English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
ophthalmologist ویژه گر چشم پزشکی
Other Matches
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
professional service تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
premedical دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
otorhinolaryngology پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
ENT medicine پزشکی گوش و حلق و بینی [پزشکی]
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
peculiar ویژه
adhoc ویژه
specialist ویژه گر
experts ویژه گر
extra special ویژه
specifics ویژه
expert ویژه گر
privilege حق ویژه
nets ویژه
net ویژه
nett ویژه
special character ویژه
specific ویژه
specialists ویژه گر
particular ویژه
special ویژه
particulars ویژه
prerogatives حق ویژه
prerogative حق ویژه
expressing ویژه
expresses ویژه
expressed ویژه
express ویژه
paticular ویژه
specific humidity نم ویژه
special <adj.> ویژه
extra <adj.> ویژه
specially ویژه
priviege حق ویژه
idiocrasy ویژه
nutritionists ویژه گر تغذیه
juveniles ویژه نو جوانان
special duty کار ویژه
special drawing rights حق برداشت ویژه
special drawing right حق برداشت ویژه
specific gravities گرانی ویژه
idiom تعبیر ویژه
idioms زبان ویژه
speciality ویژه گری
specific lattice شبکه ویژه
specific gravity گرانی ویژه
idiom زبان ویژه
nutritionist ویژه گر تغذیه
juvenile ویژه نو جوانان
characteristics نشان ویژه
rarely بااستادی ویژه
version شرح ویژه
versions شرح ویژه
standing order اوامر ویژه
morbid ویژه ناخوشی
specific donor دهنده ویژه
specific drawdown افت ویژه
specific heat گرمای ویژه
specific heat دمای ویژه
standing orders اوامر ویژه
specific humidity رطوبت ویژه
special party گروه ویژه
special passport پاسپورت ویژه
booths جای ویژه
zoologist ویژه گرجانورشناسی
booth جای ویژه
special verdict تصمیم ویژه
species specific نوع- ویژه
specific cost هزینه ویژه
special symbol نماد ویژه
preceptorial ویژه اموزگاری
prerogatived دارای حق ویژه
gastronomist ویژه گرخوراک
proper function ویژه تابع
proper volume ویژه حجم
quantum state ویژه حالت
favourite or vor ویژه مخصوص
extra equipment متعلقات ویژه
regiospecific جهت ویژه
relative density گرانی ویژه
equity capital ارزش ویژه
praetorian guard گارد ویژه
habiliments جامه ویژه
life guard هنگ ویژه
monkish ویژه راهبان
monocular ویژه یک چشم
lacrimal ویژه اشک
lachrymal ویژه اشک
labeled cargo کالای ویژه
kink ویژه گی فرریز
net profit سود ویژه
indicium نشانه ویژه
particular lien حق حبس ویژه
penologist ویژه گر کیفرشناسی
endemical ویژه یک قوم
electrical resistivity مقاومت ویژه
bylaw قانون ویژه
byelaw قانون ویژه
body guard هنگ ویژه
singular matrix ماتریش ویژه
singular matrix ماتریس ویژه
special agreement قرارداد ویژه
special bastard حرامزاده ویژه
special case مورد ویژه
special character دخشه ویژه
acoustician ویژه گر اواشنود
special deposits سپردههای ویژه
eigenvalue ویژه مقدار
cariologist ویژه گر قلب
self weight ویژه وزن
eigenfunction ویژه تابع
ecotype بوم ویژه
resistivity مقاومت ویژه
conizance نشان ویژه
proper value ویژه مقدار
characteristic root ویژه مقدار
characteristic number ویژه مقدار
characteristic function ویژه تابع
idioms تعبیر ویژه
specialities ویژه گری
characteristically نشان ویژه
experts ویژه کار
expert ویژه کار
neurologist ویژه گر اعصاب
physiologists ویژه گر فیزیولوژی
physiologist ویژه گر فیزیولوژی
specialization ویژه گری
specialization ویژه کاری
lingo زبان ویژه
extraordinary meeting نشست ویژه
special session نشست ویژه
traits نشان ویژه
speleologist ویژه گر غارشناسی
specific yield ابدهی ویژه
specialist ویژه کار
dead weight ویژه وزن
dead weights ویژه وزن
lingoes زبان ویژه
characteristic نشان ویژه
(not one's) cup of tea <idiom> علاقه ویژه
specialising ویژه گری
special effects جلوههای ویژه
specialty ویژه گری
specialize ویژه گری
specialists ویژه کار
specializes ویژه گری
monographs ویژه نگاشت
specializing ویژه گری
monograph ویژه نگاشت
garb پوشاک ویژه
trait نشان ویژه
specific weight وزن ویژه
specific rotation چرخش ویژه
prerogative دارای حق ویژه
prerogative حق یا امتیاز ویژه
prerogatives حق یا امتیاز ویژه
specific resistance مقاومت ویژه
specialises ویژه گری
lineaments نشان ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
specific viscosity گرانروی ویژه
specific weight سنگینی ویژه
stall لژ جایگاه ویژه
stalling لژ جایگاه ویژه
capital ارزش ویژه
specific volume حجم ویژه
lineament نشان ویژه
custom made tests ازمونهای کار- ویژه
royal prerogative حق امتیاز ویژه پادشاه
energy eigenstate ویژه حالت انرژی
to turn out به نتیجه [ویژه ای] رسیدن
molar specific heat گرمای ویژه مولی
school slang اصطلاح ویژه اموزشگاه
helio ایینه ویژه مخابرات
specialty اختصاص کیفیت ویژه
unit elongation ازدیاد طول ویژه
reluctivity مقاومت ویژه مغناطیسی
mycologist ویژه گر قارچ شناسی
pinup ویژه نصب به دیوار
physiographer ویژه گر جغرافیای طبیعی
he is in the know اطلاع ویژه دارد
metllurgist ویژه گرفلز کاری
peronality of laws حالت ویژه قانون
humoursomeness حالات ویژه گوناگون
pedlar french زبان ویژه دزدان
pediatrician ویژه گر بیماریهای کودکان
particular specification مشخصات ویژه در قرارداد
gynarcologist ویژه کاردرناخوشیهای زنانه
germanity صفات ویژه المانی
characteristic of somebody صفت ویژه کسی
lattice resistivity مقاومت ویژه شبکه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com