English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (8 milliseconds)
English Persian
flagginess ول شدگی اویختگی
Other Matches
pendency اویختگی
flaccidity اویختگی
lobation اویختگی
lobate مرکب از چند قطعه دارای اویختگی
lobated مرکب از چند قطعه دارای اویختگی
gelation بسته شدگی سفت شدگی
imminution کم شدگی باریک شدگی
bottling نخ شدگی
depressions کم شدگی
dostortion کج شدگی
necks نخ شدگی
neck نخ شدگی
erections شق شدگی
erection شق شدگی
depression کم شدگی
the mast has raked کج شدگی
geniculation خم شدگی
embeddeness حک شدگی
dilution رقیق شدگی
carburization پودر شدگی
bronchocele بزرگ شدگی
acetification ترش شدگی
hardening سفت شدگی
gasification تبخیر شدگی
gelidity بسته شدگی
locking قفل شدگی
coagulation دلمه شدگی
fixedness تثبیت شدگی
expurgation پاک شدگی
distotion factor ضریب کج شدگی
diminution کم شدگی تحقیر
desuetude موقوف شدگی
detruncation کوتاه شدگی
crookedness انحناء و کج شدگی
erasure پاک شدگی
eviration هذیان زن شدگی
concretion سفت شدگی
comminution خرد شدگی
expunction پاک شدگی
flocculence قلنبه شدگی
homogenization هم جنس شدگی
incalescence گرم شدگی
scleriasis سفت شدگی
strobilation باریک شدگی
tight coupling جفت شدگی
translocation جابجا شدگی
turn over واژگون شدگی
encrustation دلمه شدگی
encrustations دلمه شدگی
recvrvature دولا شدگی
purler پرت شدگی از سر
intensification افزون شدگی
invagination غلاف شدگی
lateral yield له شدگی جانبی
liquescence مایع شدگی
pairing جفت شدگی
necking باریک شدگی
nigrescence سیاه شدگی
occlusion بسته شدگی
occlusion جفت شدگی
petrifaction سنگ شدگی
puchery جمع شدگی
pulverization خرد شدگی
paralysation فلج شدگی
pucker جمع شدگی
contraction جمع شدگی
contractions جمع شدگی
coupling جفت شدگی
acceptability قبول شدگی
scarlet سرخ شدگی
dispersion پخش شدگی
choking اب بند شدگی
removal جدا شدگی
fading محو شدگی
hybridization هیبرید شدگی
leakage فاش شدگی
puckered جمع شدگی
puckering جمع شدگی
leakages فاش شدگی
expulsions بیرون شدگی
expulsion بیرون شدگی
sclerosis سخت شدگی
narrowing تنگ شدگی
conglomeration گلوه شدگی
conglomerations گلوه شدگی
offset دوخم شدگی
offsetting دوخم شدگی
diffusion پخش شدگی
congestion جمع شدگی
polarization قطبی شدگی
sprain رگ برگ شدگی
sprained رگ برگ شدگی
spraining رگ برگ شدگی
sprains رگ برگ شدگی
depression گود شدگی
depressions گود شدگی
puckers جمع شدگی
blots پاک شدگی
shortening کوتاه شدگی
elongation دراز شدگی
petrification سنگ شدگی
blot پاک شدگی
shrinkage چروک شدگی
blotting پاک شدگی
smelting ذوب شدگی
blotted پاک شدگی
damnation لعنت شدگی
diffraction broadening پهن شدگی پراشی
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
depressions گود شدگی فرودافت
scleroma سفت شدگی بافتها
scloroderma سفت شدگی پوست
shrinkage coefficient ضریب جمع شدگی
delusion of control هذیان کنترل شدگی
shrinkage stress خستگی جمع شدگی
supersession جانشینی لغو شدگی
shrinkage وابست جمع شدگی
shrinks انقباض چوروک شدگی
yielding تسلیم شدگی فلز
shrinking انقباض چوروک شدگی
varicosity گشاد شدگی سیاهرگ
shrink انقباض چوروک شدگی
degree of shrinkage ضریب جمع شدگی
depression گود شدگی فرودافت
accru اجتماع فراهم شدگی
digression پرت شدگی ازموضوع
constriction فشار تنگ شدگی
erethism تحریک شدگی زیاد
breaking پاره گی قطع شدگی
hyperostosis کلفت شدگی استخوان
hepatization سفت شدگی بافته
malady فاسد شدگی بیماری
sclerosis سفت شدگی بافتها
constrictions فشار تنگ شدگی
erasure حک جای پاک شدگی
condensation جمع شدگی تکاثف
disseisin محروم شدگی ازتصرف
malposition جابجا شدگی جنین
maladies فاسد شدگی بیماری
edge triggered با رها شدگی لبهای
encephalomalacia نرم شدگی مغز
enlarged tonsils بزرگ شدگی لوزه ها [پزشکی]
domesticity زندگانی خانگی رام شدگی
strobilization تشکیل رشته باریک شدگی
dc coupling جفت شدگی جریان مستقیم
fixation خیره شدگی تعلق خاطر
incarcerated hernia جمع شدگی کیسه فتق
scoliosis کج شدگی تیره پشت ازپهلو
depigmentation بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
coupling جفت شدگی اتصال درگیری
dipole dipole coupling جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
shrinkage prevention وسیله جلوگیری از جمع شدگی
fixations خیره شدگی تعلق خاطر
senile keratosis کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
individuation تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
hydrargyia or rism مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
budding تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
couplement عمل امتزاج و جفت کردن جفت شدگی
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
acceptance test آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
cleavage ورقه ورقه شدگی
delamination لایه لایه شدگی
cleavages ورقه ورقه شدگی
wrick برگ برگ شدگی
arborization شاخه شاخه شدگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com