
hustle
بازی هشیارانه
cogs
حقه بازی
fencing
ششمشیر بازی
bandied
چوگان بازی کچ
bandies
چوگان بازی کچ
bandy
چوگان بازی کچ
bandying
چوگان بازی کچ
chicaneries
حیله بازی
chicanery
حیله بازی
golfing
بازی گلف
trick
شعبده بازی
tricked
شعبده بازی
tricking
شعبده بازی
sporting
بازی دوست
handout
نوبت بازی
handouts
نوبت بازی
polo
چوگان بازی
cog
حقه بازی
skate
بازی تهاجمی
pyrotechnic display
اتش بازی
stock jobbery
سفته بازی
stock jobbing
سفته بازی
stoppage of the game
توقف بازی
surf riding
موج بازی
swordsmanship
شمشیر بازی
taw
مهره بازی
team game
بازی گروهی
the fancy
مشت بازی
the game is up
بازی تمام شد
the game is up
بازی باخت
the social evil
جنده بازی
three knights' game
بازی سه اسب
to keep score
بازی رانگاهداشتن
to make a goal
یک بازی بردن
sodomyh
بچه بازی
pyrotechny
فن اتش بازی
quackery
حقه بازی
quiot
لیس بازی
radial play
بازی عرضی
red tapery
قرطاس بازی
rooker
یکجورکفش یخ بازی
rope dancing
بند بازی
rope dancing
ریسمان بازی
ropery
طناب بازی
sheep's eyes
نظر بازی
shell game
گردو بازی
tooth clearance
بازی دندانه
trapze
بند بازی
trickiness
حقه بازی
play-acted
بازی کردن
play-acted
تو بازی رفتن
play-acting
بازی کردن
play-acting
تو بازی رفتن
play-acts
بازی کردن
play-acts
تو بازی رفتن
To be acting. To put it on .
رل بازی کردن
play on words
<idiom>
بازی با کلمات
football game
بازی فوتبال
play-act
تو بازی رفتن
play-act
بازی کردن
party politics
حزب بازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com