English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
combat developer وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
Other Matches
combat development پیشرفت اموزش رزمی
duty with troops در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
combat team گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
field services قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
combat power نیروی رزمی استعداد رزمی
combatcommand فرماندهی رزمی قرارگاه رزمی
combat orders دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
trainers وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
trainer وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
technical observer بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
combat air patrol هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
combat cargo officer افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
epics رزمی
combated رزمی
epic رزمی
combating رزمی
combats رزمی
combat رزمی
epical رزمی
combat team تیم رزمی
combat crew خدمه رزمی
combat , elements یکانهای رزمی
combatdrill تمرین رزمی
combatcommand یکان رزمی
combat exercise تمرین رزمی
combat vehicle خودروی رزمی
combat troops عدههای رزمی
combat arms رسته رزمی
combat , elements عناصر رزمی
combat surveillance مراقبت رزمی
combatintelligence اطلاعات رزمی
combat ration جیره رزمی
combat duty ماموریت رزمی
combat patrol گشتی رزمی
combat outpost پاسدار رزمی
combat duty امور رزمی
combat efficiency کارایی رزمی
combat engineer مهندسی رزمی
combat jump پرش رزمی
combat forces نیروهای رزمی
combat formation ارایش رزمی
fighting patrol گشتی رزمی
combat support پشتیبانی رزمی
combat power قدرت رزمی
combat development توسعه رزمی
strength استعداد رزمی
combat readiness امادگی رزمی
combat proficiency مهارت رزمی
combat proficiency شایستگی رزمی
combat intelligence اطلاعات رزمی
tactical support پشتیبانی رزمی
non-combatants غیر رزمی
non-combatant غیر رزمی
field exercise تمرین رزمی
field grade رده رزمی
field gun توپ رزمی
field manual دستور رزمی
field officer افسر رزمی
field order دستورالعمل رزمی
readiness امادگی رزمی
service ammunition مهمات رزمی
field glasses عینک رزمی
tactical missile موشک رزمی
field army ارتش رزمی
field commands یکانهای رزمی
nonbattle غیر رزمی
field commands قسمتهای رزمی
field duty خدمات رزمی
field duty ماموریت رزمی
task organization سازمان رزمی
martial arts ورزشهای رزمی
field ration جیره رزمی
field service خدمات رزمی
non combatant غیر رزمی
group گروه رزمی
battle casualty ضایعات رزمی
battle problems مشکلات رزمی
herioic verse شعر رزمی
heroic verse شعر رزمی
battle station پایگاه رزمی
c ration جیره رزمی
operational route جاده رزمی
combat , echelon رده رزمی
combat , echelon یکان رزمی
groups گروه رزمی
fighting load بار رزمی
field type نوع رزمی
damage ضایعات رزمی
combat trains بنه رزمی
strengths استعداد رزمی
tactical loading بارگیری رزمی یا جنگی
combat firing تمرین تیراندازی رزمی
pioneer unit یگان مهندسی رزمی
amphibious task force گروه رزمی اب خاکی
combat information center مرکز اطلاعات رزمی
epics شعر رزمی حماسه
combat control team تیم کنترل رزمی
unit strength قدرت رزمی یکان
readiness category نوع امادگی رزمی
standard کالای جانشین رزمی
epic شعر رزمی حماسه
materiel readiness امادگی رزمی وسایل
readiness category درجه امادگی رزمی
standards کالای جانشین رزمی
conventional forces نیروهای رزمی معمولی
level of strength میزان استعداد رزمی
level of strength سطح استعداد رزمی
level of readiness سطح امادگی رزمی
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
field officer افسر رسته رزمی
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
field order دستورعملیاتی دستور رزمی
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
attrition کاهش توان رزمی
jujitsu مادر ورزشهای رزمی
field range میدان تیر رزمی
joint task force گروه رزمی مشترک
field service پشتیبانی سرویس رزمی
flyable dud بدون امادگی رزمی
fields زمینه رزمی صحرایی
fielded زمینه رزمی صحرایی
combat operations مرکز عملیات رزمی
effective strength استعداد رزمی موثر
epos اشعار رزمی پیشینیان
live exercise تمرین رزمی حقیقی
combat liaison ربط و ارتباط رزمی
level of effort تلاش رزمی یکان
combat load بار رزمی هواپیما
combat pay فوق العاده رزمی
combat ready دارای امادگی رزمی
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
field زمینه رزمی صحرایی
condition of readiness وضعیت امادگی رزمی
strengths قدرت رزمی استعداد نفری
field commands یکانهای صحرایی فرماندهیهای رزمی
battle bill فهرست استعداد رزمی ناو
combat crew خدمه رزمی هواپیما یاخودرو
strengths توان رزمی تعداد نفرات
strength قدرت رزمی استعداد نفری
strength توان رزمی تعداد نفرات
rhapsode دوره گردی که اشعار رزمی
trains area منطقه بنه رزمی یکان
tae guk بالاترین فلسفه ورزشهای رزمی
threat study بررسی امکانات رزمی دشمن
carrier task force گروه رزمی هواپیمابر دریایی
combat commander's insignia علامت فرماندهی بر یکان رزمی
commitment value ارزش رزمی یک یکان در درگیریها
main battle tank قوی ترین تانک رزمی
combatdrill تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
combat essential مورد نیاز حتمی رزمی
combat resolution پایین ترین رده رزمی
night cap گشتی رزمی هوایی شبانه
loss تلفات جنگی ضایعات رزمی
build up بالا بردن توان رزمی نیروها
army ready material program برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
build-up بالا بردن توان رزمی نیروها
build-ups بالا بردن توان رزمی نیروها
zipper گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
zippers گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
locap گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
trouvere شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
tactical reconnaissance براوردموقعیت رزمی در حالتی که درگیری نزدیک است
tailor برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
war footing حالت اماده باش در ارتش امادگی رزمی
task organization سازمان دادان برای رزم برش رزمی
tailors برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
target cap گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
unit citation جشن طبقه بندی یکانها از نظر عملیات یاامادگی رزمی
odysseys قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
odyssey قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
stand off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
zeroed out ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
attrition rate میزان کاهش توان رزمی نواخت فرسایش سرعت فرسایش
manual دستور رزمی دستی سیستم دستی
combat essential اقلام رزمی حیاتی حیاتی در رزم
combat loading بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
combat arms یکان رزمی یکان درگیر در رزم
task component بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
unit categories انواع مختلف یکانها یا انواع طبقات یکانها از نظر استعدادو سازمان و امادگی رزمی
composition ترکیب یکان ترکیب رزمی
compositions ترکیب یکان ترکیب رزمی
tactical element یکان رزمی یکان تاکتیکی
field colors پرچم رزمی پرچم یکانی
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
technical escort پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
amphibious task group گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
field allowance فوق العاده ماموریت رزمی فوق العاده جنگی
connector وسیله اتصال دهنده
attack teacher وسیله اموزش عملیات ضدزیردریایی وانمودساز تک ضدزیردریایی
combat resolution تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
external indicator نشان دهنده وضع خارجی وسیله
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com