Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
universal legacy
وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
Other Matches
precatory words
عبارتی در وصیتنامه که دران موصی تقاضایی از موصی له کرده باشد
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
hotbeds
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hot
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
deferred dividened
سودی که پرداخت ان مشروط به شرطی باشد
esorow
سندرسمی که اجرای ان موکول به تحقق شرطی باشد
protoxide
ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
zero
پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
zeroes
پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
zeros
پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
tragi comedy
نمایشی که دران مطالب جدی ومضحک باهم امیخته باشد
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
straying
که متوقف نشده باشد
strays
که متوقف نشده باشد
stray
که متوقف نشده باشد
inviolately
چنانکه بی حرمت نشده باشد
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
specification
یات مشخصات ساخته نشده باشد
virgins
که قبلاگ روی آن ضبط نشده باشد
virgin
که قبلاگ روی آن ضبط نشده باشد
grand larceny
سرقت بزرگ در CL سرقتی را گویند که دران قیمت مال مسروق ان ازمیزان معینی که در قانون مشخص شده است بیشتر باشد
blank bill
براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
plaintext
متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
uncased well
چاهی که دیواره جدار ان پوشش نشده باشد
testamentary
وصیتی
subject to being unsold
فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
vexata questio
موضوع مختلف فیه مسالهای که پس از بحث زیاد حل نشده باشد
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
preclinical
وابسته به زمانی که بیماری از نظر بالینی قابل تشخیص نشده باشد
text
متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
texts
متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
quiescent
وضعیت فرآیند یا مدار یا وسیله وقتی که هیچ سیگنال ورودی اعمال نشده باشد
declassified cost
هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
defaults
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulted
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
default
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulting
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
conditioning
شرطی کردن شرطی سازی
heirs
ورثه
nuncupative will
وصیتی که ابتدا در حضور عدهای ازشهود اعلام و متعاقبا"نوشته میشود
legal heirs
ورثه قانونی
creditor's bill
به ورثه میدهد
delivery
تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
deliveries
تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
consent
موافقت ورثه با مندرجات وصیتنامه رضایت
consented
موافقت ورثه با مندرجات وصیتنامه رضایت
consenting
موافقت ورثه با مندرجات وصیتنامه رضایت
consents
موافقت ورثه با مندرجات وصیتنامه رضایت
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
specificity
نرخ ورودیهای نامرتبط , که از کل اعداد ورودیهای نامرتبط فایل یا پایگاه داده یا کتابخانه بازیابی نشده باشد
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
apodosis
مکمل جملهء شرطی نتیجه جملهء شرطی
testatrix
موصی
testator
موصی
legatee
موصی له
bequest
موصی به
beguest
موصی به
bequests
موصی به
legacy
موصی به
legator
موصی
legacies
موصی به
devisee
موصی له
devisor
موصی
object of will
موصی به
beneficiary of a will
موصی له
legacies
ترکه موصی به
legacy
ترکه موصی به
greige carpet
فرش خود رنگ
[فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
residuary
موصی له باقی مانده
unpremediated
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
unpicked
نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unresolved
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unobligated
اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
undisciplined
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
uncommitted
غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbroke
رام نشده سوقان گیری نشده
unbaoked
سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
to give up the ghost
جان تسلیم کردن روح تسلیم کردن
unsought
جستجو نشده کشف نشده
undirected
رهبری نشده راهنمایی نشده
uncharged
محسوب نشده رسمامتهم نشده
untried
امتحان نشده محاکمه نشده
unredeemed
جبران نشده سبک نشده
unset
جایگزین نشده جاانداخته نشده
unsifted
الک نشده رسیدگی نشده
unasked
خواسته نشده پرسیده نشده
inconsummate
تکمیل نشده انجام نشده
irredenta
انجام نشده جبران نشده
restraint of marriage
شرط ضمن هبه یا وصیت که به طور مطلق ازدواج متهب یا موصی له را منع کنند
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
teller
قائل
tellers
قائل
identic notes
منظوریادداشتهایی با مضمون واحداست که چند دولت به یک دولت می دهند . چون این یادداشتها جداگانه تسلیم میشود عمل هر دولت فاهرا"مستقل از عمل دولت دیگراست تسلیم این یادداشتهاعمل غیردوستانه تلقی میشود
ditheist
قائل بدوخدا
euhemerism
قائل شدن
disallows
قائل نشدن
discriminator
قائل به تبعیض
disallowing
قائل نشدن
disallowed
قائل نشدن
disallow
قائل نشدن
discriminate
تبعیض قائل شدن
discriminated
تبعیض قائل شدن
prices
بها قائل شدن
forejudge
تبعیض قائل شدن
valuers
ارزش قائل شونده
to d. a distinction
فرقی قائل شدن
price
بها قائل شدن
discriminates
تبعیض قائل شدن
make an exception
استثناء قائل شدن
i maintain
قائل هستم به اینکه ...
forjudge
تبعیض قائل شدن
valuer
ارزش قائل شونده
a closed mouth catches no flies
<proverb>
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
demurred
استثنا قائل شدن تاخیر
preferentially
با قائل شدن حقوق امتیازی
segregates
تبعیض نژادی قائل شدن
overvalues
بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalued
بیش از حد ارزش قائل شدن
overvalue
بیش از حد ارزش قائل شدن
demurs
استثنا قائل شدن تاخیر
externalizing
واقعیت خارجی قائل شدن
demur
استثنا قائل شدن تاخیر
demurring
استثنا قائل شدن تاخیر
valorize
ارزش قائل شدن برای
to make an exception
استثنا کردن یا قائل شدن
segregating
تبعیض نژادی قائل شدن
externalized
واقعیت خارجی قائل شدن
externalising
واقعیت خارجی قائل شدن
deification
قائل به الوهیت شخص یاچیزی
externalize
واقعیت خارجی قائل شدن
externalised
واقعیت خارجی قائل شدن
overvaluing
بیش از حد ارزش قائل شدن
dualize
دوتاداشتن از اثنویت قائل شدن
externalizes
واقعیت خارجی قائل شدن
segregate
تبعیض نژادی قائل شدن
stand in awe of
<idiom>
احترام قائل شدن برای
externalises
واقعیت خارجی قائل شدن
incomplete
انجام نشده پر نشده
favoritism
استثناء قائل شدن نسبت بکسی
deifies
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deified
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
specifying
جنبه خاصی قائل شدن برای
To set a limit to everything.
برای هر چیزی حدی قائل شدن
euhemerize
اساس تاریخی قائل شدن برای
deify
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
specifies
جنبه خاصی قائل شدن برای
specify
جنبه خاصی قائل شدن برای
to hold somebody in esteem
برای کسی احترام قائل شدن
monolater
قائل بچند خداو پرستنده یکی
deifying
پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
to tread on somebody's foot
<idiom>
برای کسی تبعیض قائل شدن
escutcheon
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
anthropomorphism
قائل شدن جنبه انسانی برای خدا
anthropomorphize
جنبه انسانی برای خدا قائل شدن
provisional
شرطی
conditioned
شرطی
protatic
شرطی
eventual
شرطی
provisory
شرطی
conditional
شرطی
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
prized
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prizing
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prize
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prizes
غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
imperfect competition
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
conditionality
صورت شرطی
unconditioned
غیر شرطی
condeitional branch
انشعاب شرطی
conditional branch
انشعاب شرطی
conditional instruction
دستورالعمل شرطی
conditional jump
جهش شرطی
conditional operator
عملگر شرطی
conditonal branching
انشعاب شرطی
conditioned suppression
منع شرطی
unconditioning
شرطی زدایی
conditioned stimulus
محرک شرطی
conditioned response
پاسخ شرطی
conditioned reflex
بازتاب شرطی
conditioned inhibition
بازداری شرطی
conditional transfer
انتقال شرطی
conditional statement
دستور شرطی
conditional statement
حکم شرطی
case branch
انشعاب شرطی
soft hyphen
خط تیره شرطی
conditioned response
واکنش شرطی
the subjunctive mood
وجه شرطی
provisional
شرطی مشروط
on no condition
به هیچ شرطی
conditioning
شرطی شدن
subjunctive
وجه شرطی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com