Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (1 milliseconds)
English
Persian
possessory will
وصیت تملیکی
Other Matches
vesting possessory rights
تملیکی
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
will
وصیت وصیت نامه
willed
وصیت وصیت نامه
wills
وصیت وصیت نامه
injunction
وصیت
injunctions
وصیت
testaments
وصیت
bequests
وصیت
bequest
وصیت
testament
وصیت
making a will
وصیت کردن
will
وصیت وصیتنامه
will
وصیت کردن
he died intestate
بی وصیت مرد
willed
وصیت کردن
make a will
وصیت کردن
willed
وصیت وصایا
contractual will
وصیت عهدی
willed
وصیت وصیتنامه
wills
وصیت کردن
make one's will
وصیت کردن
wills
وصیت وصیتنامه
nuncupative will
وصیت شفاهی
wills
وصیت وصایا
testamentary
وصیت شده
intestate
متوفای بی وصیت
bequeaths
وصیت کردن
bequeathing
وصیت کردن
bequeathed
وصیت کردن
bequeath
وصیت کردن
universal legacy
وصیت مطلق
testaments
وصیت نامه
testament
وصیت نامه
hand down
<idiom>
وصیت کردن
intestate
بدون وصیت
testate
وصیت کرده
testate
دارای وصیت
testator
وصیت کننده
to make one's will
وصیت کردن
will
وصیت وصایا
testamentary
مطابق با وصیت
intestacy
فوت پیش از وصیت
testamentary
وابسته به وصیت نامه
intestate death
موت بدون وصیت
administration of a will
اجرای وصیت نامه
to nuncupate a will
زبانی وصیت کردن
intestacy
نداشتن وصیت نامه
Old Testament
پیمان یا وصیت قدیم
will
با وصیت واگذارکردن خواستن
wills
با وصیت واگذارکردن خواستن
willed
با وصیت واگذارکردن خواستن
law of succession
حقوق ارث و وصیت
intestate
فاقد وصیت نامه
testaments
تدوین وصیت نامه
testament
تدوین وصیت نامه
testate
وصیت کردن شهادت دادن
testate
متوفایی که وصیت کرده باشد
devising
تعبیه کردن وصیت نامه
devise
تعبیه کردن وصیت نامه
testacy
تهیه وتدوین وصیت نامه
devises
تعبیه کردن وصیت نامه
demise
انتقال دادن مال با وصیت
republication of will
اعاده اعتبار وصیت نامه
d. will
پیش نویس یا وصیت نامه
begueath
تملیک مال به وسیله وصیت
devised
تعبیه کردن وصیت نامه
intestate
کسی که بدون وصیت می میرد
probate
رونوشت گواهی شده وصیت نامه
intestate
کسی که پیش از وصیت کردن فوت کرده است
devise
به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devised
به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devises
به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devising
به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
intestable
وصیت کردن ناشایسته برای گواه بودن یاگواهی دادن
gavelkind
تقسیم مال کسی که بی وصیت مرده بطور برابر میان پسرانش
nuncupative will
در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
restraint of marriage
شرط ضمن هبه یا وصیت که به طور مطلق ازدواج متهب یا موصی له را منع کنند
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
probate
گواهی حصر وراثت گواهی نمودن صحت وصیت نامه
holographs
سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
holograph
سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
escheat
حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com