Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (12 milliseconds)
English
Persian
sound powered
وسیله صوتی
Search result with all words
simple
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simpler
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simplest
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
pitch
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitches
دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
loudspeaker
وسیله الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به صوتی تبدیل میکند
warble
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbled
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbles
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbling
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
asdic
دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
Other Matches
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
bumblebee
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebees
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
polyphone
جعبه موسیقی حرف دو صوتی یا چند صوتی
audio mixer
میکسر صوتی تلویزیونی مخلوط کننده صوتی
vocal cords
تارهای صوتی رشتههای صوتی یا اوایی
sonic booms
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
sonic boom
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
chains
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chain
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
sensor
وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
donkey sonar
ردیاب صوتی هلی کوپتر ردیاب صوتی
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
crawler
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawlers
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
asynchronous
داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
loops
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
looped
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contention
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
peripheral
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
contentions
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
loop
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
connectivity
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
devices
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
built-in
نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
device
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
simulates
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulating
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
daisy chain
روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
tie down
وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
simulate
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
trainer
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
trainers
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
immersion proof
وسیله ضد رطوبت یا نفوذ اب وسیله ضد فرو رفتن در اب
daisy chain
باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
communication
مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
laser
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
plotters
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotter
وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
outputs
اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
output
اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
device
فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
devices
فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
communication
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
dual capable
جنگ افزار یا وسیله دو کاره وسیله یا جنگ افزاری که دونوع ماموریت انجام میدهد
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
from pillar to post
ازیک وسیله به وسیله دیگر
handshaking
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshakes
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshake
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
interserviceable
قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
vowel
صوتی
vowels
صوتی
monaural
یک صوتی
vocal
صوتی
sound powered
صوتی
vocals
صوتی
phonography
صوتی
sonic
صوتی
acoustic
صوتی
phonic
صوتی
cycle
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycles
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycled
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
demands
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
touches
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
touch
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
demand
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded
جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
phase
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phases
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phased
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
tranship
نقل وانقال بار وغیره از یک وسیله یاکشتی به وسیله یاکشتی دیگری
acoustic memory
حافظه صوتی
acoustic signal
علامت صوتی
acoustic signal
سیگنال صوتی
acoustic pressure
فشار صوتی
tonal scale
مقیاس صوتی
sound barrier
مانع صوتی
phonology
نظام صوتی
acoustic sweeping
روبیدن صوتی
acoustic spectrum
طیف صوتی
acoustical sound enclosure
روپوش صوتی
voice mail
پست صوتی
vocalization
تلفظ صوتی
voice output
خروجی صوتی
hummed
اغتشاش صوتی
voice input
ورودی صوتی
vocalical
صدادار صوتی
vocalic
صدادار صوتی
vocable
کلمه صوتی
hums
اغتشاش صوتی
hum
اغتشاش صوتی
voice response
جواب صوتی
voice synthesis
ترکیب صوتی
voice communications
ارتباطات صوتی
humming noise
اغتشاش صوتی
sound waves
موج صوتی
hammer box
ضارب صوتی
phoneme
صدای صوتی
archer
راکت صوتی
fathometer
سوند صوتی
archer
موشک صوتی
affricate
ادغام صوتی
hammer box
چکش صوتی
archers
راکت صوتی
archers
موشک صوتی
acoustical surveillance
مراقبت صوتی
phoneme
حرف صوتی
phonetic system
سیستم صوتی
sound wave
موج صوتی
sonic depth finder
ژرفایاب صوتی
sonic delay line
خط تاخیری صوتی
voice recognition
تشخیص صوتی
acoustic intensity
شدت صوتی
sonar
ردیاب صوتی
acoustic filter
صافی صوتی
sounp power
توان صوتی
sound vibration
ارتعاش صوتی
sound probe
گیرنده صوتی
acoustic wave
موج صوتی
sound powered telephone
تلفن صوتی
sound energy
انرژی صوتی
sound discipline
انضباط صوتی
sound channel
مسیرعبور صوتی
sound bars
نوارهای صوتی
sound frequency
بسامد صوتی
sonic frequency
بسامد صوتی
phonetic alphabet
الفبای صوتی
contrapuntal
چند صوتی
audio frequency
بسامد صوتی
sonic boom
دیوار صوتی
sonic booms
انفجار صوتی
audio amplifier
فزونساز صوتی
sonic booms
دیوار صوتی
audio transformer
مبدل صوتی
sound
موج صوتی
audio reception
دریافت صوتی
sounded
موج صوتی
tuning fork
دو شاخه صوتی
tuning forks
دو شاخه صوتی
soundest
موج صوتی
sounds
موج صوتی
voice
شفاهی صوتی
voices
شفاهی صوتی
voicing
شفاهی صوتی
audio frequency
فرکانس صوتی
soundtracks
حاشیهی صوتی
audio frequency amplifier
فزونساز صوتی
sonic boom
انفجار صوتی
audio range
ناحیه صوتی
audio oscillator
اوسیلاتور صوتی
acoustic
به طریقه صوتی
soundtrack
حاشیهی صوتی
phomenic
وابسته به واج صوتی
active acoustic torpedo
اژدر صوتی عامل
wundt sound pendulum
پاندول صوتی وونت
acoustic
با استفاده از انرژی صوتی
intercarrier sound system
کانال صوتی مخلوط
acoustic synchronizer
همزمان ساز صوتی
phonetic alphabet
الفبای صوتی یا اوایی
devoice
غیر صوتی کردن
devocalize
غیر صوتی کردن
acoustic coupler
تزویج کننده صوتی
first audio stage
مرحله صوتی نخست
dual channel television sound system
کانال صوتی دوگانه
sound ranging
مسافت یابی صوتی
sound spectrograph
طیف نگار صوتی
sound channel
کانال صوتی دریایی
sonant
صوتی باهنگ صدا
split sound system
کانال صوتی دوگانه
semivowel
حرف نیم صوتی
echo sounder
عمق یاب صوتی
dual channel sound system
کانال صوتی دوگانه
screamer
موج ساز صوتی
screamer
نوسان ساز صوتی
automatic voice network
شبکه صوتی خودکار
acoustic circuit
مدار صوتی مین
audio amplifier
امپلی فایر صوتی
poufs
صوتی بیانگر ناباوری
acoustics
خواص صوتی ساختمان
acoustical sound enclosure
محفظه عایق صوتی
poof
صوتی بیانگر ناباوری
poofs
صوتی بیانگر ناباوری
hum frequency
فرکانس اغتشاشات صوتی
universal output transformer
مبدل صوتی عمومی
triphthong
کلمه یا حرف سه صوتی
audio amplifier
تقویت کننده صوتی
acoustic delay line
خط تاخیر دهنده صوتی
acoustic minehunting
مین یابی صوتی
acoustic resonance device
دستگاه همنوایی صوتی
laloplegia
فلج دستگاه صوتی
acoustic coupler
تطبیق دهنده صوتی
devices
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
radar prediction
بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com