Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (9 milliseconds)
English
Persian
credit
وعده مهلت
credited
وعده مهلت
crediting
وعده مهلت
credits
وعده مهلت
Other Matches
invitation
وعده خواهی وعده گیری
invitations
وعده خواهی وعده گیری
grace
مهلت
period of grace
مهلت
leeway
مهلت
moratoriums
مهلت
moratorium
مهلت
graced
مهلت
graces
مهلت
gracing
مهلت
usance
مهلت
time out
مهلت
respite _
مهلت
d. of grace
مهلت
respite
مهلت
space
مهلت
spaces
مهلت
vows
وعده
payable at sight
بی وعده
usance
وعده
promise
وعده
termless
بی وعده
promises
وعده
vow
وعده
punctually
در سر وعده
behest
وعده
vowing
وعده
vowed
وعده
days of grace
ایام مهلت
period of grace
مهلت پرداخت
asking for a respite
مهلت خواستن
demurs
مهلت خواستن
term of maintenance
مهلت نگاهداری
days of grace
مهلت اضافی
demurring
مهلت خواستن
grant a period of grace
مهلت دادن
moratory
مهلت دار
demurred
مهلت خواستن
giving a respite
مهلت دادن
grace period
دوره مهلت
respite
مهلت دادن
moratoriums
مهلت قانونی
vacation
مرخصی مهلت
vacations
مرخصی مهلت
break
طلوع مهلت
breaks
طلوع مهلت
deadline
اخرین مهلت
deadlines
اخرین مهلت
what is the prompt
مهلت ان چقدراست
moratory
مهلت دهنده
moratorium
مهلت قانونی
demur
مهلت خواستن
payable at maturity
وعده دار
postdated cheque
چک وعده دار
on six mounth scredit
با ششماه وعده
promissory
وعده اور
promisor
وعده دهنده
usance bill
برات به وعده
cop-outs
خلف وعده
cop-out
خلف وعده
usance
وعده فرجه
appointed day
وعده ملاقات
date
[appointment]
وعده ملاقات
punctual payment
پرداخت در سر وعده
appointments
وعده ملاقات
plea
وعده مشروط
rendezvous
وعده گاه
pleas
وعده مشروط
appointment
وعده ملاقات
due at a specified date after sight
وعده دار
forward delivery
تحویل به وعده
hest
امریه وعده
rendezvous area
وعده گاه
forward dealing
معامله به وعده
have patience with me
بمن مهلت دهید
imparlance
مهلت برای اشتی
ask for days grace
دو روز مهلت خواستن
imparlance
مهلت برای مصالحه
cessation
قطع کردن مهلت
Wait a minute .
یک دقیقه مهلت بده
exceed the deadline
گذشتن از مهلت مقرر
He gave the inemy no respite .
به دشمن مهلت نداد
long dated
دارای مهلت زیاد
usance
برات وعده دار
dates
[appointments]
وعده های ملاقات
helpings
یک وعده یا پرس خوراک
helping
یک وعده یا پرس خوراک
So much for her promises .
این هم از وعده های او
invites
خواندن وعده گرفتن
contango
با وعده معامله کردن
appointments
وعده های ملاقات
i rest upon your promise
من به وعده شما است
invite
خواندن وعده گرفتن
matured
وعدهای وعده دار
invited
خواندن وعده گرفتن
maturity
وعده یا موعد پرداخت
on credit month's
وام با وعده ..... ماهه
appointed days
وعده های ملاقات
The deadline is coming closer.
مهلت مقرر نزدیکتر می شود.
reddendum
موعد یا مهلت پرداخت اجاره
invite
مهمان کردن وعده دادن
invited
مهمان کردن وعده دادن
meal times
زمان وعده های غذا
the bill is undue
وعده برات نرسیده است
promises
نوید انتظار وعده دادن
invites
مهمان کردن وعده دادن
promise
نوید انتظار وعده دادن
redezvous
وعده ملاقات اجتماع مجدد
Application may be filed by ...
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
To meet a deadline .
تا مهلت مقرر کاری را انجام دادن
The prescribed time - limit expires tomorrow .
مهلت مقرر فردا منقضی می شود
To give somebody a few days grace .
بکسی چند روز مهلت دادن
the bill has come to maturity
وعده پرداخت برات رسیده است
person to his promise
کسی را ملزم به ایفای وعده کردن
the bill of has come to mature
وعده پرداخت برات رسیده است
Her husband cant get a word in edgeways .
به همسرش مهلت یک کلمه حرف نمی دهد
short shrift
مهلت مختصربرای اقرار بگناه پیش از مردن
for full board
برای تختخواب و تمام وعده های غذا
for half board
برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
He gave us to understand that he would help us.
او
[مرد]
وعده داد که به ما کمک خواهد کرد.
make it up to someone
<idiom>
انجام کاری برای کسی درعوض وعده پولی
limited divorce
طلاقی که مدت ان محدود بوده پس ازانقضای مهلت بخودی خودرجوع شود
contango
بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
carring over
تعویق تصفیه حساب در خریدو فروش سهام برای انتقال مال یا تسلیم مبیع مهلت تعیین کردن
expiration
انتهای مهلت منقصی شدن سپری شدن
expirations
انتهای مهلت منقصی شدن سپری شدن
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
tenant right
حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد
appointments
قرار ملاقات وعده ملاقات
A post - dated check .
چک مدت دار ( وعده دار )
appointment
قرار ملاقات وعده ملاقات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com