English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
chip وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
chips وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
Other Matches
detector وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
detectors وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
adder وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
adders وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
optical وسیلهای که میتواند نشانه ها یا خط وط به فرم خاص را تشخیص میدهد.
parametric وسیلهای که میتواند سط وح فرکانس خاص را پیشبرد یا کاهش دهدار یک سیگنال صوتی
capacitor وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
synthesizers وسیلهای که چیزی تولید میکند
synthesisers وسیلهای که چیزی تولید میکند
synthesizer وسیلهای که چیزی تولید میکند
phototypesetter وسیلهای که میتواند متن با rendution بالا روی کاغذ یا فیلم حساس به نور ایجاد کند
originate answer مدمی که میتواند هم پیامهارا تولید کرده و هم به انهاجواب دهد
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
storage هر وسیلهای که میتواند داده ذخیره کند و در صورت نیاز بازیابی کند
baud rate وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
baud وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
Perl برای تولید متنهای CGI که میتواند فراهم را پردازش کند و روی وب سرور عملیاتی انجام دهد تا وب سایت را بهبود بخشید
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
image وسیله تنظیم تایپ که میتواند کاغذ Postscript را پردازش کند و خروجی با ruolution بالا تولید کند
images وسیله تنظیم تایپ که میتواند کاغذ Postscript را پردازش کند و خروجی با ruolution بالا تولید کند
papers وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند
papered وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند
paper وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند
papering وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند
cpu پیشرفت کامپیوتر که محدود به تعدادی دستورالعمل است که CPU میتواند اجرا کند حافظه و وسایل ورودی / خروجی می توانند داده را سریع تر از تولید CPU ارسال کنند
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
adders مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
flip-flopped قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flop قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopping قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
pilot line operation کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
component 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
seconds مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
euler theorem در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
declassified cost هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
matrixes چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary غده تولید کننده منی محل تولید منی
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
outputs وسیلهای که
instrumental وسیلهای
personal وسیلهای
implemental وسیلهای
output وسیلهای که
PID وسیلهای
literate که میتواند بخواند
non volatile ما میتواند اطلاعات را برگرداند.
isolator وسیلهای که قط ع میکند
smoker وسیلهای که تولیددودکند
smokers وسیلهای که تولیددودکند
producers burden of tax بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
application years مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
rising mine مینی که میتواند به سطح اب بیاید
magnetic tapes وسیلهای با نوک مغناطیسی
idled ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idle ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idlest ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
instrumental conditioning شرطی شدن وسیلهای
idles ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
magnetic tape وسیلهای با نوک مغناطیسی
dynamically مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
machines کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
doubled up دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
doubled دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
double دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
world is one's oyster <idiom> هرکس هرچیزی را میتواند بدست بیاورد
answer/originate که میتواند داده دریافت یا ارسال کند
machine کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
hydro airplane هواپیمایی که میتواند روی اب فرود اید
machined کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
stating وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
states وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
stated وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
field تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
fielded تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
state- وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
fields تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
source کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
state وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
dynamic مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
readout وسیلهای که امکان نمایش اطلاعات
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
steering wheel puller وسیلهای که غربالک رابیرون میکشد
fire lit وسیلهای که با اتش روشن شود
boomeranging وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomeranged وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomerang وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
waterspouts لوله یا وسیلهای که از ان اب فوران میکند
cushion وسیلهای که شبیه تشک باشد
cushioned وسیلهای که شبیه تشک باشد
boomerangs وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
waterspout لوله یا وسیلهای که از ان اب فوران میکند
cushions وسیلهای که شبیه تشک باشد
suppressor وسیلهای که مانع را حذف میکند
compensator وسیلهای برای کاستن لگداسلحه
cushioning وسیلهای که شبیه تشک باشد
smarter ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarting ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarts ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarted ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
scope محدوده مقادیر که یک متغیر میتواند شامل شود
smart ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
an economist of time کسی که میتواند در وقت صرفه جویی کند
smartest ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
bi fuel موتور حرارتی که میتواند بادو نوع سوخت
alternative چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد
alternatives چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد
burn through range مسافتی که رادار در ان میتواند هدفها را کشف کند
transient وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
coder وسیلهای که یک سیگنال را رمز گذاری میکند
erasers وسیلهای محتوای چیزی را پاک میکند.
barcropper وسیلهای که میل گرد را قطع میکند
telescopes وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
telescope وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
carriers وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
carrier وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
stabilisers وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
stabilizer وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
transients وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
eraser وسیلهای محتوای چیزی را پاک میکند.
logger وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
continuous وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
omr وسیلهای که علامتها و خط وط خاص را تشخیص میدهد
displaying وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
burners وسیلهای که برنامه ها را در قطعه PROM می سوزاند
meanest متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند
meaner متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند
mean متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند
displays وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
loggers وسیلهای که مجموعه عملیات را ضبط میکند
loggers وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
logger وسیلهای که مجموعه عملیات را ضبط میکند
displayed وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
viscosimeter وسیلهای برای اندازه گیری ویسکوزیته
burner وسیلهای که برنامه ها را در قطعه PROM می سوزاند
display وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
lure وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
luring وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lured وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lures وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
bounds محدودیت یا فضایی که کسی میتواند عمل انجام دهد
capacitor عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
T link که میتواند داده تا چند مگابیت در ثانیه منتقل کند
asr وسیله یا ترمینالی که میتواند اطلاعات را ارسال و دریافت کند
failure متوسط زمان که یک وسیله بین دو قط عی میتواند کار کند
pickup field زمین باز بدون مانعی که هواپیما میتواند در ان فروداید
wryneck یکجور دارکوب که میتواند سرخود را دور شانه بگرداند
failures متوسط زمان که یک وسیله بین دو قط عی میتواند کار کند
CB رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
microscopist کسیکه میتواند با ریز بین ازمایش هایی بکند
real income مقدار کالا وجنسی که خریدار با درامدمحدودش میتواند بخرد
buckets فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
bucket فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
bi directional داده یا خط کنترلی که میتواند سیگنال ها را در دو جهت ارسال کند
burner وسیلهای برای ترکیب سوخت با جریان هوا
paralleling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
aerodynamic blockage thrust reverser وسیلهای برای معکوس کردن نیروی جلوبر
parallelling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
feeds وسیلهای که ایستگاههای مختلف را وارد کامپیوتر میکند
transmitters وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
feed وسیلهای که در هر لحظه یک ورق وارد چاپگر میکند
simulator وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
simulators وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
parallels وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
transmitter وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
bottoming tap وسیلهای برای دراوردن دندانه در یک سوراخ کور
compliant وسیلهای که به مجموعهای از استانداردهای مشخص تط بیق میشود
feeds وسیلهای که در هر لحظه یک ورق وارد چاپگر میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com