Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English
Persian
steadfast
پابرجای خیره
steadfastly
پابرجای خیره
Other Matches
loyal
پابرجای
dour
خیره سر
pertinacious
خیره سر
starring
خیره
staring
خیره
mulish
خیره سر
stubborn
خیره سر
agaze
خیره
obstinate
خیره سر
testy
<adj.>
خیره سر
eccentric
<adj.>
خیره سر
sullen
<adj.>
خیره سر
stubborn
<adj.>
خیره سر
intractable
<adj.>
خیره سر
perverse
<adj.>
خیره سر
screwball
خیره سر
glaring
خیره
dourly
خیره سر
willful
<adj.>
خیره سر
dazzling
خیره کردن
dazzle
خیره کردن
perrinaciousness
خیره سری
dazzles
خیره کردن
dazzled
خیره کردن
gaze
نگاه خیره
gazed
نگاه خیره
to stand at gaze
خیره ایستادن
to look fixedly
خیره نگریستن
staring red
یا خیره کننده
relucent
خیره کننده
mulishness
خیره سری
moon eyed
خیره ومتحیر
gloatingly
با نگاه خیره
gapeseed
نگاه خیره
gape seed
نگاه خیره
fulgurant
خیره کننده
foudroyant
خیره کننده
dazzlement
خیره سازی
gazing
نگاه خیره
gazes
نگاه خیره
glaringly
با نگاه خیره
obstinacy
خیره سری
goggle-eyed
خیره چشم
impudence
خیره سری
stubbornness
خیره سری
stares
خیره شدن
blinds
خیره کردن
intractable
خیره سر ستیزه جو
stared
خیره شدن
blinded
خیره کردن
blind
خیره کردن
stare
خیره شدن
gape
خیره نگاه کردن
bedazzle
بکلی خیره کردن
gaped
خیره نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
watcheye
چشم خیره وسفید
dazzlingly
بطور خیره کننده
glared
خیره نگاه کردن
eclat
روشنی خیره کننده
starer
دارای نگاه خیره
glares
خیره نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
stargaze
بستاره ها خیره شدن
stares
خیره نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
glare
خیره نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
to gape
با خیره دهان باز کردن
to stare any one into silence
کسیرا با نگاه خیره از روبردن
glare
تابش خیره کننده تشعشع
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
dazzles
تابش یا روشنی خیره کننده
glares
تابش خیره کننده تشعشع
glared
تابش خیره کننده تشعشع
dazzling
تابش یا روشنی خیره کننده
glowering
اخم کردن نگاه خیره
glowers
اخم کردن نگاه خیره
glower
اخم کردن نگاه خیره
dazzled
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzle
تابش یا روشنی خیره کننده
gaping
نگاه خیره با دهان باز
fixation
خیره شدگی تعلق خاطر
glowered
اخم کردن نگاه خیره
fixations
خیره شدگی تعلق خاطر
gape
نگاه خیره با دهان باز
gaped
نگاه خیره با دهان باز
gapes
نگاه خیره با دهان باز
gaping stock
چیزی که موجب خیره نگریستن گرد د
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
Boketto
عمل خیره شدن به دوردست در غیاب تفکر
gawp
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawps
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawping
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawped
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
to stare at person in the face
توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
gape seed
چیزی که مایه حیرت وموجب خیره نگریستن گرد د
She stared at him with wide eyes.
با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com