English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
process و وسایل کنترل و پشتیبانی
processes و وسایل کنترل و پشتیبانی
Search result with all words
scsi بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
Other Matches
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
MCA بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
mainframe computer سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
Micro Channel Architecture - بیتی است که وسایل کنترل باس را پشتیانی میکند
images دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند
image [دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند.]
operator وسایل ورودی خروجی که اپراتور برای کنترل کامپیوتر استفاده میکند
operators وسایل ورودی خروجی که اپراتور برای کنترل کامپیوتر استفاده میکند
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
lu LU و LU کنترل بخشها را به عهده دارند. LU ارتباط بین وسایل و LU را تامین میکند و پروتکل peer-to-peer است
floppies ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disks ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy discs ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disk ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
fire support coordination هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
beach gear وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
cpu سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی
prevention of stripping ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
tackle درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
mounting وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
recovers جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recover جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovering جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
excess property وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
transmissions وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
channeling واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
map نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
maps نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
bios توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
antisubmarine support پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
computation of replacement factors محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
dispersal lays محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
red concept جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
cryptoancillary equipment وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
pioneer tools وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
landing aids وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
air distant support پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
basic issue items وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
protection پشتیبانی
afloat support پشتیبانی
in support of در پشتیبانی از
support پشتیبانی
in support of در پشتیبانی
patronage پشتیبانی
backing پشتیبانی
close support پشتیبانی نزدیک
vindicate پشتیبانی کردن از
technical support پشتیبانی فنی
champion پشتیبانی کردن
vindicated پشتیبانی کردن از
logistic support پشتیبانی لجستیکی
aid پشتیبانی کردن
championed پشتیبانی کردن
global backup پشتیبانی کلی
champions پشتیبانی کردن
vindicating پشتیبانی کردن از
championing پشتیبانی کردن
vindicates پشتیبانی کردن از
geo deu reo پشتیبانی کننده
rally پشتیبانی کردن
countenancing پشتیبانی کردن
maintained پشتیبانی کردن
support programs برنامههای پشتیبانی
countenances پشتیبانی کردن
countenanced پشتیبانی کردن
countenance پشتیبانی کردن
maintains پشتیبانی کردن
support program برنامه پشتیبانی
support command یکان پشتیبانی
support brigade تیپ پشتیبانی
supply support پشتیبانی اماد
supply support پشتیبانی تدارکات
storeship ناو پشتیبانی
logistic support پشتیبانی تدارکاتی
backup پشتیبانی کردن
support command فرماندهی پشتیبانی
rallies پشتیبانی کردن
air support پشتیبانی هوایی
rallied پشتیبانی کردن
sustaining پشتیبانی کننده
maintenance support پشتیبانی نگهداری
maintenance support پشتیبانی تعمیراتی
back-up پشتیبانی یا کمک
tactical support پشتیبانی رزمی
back up پشتیبانی یا کمک
timed backup پشتیبانی دورهای
tower of strength <idiom> پشتیبانی محکم
service support پشتیبانی خدمات
maintain پشتیبانی کردن
direct support پشتیبانی مستقیم
supporting distance مسافت پشتیبانی
combat support پشتیبانی رزمی
archival backup پشتیبانی بایگانی
propugn پشتیبانی کردن از
fire support پشتیبانی اتش
nonsupport عدم پشتیبانی
corrective maintenance پشتیبانی اصلاحی
play up to پشتیبانی کردن از
PRI پشتیبانی کنند
area support پشتیبانی منطقه
naval support پشتیبانی دریایی
to agitate [for] پشتیبانی کردن
aided پشتیبانی کردن
general support پشتیبانی عمومی
supporting تقویت پشتیبانی
support پشتیبانی کردن
aiding پشتیبانی کردن
memory protection پشتیبانی ازحافظه
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
fire support base پایگاه پشتیبانی اتش
beach support area منطقه پشتیبانی ساحلی
area support command فرماندهی پشتیبانی منطقه
deep supporting fire اتش پشتیبانی در عمق
fire support base مبنای پشتیبانی اتش
direct support پشتیبانی مستقیم کردن
deep air support پشتیبانی هوایی دور
direct support unit یکان پشتیبانی مستقیم
aerial fire support پشتیبانی اتش هوایی
decision support system سیستم پشتیبانی تصمیم
fire support element عنصر پشتیبانی اتش
afloat support پشتیبانی لجستیکی در روی آب
deep supporting fire اتش پشتیبانی عمیق
tape backup unit دستگاه پشتیبانی نوار
remote servicing پشتیبانی از راه دور
field service پشتیبانی سرویس رزمی
to bolster somebody up از کسی پشتیبانی کردن
to get behind somebody از کسی پشتیبانی کردن
ancestral file سیستم پشتیبانی فایل ها
ancillary facilities تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
supporting range برد پشتیبانی سلاحها
to back somebody up از کسی پشتیبانی کردن
supported یکان پشتیبانی شده
propping نگهداشتن پشتیبانی کردن
propped نگهداشتن پشتیبانی کردن
prop نگهداشتن پشتیبانی کردن
remote maintenance پشتیبانی از راه دور
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
division support command فرماندهی پشتیبانی لشگر
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
close air support پشتیبانی هوایی نزدیک
division support area منطقه پشتیبانی لشگر
close support mission ماموریت پشتیبانی نزدیک
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
fire support sector منطقه پشتیبانی اتش
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
general support یکان پشتیبانی عمومی
kits جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com