English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (8 milliseconds)
English Persian
unpleasantness وضع نامناسب
Search result with all words
unsuitable نامناسب
unsuitably نامناسب
inapt نامناسب
untoward نامناسب
improperly بطور غلط بطور نامناسب
alignment قرار گرفتن نامناسب در صفحه
alignments قرار گرفتن نامناسب در صفحه
inappropriate نامناسب ناجور
inappropriate نامناسب
timeless نامناسب
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
logic بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
alien متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
aliens متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
improper نامناسب
improper نامناسب نادرست
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
inopportune بی موقع نامناسب
incompatible ناجور نامناسب
self- سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
self- سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
defective خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
unfit نامناسب نامناسب کردن
inapplicable غیر قابل اجرا نامناسب
flag days روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
foreign نامناسب
flame ارسال پیام نامناسب به کاربر
flames ارسال پیام نامناسب به کاربر
inadequately بطور نامناسب
fix تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
fixes تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
bad break قطع نامناسب
bad page break قطع یا مکث نامناسب صفحه
bad soil خاک نامناسب
de scramble سازمان دادن مجدد پیام یا سیگنالی که حالت نامناسب دارد
de scrambler وسیلهای که یک پیام نامناسب را به حالت اصلی و مط لوب برمی گرداند
dissocial نامناسب برای معاشرت
ill sorted نامناسب ناجور
incommensurate نارسا نامناسب
inconveniently بطور نامناسب
infelicitious نامناسب
inutile بیهوده نامناسب
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
maladapted نامناسب
malapropos نامناسب
malinvestment سرمایه گذاری نامناسب
misalliance اتحاد وائتلاف نامناسب
misbecome نامناسب بودن برای
misbecoming نامناسب
mismarriage پیوند نامناسب
mismate وصلت نامناسب کردن
NetBEUI گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
playback rate scale factor نقط های که اجرای ویدیو در آن ملایم نیست و به علت فریمهای گم شده نامناسب به نظر می رسد
power approach تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
scratch file نوار مغناطیسی برای فایل نامناسب
trojan horse برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
unapt نامناسب غیر محتمل
unhandsome نامناسب
unhandy ناراحت نامناسب برای حمل ونقل دور از دسترس
unmeet نامناسب
unplayable زمین نامناسب
unrighteous ناصالح نامناسب
misplaced نامناسب نابجا
Irrelevent. I nappropriate. Out of place. بیجا ( بی مورد ؟نامناسب )
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
abrash دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
add insult to the injury <idiom> [بدتر کردن یک وضعیت نامناسب]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com