Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
air defense emergency
وضعیت اضطراری پدافندهوایی
Other Matches
counterflak
اتش خنثی کننده توپخانه پدافندهوایی ضد پدافند هوایی عملیات ممانعت از پدافندهوایی
defense emergency
مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
squawk may day
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اضطراری بگذارید
air defense artillery fire unit
سکوی توپخانه پدافندهوایی
flad suppression
اتش خنثی کننده ضد پدافندهوایی
air defense sector
منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
air defense artillery fire unit
یکان اتش توپخانه پدافندهوایی
inverse
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
serviceability criteria
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
engagement control
کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
army airdefense command post
پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
surface mission
پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
active status
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
hartley
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
raced
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
races
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
race
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
air defense weapon control case
روش استفاده از کلاهک اتمی در جنگ افزارهای پدافندهوایی
statement of service
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
mobile employment
استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
zmarker beacon
نوعی برج کنترل هوایی مستقر در میدان تیر پدافندهوایی
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
emergency generator set
دستگاه مولد برق اضطراری مولد برق اضطراری
transparently
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparent
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
holding position
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
effectiveness clock
دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
device
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
missile monitor
نوعی سیستم توزیع اتش الکترونیکی متحرک پدافندهوایی که در سطح گروه وگردان و اتشبار مورد استفاده میباشد
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
compulsive
اضطراری
coactive
اضطراری
auxiliaries
اضطراری
involuntary
اضطراری
emergency
اضطراری
auxiliary
اضطراری
emergencies
اضطراری
readiness condition
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
emergency repair
تعمیر اضطراری
mayday
پیام اضطراری
emergency switch
کلید اضطراری
emergency ration
جیره اضطراری
emergency conning position
پل فرماندهی اضطراری
emergency exit
در خروج اضطراری
maydays
پیام اضطراری
emergency exit
خروج اضطراری
emergency fund
وجوه اضطراری
emergency scramble
رهگیری اضطراری
standby battery
باتری اضطراری
emergency risk
ریسک اضطراری
emergency push button
تکمه اضطراری
emergency priority
تقدم اضطراری
emergency measure
سنجش اضطراری
emergency transmitter
فرستنده اضطراری
emergency maintenance
نگهداشت اضطراری
emergency treatment
معالجه اضطراری
emergency lighting
روشنایی اضطراری
emergency leave
مرخصی اضطراری
emergency lamp
لامپ اضطراری
emergency valve
شیر اضطراری
emergency station
محل اضطراری
ditching
فرود اضطراری
emergency conditions
شرایط اضطراری
bingo field
فرودگاه اضطراری
emergency cartridge
کارتریج اضطراری
emergency air
هوای اضطراری
emergency brake
ترمز اضطراری
emergency antenna
انتن اضطراری
emergency burial
تدفین اضطراری
missed approach
فرود اضطراری
insurance stockage
ذخیره اضطراری
emergency shelter
پناهگاه اضطراری
emergency works
کارهای اضطراری
emergency leave
سطح اماد اضطراری
emergency call
خبر یا مکالمه اضطراری
Where is the emergency exit?
در خروج اضطراری کجاست؟
emergency
فوق العاده اضطراری
emergency brake equipment
تجهیزات ترمز اضطراری
landing mat
باند فرود اضطراری
emergency operation
بهره برداری اضطراری
emergency power supply
منبع قدرت اضطراری
emergency scramble
درگیری اضطراری هواپیماها
emergencies
فوق العاده اضطراری
accident ambulance
اتومبیل اضطراری برای حوادث
ditching
فرود اضطراری هواپیما روی اب
emergency admission
پذیرش اضطراری
[در بیمارستان]
[پزشکی]
autorotation
روش فرود اضطراری هلیکوپتر
emergency complement
تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
fall back
سیستم پشتیبان در شرایط اضطراری
to declare a state of emergency
اعلان کردن حالت اضطراری
scuttle
غرق کردن اضطراری ناو هبله
fire escape
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
scuttling
غرق کردن اضطراری ناو هبله
scuttles
غرق کردن اضطراری ناو هبله
scuttled
غرق کردن اضطراری ناو هبله
fire escapes
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
to call 911
[American English]
تلفن اضطراری کردن
[به پلیس یا آتش نشانی]
field expedient
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
weapons tight
جنگ افزار اتش محدود فرمان اتش محدود در پدافندهوایی
defense readiness condition
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
emergency establishment
تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
Emergeny exit .
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
hot site
یک مرکز کاملا" مجهزکامپیوتری که برای حالت اضطراری اماده است
ejection seat
صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
intermediate contingency
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
aircraft arresting hook
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
presidential call
فرمان بسیج اعلام شده به وسیله رئیس جمهور بسیج اضطراری
emergency loading
بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
qualities
وضعیت
quality
وضعیت
positioned
وضعیت
estate
وضعیت
estates
وضعیت
phased
وضعیت
phase
وضعیت
position
وضعیت
states
وضعیت
state
وضعیت
attack condition , alfa
وضعیت تک
state-
وضعیت
status
وضعیت
stated
وضعیت
stating
وضعیت
attack conditon , bravo
وضعیت تک
condition
وضعیت
manner
وضعیت
situation
وضعیت
fate
وضعیت
fates
وضعیت
attitude
وضعیت
attitudes
وضعیت
phases
وضعیت
situations
وضعیت
control status
وضعیت کنترلی
duty status
وضعیت خدمتی
financial position
وضعیت مالی
device status
وضعیت دستگاه
dangerousness
وضعیت خطرناک
central position
وضعیت مرکزی
cindition code
رمز وضعیت
edit line
خط گزارش وضعیت
current ratio
وضعیت فعلی
input mode
وضعیت ورودی
idle position
وضعیت ساکن
ideal position
وضعیت ایده ال
condition code
رمز وضعیت
command mode
وضعیت دستوری
flight attitude
وضعیت پروازی
appreciation of the situation
براورد وضعیت
error condition
وضعیت خطا
ammunition condition
وضعیت مهمات
air position
وضعیت هوایی
advice of fate
اعلام وضعیت
terrestrial
وضعیت زمینی
summary
خلاصه وضعیت
estimate of the situation
براورد وضعیت
estimated of situation
براورد وضعیت
byte mode
وضعیت بایت
axial position
وضعیت محوری
final position
وضعیت نهایی
fate of goods
وضعیت کالا
fate of a collection
وضعیت طلب
appreciation of the situation
بررسی وضعیت
extreme position
وضعیت نهایی
exception conoition
وضعیت استثنایی
summaries
خلاصه وضعیت
kneeling position
وضعیت به زانو
truest
وضعیت منط قی
starting position
وضعیت صفر
stand alone
وضعیت یکتا
statement
صورت وضعیت
spinosity
وضعیت غامض
situation report
گزارش وضعیت
situation map
نقشه وضعیت
sitting position
وضعیت نشسته
sea state
وضعیت دریا
rest position
وضعیت ساکن
configuration
وضعیت یا موقعیت
repetition of position
تکرار وضعیت
as it is
با وضعیت کنونی
develop
گسترش وضعیت
configurations
وضعیت یا موقعیت
state of alert
وضعیت امادگی
state of alert
وضعیت هوشیاری
truer
وضعیت منط قی
true
وضعیت منط قی
statements
صورت وضعیت
statements
بیان وضعیت
qualification
وضعیت شرایط
status register
ثبات وضعیت
status report
گزارش وضعیت
steady state
وضعیت پایدار
zero wait state
وضعیت یک وسیله
status board
تابلو وضعیت
ball game
شرایط وضعیت
status board
تابلوی وضعیت
stationary state
وضعیت سکون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com