English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (1 milliseconds)
English Persian
contractual will وصیت عهدی
Other Matches
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
infidelity بد عهدی
confederation هم عهدی
confederations هم عهدی
breach one's promise بد عهدی
unfaithfulness بد عهدی
infidelities بد عهدی
faithlessness بد عهدی
willed وصیت وصیت نامه
will وصیت وصیت نامه
wills وصیت وصیت نامه
untrue to one's promise بد عهدی کردن
faithfulness خوش عهدی ایمان
paleozoic وابسته به عهدی از زمین شناسی که از اغازدوره کامبریان تا اوایل دوره پرمیان طول کشیده
injunctions وصیت
injunction وصیت
bequests وصیت
testament وصیت
bequest وصیت
testaments وصیت
wills وصیت کردن
testaments وصیت نامه
he died intestate بی وصیت مرد
willed وصیت وصیتنامه
willed وصیت وصایا
wills وصیت وصایا
possessory will وصیت تملیکی
wills وصیت وصیتنامه
nuncupative will وصیت شفاهی
testament وصیت نامه
making a will وصیت کردن
bequeathed وصیت کردن
make one's will وصیت کردن
make a will وصیت کردن
willed وصیت کردن
testator وصیت کننده
to make one's will وصیت کردن
bequeathing وصیت کردن
bequeaths وصیت کردن
universal legacy وصیت مطلق
intestate بدون وصیت
hand down <idiom> وصیت کردن
intestate متوفای بی وصیت
testate دارای وصیت
testate وصیت کرده
will وصیت وصیتنامه
will وصیت وصایا
will وصیت کردن
bequeath وصیت کردن
testamentary وصیت شده
testamentary مطابق با وصیت
testamentary وابسته به وصیت نامه
to nuncupate a will زبانی وصیت کردن
administration of a will اجرای وصیت نامه
law of succession حقوق ارث و وصیت
intestacy فوت پیش از وصیت
intestacy نداشتن وصیت نامه
intestate death موت بدون وصیت
Old Testament پیمان یا وصیت قدیم
testament تدوین وصیت نامه
testaments تدوین وصیت نامه
intestate فاقد وصیت نامه
wills با وصیت واگذارکردن خواستن
will با وصیت واگذارکردن خواستن
willed با وصیت واگذارکردن خواستن
devises تعبیه کردن وصیت نامه
republication of will اعاده اعتبار وصیت نامه
testate وصیت کردن شهادت دادن
testate متوفایی که وصیت کرده باشد
devised تعبیه کردن وصیت نامه
demise انتقال دادن مال با وصیت
devise تعبیه کردن وصیت نامه
intestate کسی که بدون وصیت می میرد
devising تعبیه کردن وصیت نامه
testacy تهیه وتدوین وصیت نامه
d. will پیش نویس یا وصیت نامه
begueath تملیک مال به وسیله وصیت
probate رونوشت گواهی شده وصیت نامه
devise به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devising به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devised به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
devises به ارث گذاشتن مال غیرمنقول به وسیله وصیت کتبی
intestate کسی که پیش از وصیت کردن فوت کرده است
intestable وصیت کردن ناشایسته برای گواه بودن یاگواهی دادن
gavelkind تقسیم مال کسی که بی وصیت مرده بطور برابر میان پسرانش
nuncupative will در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
restraint of marriage شرط ضمن هبه یا وصیت که به طور مطلق ازدواج متهب یا موصی له را منع کنند
probate گواهی حصر وراثت گواهی نمودن صحت وصیت نامه
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
holographs سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
holograph سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
escheat حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com