English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
incipience وضع مقدماتی ابتدایی
incipincy وضع مقدماتی ابتدایی
Search result with all words
primary ابتدایی مقدماتی
Other Matches
prolegomenon مقدماتی کلمات مقدماتی
basic unit training اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
preliminary مقدماتی
first مقدماتی
preparative مقدماتی
preparatory مقدماتی
prelusive مقدماتی
preludial مقدماتی
tentative مقدماتی
precursive مقدماتی
elementarily مقدماتی
prodromal مقدماتی
prolegomenary مقدماتی
elementary مقدماتی
elemental مقدماتی
prolusory مقدماتی
introductive مقدماتی
rudimental مقدماتی
introductory مقدماتی
preliminaries مقدماتی
prolegomenous مقدماتی
proforma مقدماتی
bottom blown converter مبدل دم مقدماتی
economizer کرمکن مقدماتی
elementary gate دریچه مقدماتی
elementary item قلم مقدماتی
preludes قسمت مقدماتی
preliminaries امتحان مقدماتی
elimination heat دوره مقدماتی
first aid کمکهای مقدماتی
perlim دوره مقدماتی
elementary مقدماتی پایهای
prelude قسمت مقدماتی
preliminary دور مقدماتی
primary مقدماتی نخستین
preliminaries مقدمات مقدماتی
interludes نگهداری مقدماتی
interlude نگهداری مقدماتی
preliminaries دور مقدماتی
preliminary امتحان مقدماتی
primary مقدماتی اصلی
preliminary مقدمات مقدماتی
basic hole سوراخ مقدماتی
basic research تحقیقات مقدماتی
basic training اموزش مقدماتی
basic course دوره مقدماتی
first cut برش مقدماتی
preselection انتخاب مقدماتی
preselector سلکتور مقدماتی
pretest امتحان مقدماتی
prime color رنگ مقدماتی
proem رساله مقدماتی
proforma invoice سیاهه مقدماتی
prolusion مقاله مقدماتی
propaedeutic تعلیمات مقدماتی
propaedeutic تحصیلات مقدماتی
responsions ازمون مقدماتی
rudiment علوم مقدماتی
subassembly مونتاژ مقدماتی
Travaux preparatoires کارهای مقدماتی
preparatory response پاسخ مقدماتی
preparative کار مقدماتی
prep مدرسه مقدماتی
fore exercise تمرین مقدماتی
forehearth کوره مقدماتی
introduction to physics فیزیک مقدماتی
junior high school دبیرستان مقدماتی
pilot injection تزریق مقدماتی
pilot study بررسی مقدماتی
preceding pass کالیبر مقدماتی
precompression تراکم مقدماتی
preheater گرمکن مقدماتی
preliminary budget بودجه مقدماتی
preliminary design طرح مقدماتی
preliminary expenses هزینههای مقدماتی
preliminary investigation بررسی مقدماتی
preliminary negotiations مذاکرات مقدماتی
preliminary test ازمایش مقدماتی
preliminary treatment عملیات مقدماتی
preliminary works کارهای مقدماتی
basic مقدماتی اساسی
preparations اقدام مقدماتی
preparation اقدام مقدماتی
basic اساسی مقدماتی
basics اساسی مقدماتی
heat مسابقه مقدماتی
heats مسابقه مقدماتی
basics مقدماتی اساسی
rudimentary ابتدایی
primo ابتدایی
infantile ابتدایی
radical ابتدایی
basics ابتدایی
initialed ابتدایی
originals ابتدایی
original ابتدایی
initial ابتدایی
primary ابتدایی
basic ابتدایی
elementarily ابتدایی
radicals ابتدایی
fundamental ابتدایی
elementary ابتدایی
primitive ابتدایی
initialing ابتدایی
preliminary ابتدایی
initialled ابتدایی
initialling ابتدایی
preliminaries ابتدایی
initials ابتدایی
black pickling اسید شویی مقدماتی
prolusion اثر هنری مقدماتی
basic machine unit واحد دستگاه مقدماتی
magnetic biasing مغناطیس گردانی مقدماتی
preparatory students شاگردان تهیه یا مقدماتی
rudimentary knowledge دانش مقدماتی یا نخستین
elementary algebra جبر مقدماتی [ریاضی]
eliminator برنه در دور مقدماتی
supercharge متراکم کردن مقدماتی
basic combat training اموزش رزم مقدماتی
preselect انتخاب کردن مقدماتی
fundamental اصولی مقدماتی اساسی
reconnaissance بازدید مقدماتی اکتشاف
pre load بار کردن مقدماتی
pre heat حرارت دادن مقدماتی
pre design estimate براورد مقدماتی طرح
basic bessemer steel فولاد مقدماتی بسمر
basic bessemer converter مبدل مقدماتی بسمر
basic bessemer process فرایند مقدماتی بسمر
prime color رنگ ابتدایی
primary position موضع ابتدایی
prime impression دعوی ابتدایی
primer باستانی ابتدایی
graphics شکل ابتدایی
primers باستانی ابتدایی
initial pressure فشار ابتدایی
rudiment اولیه ابتدایی
lower courts محاکم ابتدایی
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
primitivization ابتدایی شدن
elementary gate دریچه ابتدایی
elementary function تابع ابتدایی
grammar schools مدرسه ابتدایی
primitive society جامعه ابتدایی
grammar school مدرسه ابتدایی
elementary diagram نمودار ابتدایی
grade school مدرسه ابتدایی
abecedarian مبتدی ابتدایی
basic requisition number درخواست ابتدایی
primary education اموزش ابتدایی
basic training تعلیمات ابتدایی
elementary education اموزش ابتدایی
protocols مقاوله نامه موافقت مقدماتی
protocol مقاوله نامه موافقت مقدماتی
junior college دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
strategic reconnaissance بررسی مقدماتی وضع دشمن
preliminary budget forecast پیش بینی مقدماتی بودجه
flight بهترین نتیجه دور مقدماتی
white primary اخذ اراء مقدماتی حزبی
pretest امتحان مقدماتی بعمل اوردن
literacy فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
basic bessemer pig iron اهن خام مقدماتی توماس
early German history تاریخ ابتدایی آلمان
muzzle velocity سرعت ابتدایی توپ
primitive cell سلول واحد ابتدایی
prototaxic mode شیوه ادراکی ابتدایی
incipient اولیه مرحله ابتدایی
prep مدرسه ابتدایی دبستان
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
native قالب اولی یا ابتدایی
initial fire request درخواست ابتدایی اتش
natives قالب اولی یا ابتدایی
high velocity با سرعت ابتدایی زیاد
initial velocity سرعت ابتدایی توپ
low-tech دارای فنآوری ابتدایی
preparatory تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
house of delegates مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
basic relay post پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
developed muzzle velocity سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
primary اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
twopenny کتاب اول ابتدایی بچه ها
microprocessor طرح قط عات ابتدایی در CPU
comparative ve اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
triploblastic دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
initiator چاشنی اولیه خرج ابتدایی
microprocessors طرح قط عات ابتدایی در CPU
investigates استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
microcontroller RAM و زبان برنامه نویسی مقدماتی است
investigate استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigating استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigated استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
basic حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
basics حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
exempt player بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
preprocess اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده
frameworks ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
grader جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
supercharge خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با ان بدست می اید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com