Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (3 milliseconds)
English
Persian
state of alert
وضعیت امادگی
Search result with all words
air defense readiness
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
condition code
کد وضعیت امادگی اقلام
condition of readiness
وضعیت امادگی رزمی
defense readiness condition
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
readiness condition
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
service test
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
serviceability criteria
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
Other Matches
inverse
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
hartley
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
active status
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
raced
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
races
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
race
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
statement of service
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
transparent
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparently
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
holding position
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
device
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
kelter or kilter
امادگی
preparations
امادگی
cover
امادگی
coverings
امادگی
covers
امادگی
proneness
امادگی
predispostion
امادگی
qualification
امادگی
kelter
امادگی
disposition
امادگی
preparation
امادگی
tautness
امادگی
conditioning
امادگی
preparedness
امادگی
form
امادگی
formed
امادگی
forms
امادگی
penchant
امادگی
susceptibility
امادگی
readiness
امادگی
physical fitness
امادگی جسمانی
peak up
در اوج امادگی
operational readiness
امادگی عملیاتی
liability to disease
تعهد امادگی
second degree of readiness
امادگی درجه دو
combat readiness
امادگی رزمی
law of readiness
قانون امادگی
hot
امادگی کامل
preparatory schools
اموزشگاه امادگی
readiness
امادگی رزمی
indispositions
عدم امادگی
preparatory school
اموزشگاه امادگی
indisposition
عدم امادگی
reconditioning
تجدید امادگی
hottest
امادگی کامل
reading readiness
امادگی خواندن
peripheral
دوره امادگی
preparatory interval
دوره امادگی
hotter
امادگی کامل
medical fitness
امادگی پزشکی
unreadiness
عدم امادگی
condition of readiness
شرایط امادگی
vigilance
امادگی چالاکی
training camp
اردوی امادگی
half way houses
خانههای امادگی
indisposedness
عدم امادگی
third degree of readiness
امادگی درجه سه
erg
2- امادگی ذاتی
availability
زمان امادگی
work out
تمرین امادگی
insusceptibility
عدم امادگی
readiness category
نوع امادگی رزمی
lurch
امادگی شکست فاحش
distensibility
امادگی برای بادکردن
data terminal ready
امادگی ترمینال داده
lurched
امادگی شکست فاحش
lurches
امادگی شکست فاحش
readiness category
درجه امادگی رزمی
lurching
امادگی شکست فاحش
preparations
امادگی اماده سازی
readiness
اماده باش امادگی
preparation
امادگی اماده سازی
flyable dud
بدون امادگی رزمی
data set ready
امادگی مجموعه داده ها
school readiness
امادگی ورود به مدرسه
accessibility
امادگی برای پذیرایی
operational performance category
طبقه امادگی عملیاتی
operational performance category
امادگی عملیاتی از طبقه
combat ready
دارای امادگی رزمی
peripheral course
دوره امادگی نظامی
level of readiness
سطح امادگی رزمی
physical fitness
امادگی عمومی جسمانی
habilitation
لباس پوشاندن امادگی
ingenuity
امادگی برای اختراع
fourth degree of readiness
امادگی درجه چهار
materiel readiness
امادگی رزمی وسایل
sight-reading
بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight-read
بدون امادگی قبلی اجراکردن
sight read
بدون امادگی قبلی اجراکردن
teachability
امادگی جهت یاد گرفتن
opposability
امادگی برای روبرو گذاشتن
sight-reads
بدون امادگی قبلی اجراکردن
haemophillia
امادگی بخون رفتن زیاد
fluctuability
امادگی برای بالاوپایین رفتن
readiness to report
امادگی برای پاسخ دادن
reagency
امادگی برای واکنش یا معرفی
flight readiness firing
ازمایش سریع امادگی پرتاب موشک
army ready material program
برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
inseparability
عدم امادگی برای جدا شدن
impressionability
امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
insuperability
عدم امادگی برای از میان برداشتن
removability
ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
irresponsiveness
عدم امادگی برای پاسخ دادن
inerrability
معصومیت عدم امادگی برای خطاکردن
snug down
امادگی قبل از ورود به دریای طوفانی
communicativeness
امادگی برای رساندن خبر پرگویی
mission ready
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
materiel readiness
میزان امادگی جنگ افزارها وتجهیزات
ready solubility in water
امادگی برای زودحل شدن دراب
road test
ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
impulsiveness
امادگی برای کار کردن یا نیروی انی
inductility
عدم امادگی برای لوله شدن اقامه
war footing
حالت اماده باش در ارتش امادگی رزمی
vitrescence
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
dtr
Ready Terminal Data امادگی ترمینال داده
civilian preparedness for war
اماده کردن مردم برای جنگ امادگی غیرنظامیان
condensability
قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
plea of tender
اعلام امادگی خوانده به ادای دین خواهان در دادگاه
put and take fishing
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
ground
تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
contractibility
قابلیت انقباض- امادگی برای جمع شدن یاکوچک شدن
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
record
کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
availability
میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
phase
وضعیت
status
وضعیت
stating
وضعیت
states
وضعیت
estates
وضعیت
quality
وضعیت
qualities
وضعیت
phases
وضعیت
position
وضعیت
estate
وضعیت
condition
وضعیت
positioned
وضعیت
stated
وضعیت
state-
وضعیت
fates
وضعیت
fate
وضعیت
phased
وضعیت
attack conditon , bravo
وضعیت تک
attack condition , alfa
وضعیت تک
situations
وضعیت
manner
وضعیت
situation
وضعیت
attitude
وضعیت
state
وضعیت
attitudes
وضعیت
flight test
ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
estimated of situation
براورد وضعیت
extreme position
وضعیت نهایی
fate of a collection
وضعیت طلب
control status
وضعیت کنترلی
fate of goods
وضعیت کالا
dangerousness
وضعیت خطرناک
final position
وضعیت نهایی
wait state
وضعیت انتظار
status register
ثبات وضعیت
duty status
وضعیت خدمتی
estimate of the situation
براورد وضعیت
steady state
وضعیت پایدار
device status
وضعیت دستگاه
edit line
خط گزارش وضعیت
supervisor state
وضعیت نظارت
error condition
وضعیت خطا
status report
گزارش وضعیت
current ratio
وضعیت فعلی
state
وضعیت چیزی
ball game
شرایط وضعیت
ball games
شرایط وضعیت
axial position
وضعیت محوری
byte mode
وضعیت بایت
state-
وضعیت چیزی
stated
وضعیت چیزی
stating
وضعیت چیزی
command mode
وضعیت دستوری
central position
وضعیت مرکزی
states
وضعیت چیزی
summaries
خلاصه وضعیت
zero wait state
وضعیت یک وسیله
advice of fate
اعلام وضعیت
cindition code
رمز وضعیت
air position
وضعیت هوایی
ammunition condition
وضعیت مهمات
appreciation of the situation
براورد وضعیت
appreciation of the situation
بررسی وضعیت
as it is
با وضعیت کنونی
terrestrial
وضعیت زمینی
statements
بیان وضعیت
condition code
رمز وضعیت
summary
خلاصه وضعیت
qualification
وضعیت شرایط
exception conoition
وضعیت استثنایی
master mode
وضعیت اصلی
develop
گسترش وضعیت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com