English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
line adapter وفق دهنده خطی
Search result with all words
oft بسیار رخ دهنده
field کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fielded کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fields کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
accelerator شتاب دهنده
accelerator پدال گاز سرعت دهنده
accelerators شتاب دهنده
accelerators پدال گاز سرعت دهنده
exponent شرح دهنده نماینده
exponents شرح دهنده نماینده
lobe یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
lobes یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
card روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
cards روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
marker کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
markers کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
bidder پیشنهاد دهنده
bidder پیشنهاد دهنده در حراج
bidders پیشنهاد دهنده
bidders پیشنهاد دهنده در حراج
scorecard کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecards کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
director سوی دهنده
directors سوی دهنده
arithmetic علامتی که نشان دهنده یک تابع محاسباتی است .
decimal نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
monitor اگاهی دهنده
monitored اگاهی دهنده
monitors اگاهی دهنده
paragraph حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraphs حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
colon علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
colon که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colons علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
colons که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
component ترکیب دهنده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components ترکیب دهنده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
racer مسابقه دهنده سریع السیر
racers مسابقه دهنده سریع السیر
convector جسم انتقال دهنده گرما
convectors جسم انتقال دهنده گرما
hidden خط وی تشکیل دهنده شی سه بعدی ولی هنگام نمایش آن به صورت دوبعدی پاک می شوند
assistant بردست ترقی دهنده
assistants بردست ترقی دهنده
plus که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
directive دستور دهنده
directives دستور دهنده
petitioner دادخواست دهنده
petitioners دادخواست دهنده
recriminatory پس دهنده بد گویی یاتهمت
soothing ارامی بخش دارای اثر تسکین دهنده تسلیت
graphic داده ذخیره شده که نشان دهنده اطلاعات گرافیکی است .
earth اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earth اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
flag یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
zero نشان دهنده اینکه محتوای ثبات یا نتیجه صفر است
zeroes نشان دهنده اینکه محتوای ثبات یا نتیجه صفر است
zeros نشان دهنده اینکه محتوای ثبات یا نتیجه صفر است
subscriber اعانه دهنده
subscribers اعانه دهنده
developer فاهر کننده عکس توسعه دهنده
developers فاهر کننده عکس توسعه دهنده
discretionary خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
dither ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithers ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
trimmer زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
question mark " که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
question marks " که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
dealer دهنده ورق
dealers دهنده ورق
electric برق دهنده
modifier تغییر دهنده
modifiers تغییر دهنده
differential تشخیص دهنده
differentials تشخیص دهنده
preferential امتیاز دهنده
startling تکان دهنده
nuclei هسته تشکیل دهنده
nucleus هسته تشکیل دهنده
regulatory نظم دهنده
recuperative اعاده دهنده
illustrator توضیح دهنده
illustrator نشان دهنده تصویر کش
illustrators توضیح دهنده
illustrators نشان دهنده تصویر کش
impersonator شخصیت دهنده
impersonators شخصیت دهنده
receiver جعبه خوراک دهنده
receiver دستگاه خوراک دهنده
Other Matches
extender توسعه دهنده ادامه دهنده
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
conglutinative التیام دهنده جوش دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
bailor امانت دهنده کفیل دهنده
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
bailer امانت دهنده کفیل دهنده
indicator نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
donar دهنده
jogger هل دهنده
shover هل دهنده
transferor دهنده
giver دهنده
donors دهنده
donor دهنده
trimestr رخ دهنده
pushers هل دهنده
irriguous اب دهنده
pusher هل دهنده
joggers هل دهنده
decker ارایش دهنده
conjunctive ربط دهنده
consultee مشورت دهنده
delegant حواله دهنده
continuant ادامه دهنده
continuative ادامه دهنده
deceiver فریب دهنده
decker زینت دهنده
decreer حکم دهنده
connector اتصال دهنده
concussive تکان دهنده
placater اشتی دهنده
assuror اطمینان دهنده
bailer اجاره دهنده
bailor اجاره دهنده
assimilatory شباهت دهنده
baiter طعمه دهنده
briber رشوه دهنده
formatter شکل دهنده
changer تغییر دهنده
coadjutant یاری دهنده
bulbiferous پیاز دهنده
communicator پیام دهنده
compensative پاداش دهنده
complier انجام دهنده
concentative تمرکز دهنده
conciliator اشتی دهنده
assurer اطمینان دهنده
deliverer تحویل دهنده
deluder فریب دهنده
evangelic مژده دهنده
examinee امتحان دهنده
exhalant بیرون دهنده
exhalent بیرون دهنده
exhibitioner نمایش دهنده
exhibitive جلوه دهنده
expander بسط دهنده
explicator توضیح دهنده
extender بسط دهنده
extenuating تخفیف دهنده
extenuative تخفیف دهنده
flowerer گیاه گل دهنده
frondescent برگ دهنده
fumigator بخور دهنده
functor انجام دهنده
gagger فریب دهنده
erosive فرسایش دهنده
erosive سایش دهنده
epicritic تمیز دهنده
lurer فریب دهنده
demulcent ت سکین دهنده
deponont شهادت دهنده
depreciative تنزل دهنده
depreciator تنزل دهنده
designator نقش دهنده
dimissory رخصت دهنده
discriminator تمیز دهنده
drawer of a bill of exchange برات دهنده
drill master مشق دهنده
electron donor دهنده الکترون
eleemosynary صدقه دهنده
elucidator توضیح دهنده
expositor توضیح دهنده
emancipator رهایی دهنده
endorser حواله دهنده
grantor انتقال دهنده
lenders قرض دهنده
lenders وام دهنده
shocking تکان دهنده
commanding فرمان دهنده
sedate تسکین دهنده
sedated تسکین دهنده
sedates تسکین دهنده
sedating تسکین دهنده
torturer شکنجه دهنده
torturers شکنجه دهنده
appealer استیناف دهنده
adjudicator فتوی دهنده
adjudicators فتوی دهنده
drawer برات دهنده
lender وام دهنده
lender قرض دهنده
persecutors ازار دهنده
connecting اتصال دهنده
negotiator انتقال دهنده
negotiators انتقال دهنده
pusher فشار دهنده
pushers فشار دهنده
abuser دشنام دهنده
abusers دشنام دهنده
salver شفا دهنده
salver التیام دهنده
salvers شفا دهنده
salvers التیام دهنده
healer شفا دهنده
healer التیام دهنده
healers شفا دهنده
healers التیام دهنده
drawer حواله دهنده
drawers برات دهنده
drawers حواله دهنده
alienator انتقال دهنده
alienor انتقال دهنده
alimental غذا دهنده
alimentative غذا دهنده
alleviator تخفیف دهنده
allocator تخصیص دهنده
almsman صدقه دهنده
altertive تغییر دهنده
ameliorator بهبود دهنده
ampliative بسط دهنده
amusive تفریح دهنده
annoyer ازار دهنده
antalgic تسکین دهنده
appellant استیناف دهنده
assentient موافقت دهنده
assigner حواله دهنده
aerator هوا دهنده
adjurer قسم دهنده
adjurer سوگند دهنده
voter رای دهنده
voters رای دهنده
racing مسابقه دهنده
comforter تسلی دهنده
comforters تسلی دهنده
restorer اعاده دهنده
restorers اعاده دهنده
evangelical مژده دهنده
permissive اجازه دهنده
demonstrative شرح دهنده
abluent شستشو دهنده
accomplisher انجام دهنده
achiever انجام دهنده
adapter وفق دهنده
adapter تطبیق دهنده
assignor حواله دهنده
saver نجارت دهنده
transferor انتقال دهنده
tither عشر دهنده
tithable عشر دهنده
tipper انعام دهنده
tinter رنگ پس دهنده
tickler غلغلک دهنده
terminative خاتمه دهنده
tenderer پیشنهاد دهنده
transferrer انتقال دهنده
mind-blowing تکان دهنده
yielder حاصل دهنده
yielder پاداش دهنده
worrisome ازار دهنده
wagger تکان دهنده
viminal شاخه دهنده
viminal ترکه دهنده
twirler پیچ دهنده
tender notice مناقصه دهنده
tacker جوش دهنده
solacer تسلیت دهنده
slitter چاک دهنده
simultaneous with each other باهم رخ دهنده
signaler علامت دهنده
shrinker چروک دهنده
shelterer پناه دهنده
shaker تکان دهنده
savior نجات دهنده
sonorific صدا دهنده
sooth تسکین دهنده
syncretic وفق دهنده
sustentative اعانت دهنده
swallower قورت دهنده
suggester پیشنهاد دهنده
stainer رنگ دهنده
splitter شکاف دهنده
splicer پیوند دهنده
specific donor دهنده ویژه
mind-boggling تکان دهنده
ratepayer مالیات دهنده
helpful <adj.> کمک دهنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com