English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
polarities و قطعه کار نکند
polarity و قطعه کار نکند
Other Matches
quamdiu bene se gesserit تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
segmentation تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
heaven f. خدا نکند
God (Heaven) forbid! خدا نکند !
absit omen خدا نکند
god defend خدا نکند
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
He wouldnt dare refuse. سگ کیست که قبول نکند
You are not pulling my leg , are you ? نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
malfunction آنچه کامل کار نکند
malfunction آنچه درست کار نکند
malfunctioned آنچه کامل کار نکند
malfunctioned آنچه درست کار نکند
malfunctions آنچه کامل کار نکند
malfunctioning آنچه خوب کار نکند
malfunctions آنچه درست کار نکند
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
permissible velocity حداکثر سرعت اب در یک کانال که ایجادفرایش نکند
She wI'll be a loser if she refuses. اگر قبول نکند از کیسه اش رفته
inerrably چنانکه هیچگاه خطا یا اشتباه نکند
fast قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
the eye is bigger than the belly <proverb> نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ
Until a man has shown humility he cannot attain gr. <proverb> آدم تا کوچکى نکند به بزرگى نمى رسد .
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
one level address تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
trump card <idiom> استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
defaulting مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
for next loop حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
defaulted مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaults مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
default مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
raker تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند
segment قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
segments قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
holds گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
hold گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
fragmenting قطعه قطعه کردن
fragments قطعه قطعه کردن
segment قطعه قطعه کردن
fragmentation قطعه قطعه شدن
fritter قطعه قطعه کردن
mainland قطعه اصلی قطعه
sectional قطعه قطعه بخشی
fragment قطعه قطعه کردن
segments قطعه قطعه کردن
fritters قطعه قطعه کردن
defaulted عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
default عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulting عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaults عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
virus هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
viruses هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
apprenticeship دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
apprenticeships دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
anatomize قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
panel قطعه
chunk قطعه
chunks قطعه
blocs قطعه
nuggets قطعه
nugget قطعه
bloc قطعه
tract قطعه
tracts قطعه
copyslip قطعه
fragment قطعه
section قطعه
fragmenting قطعه
fragments قطعه
items قطعه
item قطعه
doit قطعه
wodges قطعه
panels قطعه
wodge قطعه
pane قطعه
segmental قطعه قطعه
panes قطعه
smidgen قطعه
pieces قطعه
piece قطعه
stretches قطعه
stretched قطعه
stretch قطعه
goblets قطعه
small scale integration قطعه
snippy قطعه
plank قطعه
smidgeon قطعه
extent قطعه
goblet قطعه
sections قطعه
members قطعه
member قطعه
blocks قطعه
blocked قطعه
block قطعه
very large scale integration قطعه
segment قطعه
trilobation سه قطعه
segments قطعه
calligraph قطعه
plotted قطعه
plots قطعه
plot قطعه
smidgin قطعه
lobe قطعه
snipping قطعه
lobes قطعه
snipped قطعه
snip قطعه
component قطعه
scale قطعه
line segment قطعه خط
components قطعه
part قطعه
morceau قطعه
internode قطعه
slabs قطعه
slab قطعه
magnetic component قطعه مغناطیسی
lobule قطعه کوچک
opus قطعه موسیقی
opuses قطعه موسیقی
part قطعه یدکی
clearing block قطعه بازدارنده
concerto قطعه موسیقی
major assembly قطعه عمده
overlay segment قطعه جایگذاشت
replacement part قطعه جایگزینی
root segment قطعه ریشهای
icicle یخ پاره قطعه یخ
hexastich قطعه شش فردی
plat قطعه نقشه
pickling قطعه شویی
stiffener قطعه تقویتی
stiffeners قطعه تقویتی
icicles یخ پاره قطعه یخ
lobectomy قطعه برداری
mechanism قطعه ماشینی
in sections د رچند قطعه
dabbed قطعه تکه
segmentation قطعه بندی
blank flange قطعه- ایکس
berg قطعه عظیم یخ
stull قطعه بزرگ
subassembly یک قطعه جزء
tension member قطعه کششی
temporal lobe قطعه گیجگاهی
dabs قطعه تکه
mechanisms قطعه ماشینی
replacements تعویض قطعه
cannibalization قطعه برداری
segmentation قطعه سازی
time slice قطعه زمان
theme song قطعه تکراری
sett قطعه سنگفرش
dab قطعه تکه
replacement تعویض قطعه
piece part قطعه یک پارچه
part number شماره قطعه
passage تصویب قطعه
frontal lobe قطعه پیشانی
gussets قطعه اتصال
gusset قطعه اتصال
passages تصویب قطعه
fragment قطعه باقیمانده
quad قطعه سربی
quads قطعه سربی
partitura قطعه کامل
worked قطعه کار
work قطعه کار
workholder نگهدارنده قطعه
fragmenting قطعه باقیمانده
partitur قطعه کامل
fragments قطعه باقیمانده
parietal lobe قطعه اهیانهای
electric component قطعه الکتریکی
equulei قطعه الفرس
midsection قطعه میانی
program segment قطعه برنامه
handsets تلفن در یک قطعه
handset تلفن در یک قطعه
item قطعه خبری
strip قطعه باریک
items قطعه خبری
equuleus قطعه الفرس
work part قطعه کار
lobotomies قطعه بری
replacement part قطعه یدکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com