Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
bulb root
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
Other Matches
blade flapping
حرکت تیغههای گردنده هلیکوپتر حول لولای افقی
variable discharge turbine
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
buckets
تیغه گردنده توربین
bucket
تیغه گردنده توربین
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
air turbine starter
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
blade butt
انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
skittle
که در طی که توپی بطرف میخ پرتاب میکنند ودرصورت اصابت به میخ برنده محسوب میشوند
tack weld
وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
turbos
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
turbo
پیشوند برای وسایلی که توسط توربین گاز میچرخند
connector
در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
share
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shared
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shares
که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
constant speed drive
چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
locals
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
local
وسیلهای که به صورت فیزیکی متصل است و به کنترل کامپیوتر وصل است
diplexer
وسیلهای که استفاده از یک انتن را بصورت همزمان یامجزا توسط دو فرستنده ممکن میسازد
turboprop
توربین گاز که دران توان بیشتری از توربین برای چرخاندن شفت ملخ نسبت به توربوفن گرفته میشود
hub
(وسط چرخ که اغلب بلبرینگ دارد و روی محور یا آسه می چرخد) توپی، چرخمیان، ناف، (مرکز فعالیت یا اهمیت یا توجه و غیره) کانون، قلبگاه، میانگاه، توپی چر، قطب
stroboscope
وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
readers
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
reader
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
patches
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
patch
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
teleprinters
وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
teleprinter
وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
gimbals
توپی و غلاف توپی گردان
faxed
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
fax
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxing
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxes
کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
electronic cottage
مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
robot
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
scanner
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
ocr
وسیلهای که حرف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و برای پردازش در کامپیوتر به حالت قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
power down
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
cylinder fins
تیغههای سیلندر
internal boffles
تیغههای داخلی
source
مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
cooling fins
تیغههای خنک کننده
intercylinder baffles
تیغههای بین سیلندرها
nozzle guide vane
تیغههای هادی یا راهنما
compressor vane
تیغههای ثابت روی استاتور
inlet guide vane
تیغههای خنک کننده جریان ورودی
discs
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
disc
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
blade tracking
مراحل تعیین موقعیت سر تیغههای ملخ نسبت به یکدیگر
backing off
عمل تراشیدن یا پخ زدن پشت دندانههای تیغههای فرز
reversible propeller
ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
club propeller
ملخی دارای تیغههای کلفت باگام زیاد برای تست قدرت یاترک موتور
processor
وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable
آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
air cooled engine
موتور پیستونی که گرمای تلف شده ان به وسیله پره ها یا تیغههای دور سیلندرمستقیما به جریان هواانتقال مییابد
digital read out
نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
gyral
گردنده
ambulatory
گردنده
rotary
گردنده
in eyre
گردنده
rotors
گردنده
driven
گردنده
rotor
گردنده
gyrant
گردنده
ambulant
گردنده
swivel
گردنده
trochoid
گردنده
revolvable
گردنده
swivels
گردنده
wheeler
گردنده
swivelled
گردنده
rotative
گردنده
roller door
در گردنده
phonendoscope
شنیده میشوند
pull down menu
فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
cylinder baffles
صفحات نازک قلزی برای هدایت هوا از میان تیغههای خنک کننده و جذب حداکثر گرمای ممکن از جدارسیلندر
excursive
اواره گردنده
rotary
گردنده چرخنده
pivot arm
میله گردنده
swivel
مفصل گردنده
runners
گردنده گشتی
circumsolar
دورخورشید گردنده
rotor plates
جوشنهای گردنده
itineratly
بطور گردنده
rotator
ماهیچه گردنده
swivels
مفصل گردنده
swivelled
مفصل گردنده
magnet wheel
چرخ گردنده
circumambient
گردنده بدور
revolving
گردنده دورانی
gyratory
چرخی گردنده
runner
گردنده گشتی
rotor
قسمت گردنده ماشین
churned
بوسیله اسباب گردنده
rotors
قسمت گردنده ماشین
churns
بوسیله اسباب گردنده
roasting jack
سیخ کباب گردنده
rundle
استوانه گردنده گوی
churn
بوسیله اسباب گردنده
rotary wing aircraft
هواپیما با بال گردنده
gas plasma display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
plastic zone
منطقهای که در ان خاکها زیر و رو میشوند
boxes are made of wood
جعبه ها از چوب ساخته میشوند
turbines
توربین
turbine
توربین
plugging
توپی
tapping
توپی
plug
توپی
tapped
توپی
tap
توپی
to kick a ball
توپی را
plugs
توپی
dowel
توپی
spilling
توپی
pivoted
توپی
spilled
توپی
spill
توپی
pivot
توپی
spigot
توپی
pivots
توپی
spills
توپی
ball joint
توپی
stator
جزء ثابت در هر ماشین گردنده
precess
در خط سیر محورجسم گردنده تغییرپیداشدن
alluvial deposit
موادیکه هنگام حرکت اب ته نشین میشوند
single
استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
avoirdupois
اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
turbine
توربین بخار
turbine blade
پره توربین
turbine blade
تیغه توربین
turbin stator
استاتور توربین
turbine rotor
رتور توربین
turbin casing
بدنه توربین
turbine stage
طبقه توربین
turbine vane
تیغه توربین
turbine wheel
چرخ توربین
water turbine
توربین ابی
vane
پره توربین
vanes
پره توربین
axial flow impulse turbine
توربین محوری
axial flow turbine
توربین محوری
stream turbine
توربین بخار
steam turbine
توربین بخار
turbine disc
دیسک توربین
internal combustion turbine
توربین گازی
blade
پره توربین
impulse turbine
توربین ضربهای
turbine nozzle
شیپوره توربین
turbines
توربین بخار
gas turbine
توربین گاز
free turbine
توربین ازاد
pivots
توپی اتصال
pivoted
توپی اتصال
pivot
توپی اتصال
fuse plug
توپی فیوز
spile
گل میخ توپی
ball printer
چاپگر توپی
countersinck bit
مته توپی
hub bore
سوراخ توپی
rotor hub
توپی رتور
tapper
توپی گذار
ball joint
توپی اتصال
to catch a fly
توپی را ازهواگرفتن
overshot
گردنده به نیروی ابی که ازبالا میریزد
chopper
هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
choppers
هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
bird's eye perspective
پرسپکتیو اجسامی که از نقاط دور دیده میشوند
plasmodium
نوعی از پلاسمودیدها که انگل یاختههای خون میشوند
pronominal adjective
صفتی که اگر موصوف آن را بیندازند ضمیر میشوند
environment
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menu
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
high head turbine
توربین فشار قوی
turbojet
هواپیمای جت توربین دار
turbocar
اتومبیل توربین دار
low pressure turbine
توربین فشار ضعیف
head race
کانال هذایت اب به توربین
blades
پره توربین ابی
high pressure turbin
توربین فشار قوی
impluse turbine
توربین فشار ضربهای
reaction turbine
توربین عکس العملی
combustor
سیستم احتراق توربین
radial flow turbine
توربین با جریان شعاعی
turbine governor
تنظیم کننده توربین
reaction turbin
توربین فشار زیاد
supersonic turbine
توربین مافوق صوت
three shaft
توربین گازی با سه شفت
reaction turbin
توربین عکس العملی
virtual
که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
stopper
توپی جلوگیری کننده
stoppers
توپی جلوگیری کننده
plugs
سربطری توپی گذاشتن
plugging
سربطری توپی گذاشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com