English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
delta voltage ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
Other Matches
line to neutral voltage ولتاژ فازی
phase to neutral voltage ولتاژ فازی
delta connection اتصال مثلث
v connection اتصال مثلث
impedance triangle مثلث اتصال کوتاه
open delta connection اتصال مثلث باز
double delta connection اتصال مثلث دوبل
impedance drop ولتاژ اتصال کوتاه
impedance voltage ولتاژ اتصال کوتاه
voltage to neutral ولتاژ اتصال ستارهای
impedance voltage test ازمایش ولتاژ اتصال کوتاه
pull up اتصال یا برقراری ارتباط با یک سطح ولتاژ
base band ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
baseband ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
ground اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
image phase constant ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
line voltage ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
transmissions که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
unipolar که پاس ولتاژ مثبت و ولتاژ صفر با اعداد دودویی نشان داده می شوند
transmission که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
two phase generator تناوب گر دو فازی
diphase alternator تناوبگر دو فازی
PM تلفیق فازی
image phase change coefficient ثابت فازی
impedance angle زاویه فازی
impedance at resonance مقاومت فازی
phase balance تعادل فازی
phase space فضای فازی
phase modulation تلفیق فازی
two phase region ناحیه دو فازی
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
surge یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
positive sequence power in a three phase توان مستقیم مدار سه فازی
polyphase sort مرتب کردن چند فازی
positive sequence polyphase system مدار چند فازی مستقیم
voltage balance موازنه ولتاژ تعادل ولتاژ
fluctuating power of a polyphase system توان نوشی مدار چند فازی
positive sequence polyphase system of or مدار چند فازی مستقیم ازمرتبه ام
electrically قطعه حافظه فقط خواندنی که مختوای آن با اعمال ولتاژ خاص به سوزن نوشتن فایل برنامه ریزی است و توسط نور یا ولتاژ مخصوص قابل پاک شدن است
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
trianguli مثلث
triangular مثلث
triangle مثلث
trigonous مثلث
triangles مثلث
triangulum مثلث
leg of mutton مثلث شکل
astronomical triangle مثلث نجومی
delta wing بال مثلث
triangulation مثلث بندی
impedance triangle مثلث ناگذرایی
triangulum australe مثلث جنوبی
area of a triangle مساحت مثلث
trigon مثلث سه گوش
thin boards for inlaid work لای مثلث
triangularization مثلث بندی
triangular بشکل مثلث
impedance triangle مثلث مقاومت ها
maxwell triangle مثلث ماکسول
three square بشکل مثلث
spherical triagle مثلث کروی
spherical triangle مثلث کروی
voltage triangle مثلث ولتاژها
triangular brass bead مثلث برنج
triangle of forces مثلث نیروها
wedge formation ارایش مثلث
positive سیسم منط قی که در آن یک منط قی با سطح ولتاژ مثبت و صفر منط قی با سطح ولتاژ صفر یا منفی نشان داده میشود
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
delta connection سیم پیچ مثلث
aiming group عوامل مثلث گیری
right triangle مثلث راست گوشه
v ring مثلث شکاف درجه
cross bracing مهاربندی بشکل مثلث
delta winding سیم پیچ مثلث
right angled triangle مثلث قائم الزاویه
triangulation web شبکه مثلث بندی
star delta switch کلید ستاره مثلث
trigonal pyramid هرم مثلث القاعده
aiming group دستگاه مثلث گیری
trigonal bipyramid دو هرمی مثلث القاعده
trig point نقاط مثلث بندی
staphyloma تحدب مثلث قرنیه
triangulation مثلث بندی کردن
triangulation station ایستگاه مثلث بندی
maxwell triangle مثلث رنگ ماکسول
color triangle مثلث رنگ نما
trig point ایستگاه مثلث بندی
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals محل اتصال پیچ اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal محل اتصال پیچ اتصال
leads قطب اتصال سیم اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
equiangular triangle مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
triangulation مثلث روی شاه شطرنج
incircle دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
trigonal bipyramidal molecule مولکول دو هرمی مثلث القاعده
triangle exercise کار با مثلث قلق گیری
inscribed circle [of a triangle] دایره [محاطی مثلث] [ریاضی]
triangle exercise تمرین مثلث گیری درتیراندازی
hypotenuse وتر مثلث قائم الزاویه
hypotenuses وتر مثلث قائم الزاویه
equilateral triangle مثلث متساوی الاضلاع [ریاضی]
legs ساق مثلث قائم الزاویه
right triangle مثلث راست گوشه [ریاضی]
leg ساق مثلث قائم الزاویه
right triangle مثلث قایم الزاویه [ریاضی]
triangulation survey نقشه برداری به روش مثلث بندی
triangulation روش مثلث بندی در نقشه برداری
hexagram شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
triangulate سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
wedge اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedging اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedged اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
wedges اچار سه گوش شکاف ارایش مثلث
isosceles triangle مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangles مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
tessellate کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
tirm oval پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
electric tension ولتاژ
voltages ولتاژ
alternating voltage ولتاژ C.A
line voltage ولتاژ خط
voltage ولتاژ
total voltage ولتاژ کل
potential ولتاژ
load tension ولتاژ بار
inverse voltage ولتاژ معکوس
load voltage ولتاژ بار
no load voltage ولتاژ بی باری
supply voltage ولتاژ ورودی
grid voltage ولتاژ شبکه
forward voltage ولتاژ مستقیم
break down voltage ولتاژ شکست
terminal voltage ولتاژ قطبی
heating voltage ولتاژ گرمایش
spark voltage ولتاژ جرقه
generator voltage ولتاژ ژنراتور
plate voltage ولتاژ اندی
line drop افت ولتاژ یک خط
line voltage ولتاژ شبکه
input voltage ولتاژ اولیه
sticking voltage ولتاژ وقفه
line voltage variation نوسان ولتاژ
average voltage ولتاژ متوسط
limiting voltage ولتاژ مرزی
star voltage ولتاژ ستاره
y voltage ولتاژ ستاره
bleeders مقسم ولتاژ
bleeder مقسم ولتاژ
line to line voltage ولتاژ بین دو خط
boosted b voltage ولتاژ افزوده ب
battery voltage ولتاژ باتری
anode voltage ولتاژ اندی
ignition voltage ولتاژ احتراق
internal voltage ولتاژ داخلی
imaginary voltage ولتاژ راکتیو
peak voltage ولتاژ پیک
peak voltage ولتاژ حداکثر
peak voltage ولتاژ اوج
peak to peak voltage ولتاژ مضاعف
hum voltage ولتاژ نویز
high voltage ولتاژ بالا
transient voltage ولتاژ لحظهای
potentiometer مقسم ولتاژ
idle voltage ولتاژ کور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com