English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
bottom pure ladle پاتیل ریخته گری
foundry ladle پاتیل ریخته گری
Search result with all words
ladle crane جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
top pour ladle کفچه یا پاتیل ریخته گری
Other Matches
mis run casting ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
caldron پاتیل
cauldrons پاتیل
furnace پاتیل
furnaces پاتیل
pie-eyed پاتیل
barrel پاتیل
barrels پاتیل
caldrons پاتیل
half seas over پاتیل
pickled پاتیل
cauldron پاتیل
pissed پاتیل
ladle bial پاتیل
tun dish throught پاتیل میانی
transfer ladle پاتیل انتقال
to be off one's nut پاتیل شدن
plastered پاتیل شده
barrel temperature دمای پاتیل
hand lade پاتیل دستی
hot metal ladle پاتیل فلزمذاب
tilting ladle پاتیل برگردان
crane ladle پاتیل جرثقیل
hung over پاتیل شده
ladle samble نمونه پاتیل
ladle shank گیره پاتیل
ladle skull ته مانده پاتیل
to drink till alls blue پاتیل شدن
hot metal ladle پاتیل اهن خام
pig iron ladlee پاتیل اهن خام
submarine ladle پاتیل بمبی شکل
bull ladle پاتیل یا کفچه حمل و نقل
kier یا پاتیل مخصوص جوشاندن پارچه وسفیدکردن ان
sadden [مواد افزودنی به پاتیل رنگ جهت تیره کردن رنگ مورد نظر]
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
caster ریخته گر
foundered ریخته گر
cast copper مس ریخته گی
foundering ریخته گر
moulder ریخته گر
brass founder ریخته گر
besprent ریخته
founders ریخته گر
casting ریخته گی
foundry man ریخته گر
hot topping ریخته گی
metal founder ریخته گر
disorganized در هم ریخته
founder ریخته گر
foundry ریخته گری
investment castings ریخته گی بسته
chuted concrete بتن ریخته گی
group casting ریخته گری
founding ریخته گری
iron foundry ریخته گی اهن
investment foundry ریخته گی بسته
castellated nut مهره ریخته گی
cast steel فولاد ریخته گی
cast metal فلز ریخته گی
cast glass شیشه ریخته گی
cast crystal بلور ریخته
cast concrete بتن ریخته گی
skinned پوسته ریخته گی
found ریخته گری
potted در کوزه ریخته
moulding ریخته گری
precast پیش ریخته
casting قطعه ریخته گی
casting ریخته گری
foundries ریخته گری
skin پوسته ریخته گی
sheet asphalt اسفالت ریخته
wild and woolly درهم ریخته
founds ریخته گری
molten ریخته ریختگی
skins پوسته ریخته گی
skinning پوسته ریخته گی
foundry pit جهنم ریخته گری
shell casting ریخته گری پوستهای
steel foundry ریخته گری فولاد
ingot casting ریخته گری شمش
fusion casting ریخته گری ذوبی
grey iron foundry ریخته گری خاکستری
investment castings process فرایند ریخته گی بسته
group teaming ریخته گری گروهی
group casting ریخته گری گروهی
foundry practice تکنیک ریخته گری
foundry pit چاله ریخته گری
foundry sand ماسه ی ریخته گری
sand casting ریخته گری ماسهای
injection molding ریخته گری تزریقی
metal foundry ریخته گری فلزات
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
transfer molding ریخته گری انتقالی
metal casting ریخته گری فلز
mis run casting ریخته گری غلط
pouring cup قاشق ریخته گری
machinery castings ریخته گری ماشینی
loam castings ریخته گری شنی
jakes اشغال درهم ریخته
non ferrous casting قطعه ریخته گی غیراهنی
iron casting ریخته گری اهن
investment castings قطعات ریخته گی بسته
precision casting ریخته گری دقیق
press casting ریخته گری فشاری
mold قالب ریخته گری
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
composite casting ریخته گری مرکب
pigs اهن تازه ریخته
pigs قالب ریخته گری
pig اهن تازه ریخته
core sand ماسه ریخته گری
compression molding ریخته گری فشاری
littered زایمان ریخته وپاشیده
pig قالب ریخته گری
chuted concrete بتن ریخته شده
forge ریخته گری فلز
debris اشغال روی هم ریخته
plaster casts ریخته گری گچی
cast molding قالبگیری ریخته گری
cast steel فولاد ریخته گری
plaster cast ریخته گری گچی
art casting ریخته گری صنعتی
molded قالب ریخته گری
forges ریخته گری فلز
trumpeting قیف ریخته گری
trumpeted قیف ریخته گری
trumpet قیف ریخته گری
ejecta مواد بیرون ریخته
litter زایمان ریخته وپاشیده
eruptive rock سنگ بیرون ریخته
moulded قالب ریخته گری
mould قالب ریخته گری
foundry cupola کوپول ریخته گری
down hill casting ریخته گری مستقیم
direct casting ریخته گری مستقیم
die mold فرم ریخته گی تزریقی
moulds قالب ریخته گری
tumultuous شلوغ بهم ریخته
molds قالب ریخته گری
litters زایمان ریخته وپاشیده
littering زایمان ریخته وپاشیده
pig casting machine دستگاه ریخته گری شمش
pouring bay کارگاه کوچک ریخته گری
potted کوزه کرده ذدزفرف ریخته
pig bed شن ویژه ریخته گری اهن
steel casting پروفیل فولادی ریخته گری
steel casting foundry ریخته گری پروفیل فولاد
rate of die casting سرعت ریخته گری حدیدهای
slip casting روش ریخته گری لغزشی
pressure die casting ریخته گری حدیدهای فشاری
pressure casting قطعه ریخته گری فشاری
jetsam کالاهای به دریا ریخته شده
I am inundated with work. هزار جور کارسرم ریخته
He has collected what the other person. <proverb> هر چه این ریخته او جمع کرده.
press cast process فرایند ریخته گری فشاری
lost wax process ریخته گری با مدلهای مومی
direct chill casting ریخته گری مستقیم تبریدی
group teaming plate صفحه ریخته گری گروهی
diecasting ریخته گری با قالب فلزی
continous casting method روش ریخته گری دائمی
die casting machine دستگاه ریخته گری حدیدهای
continous casting plant تاسیسات ریخته گری دائمی
die casting process فرایند ریخته گری حدیدهای
core molding machine دستگاه ریخته گری هسته
hot mold centrifugal casting process فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
die casting alloy الیاژ ریخته گری حدیدهای
centrifugally cast pipe لوله ریخته گی گریز از مرکز
dissarranged sentences test ازمون جملههای درهم ریخته
green concrete بتن تازه ریخته شده
brass and bronze foundry ریخته گری برنج و برنز
foundry furnace بوته یا کوره ریخته گری
foundry pig iron اهن خام ریخته گری
mallable casting ریخته گری چکش خوار
dry sand casting ریخته گری ماسهای خشک
dissected sentences test ازمون جملههای درهم ریخته
littery ریخته و پاشیده درهم برهم
gravity die casting ریخته گری حدیدهای ثقلی
ingot casting car واگن ریخته گری شمش
She had let her hair down . موهایش را ریخته بود روی شانه اش
die0casting die حدیده ریخته گری تحت فشار
It was a mess . Everything was scattered all over the place. همه چیز ریخته وپاشیده بود
mallable iron foundry ریخته گری اهن چکش خوار
centrifugal casting process طریقه ریخته گری گریز از مرکز
centrifugal casting machine دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
pressure die casting machine دستگاه ریخته گری حدیدهای فشاری
pressure die casting process فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
centrifugal casting process فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
overshot wheel چرخی که اب از بالا ریخته انرا می گرداند
bullybeef گوشت گاویکه درحلبی ریخته نگهدارند
centrifugally cast concrete بتن ریخته گی به روش گریزاز مرکز
crane ladle پاتیل بالابر کفچه بالابر
shell molding type foundry ریخته گری نوع قالب گیری پوستهای
sand casting ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
flotsam and jetsam کالاهایی که توسط ناخدای کشتی به دریا ریخته شده
knuckle sprue استخوانهای ریخته گری-فولادی که در داخل کانالهاباقی می ماند
slough در لجن گیر افتادن پوست ریخته شده مار
die casting ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
kentledge چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com