Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English
Persian
external reward
پاداش برونی
extrinsic reward
پاداش برونی
Other Matches
objectives
برونی
external sense
حس برونی
external
برونی
objective
برونی
exogenous
برونی
exoterical
برونی
outside
برونی
externals
برونی
outsides
برونی
extrinsic
برونی
pod
پوست برونی
extrapolation
براورد برونی
exosmosis
حلول برونی
external inhibition
بازداری برونی
exogenous event
رویداد برونی
extrapolations
براورد برونی
epizoon
انگل برونی
scarf skin
پوست برونی
neurilemma or lema
پوشش برونی پی
objective reality
واقعیت برونی
outer connection
پیوند برونی
outboard engine
موتور برونی
periderm
پوست برونی
phlogosis
اماس برونی
veranda
ایوان برونی
verandahs
ایوان برونی
verandas
ایوان برونی
external validity
اعتبار برونی
springing of extrados
پاطاق برونی
external pressure
فشار برونی
externalization
برونی کردن
extrinsic motivation
انگیزش برونی
extroversion
رویش برونی
airlocks
صندوقهی برونی
pods
پوست برونی
external table
جدول برونی
exteroceptor
گیرنده برونی
external function
تابع برونی
external command
فرمان برونی
epidermis
پوست برونی
external phase
فاز برونی
extrovert
دارای رویش برونی
nearside lane
خط یکم یا راه برونی
extroverts
دارای رویش برونی
outward things
جهان برونی یا فاهر
exo skeleton
استخوان بندی برونی
outward application
استعمال برونی یا خارجی
external hard disk
دیسک سخت برونی
exoterics
تعلیمات برونی یاعمومی
external auditory meatus
گذرگاه برونی گوش
epidermic
مربوط به پوست برونی بشرهای
external ophthalmia
اماس برونی تخم چشم
epidermal
مربوط به پوست برونی بشرهای
external modem
تلفیق و تفکیک کننده برونی
mense
پاداش
guerdon
پاداش
incentive pay
پاداش
rewards
پاداش
recompenses
پاداش
recompensed
پاداش
recompense
پاداش
reinforcement
پاداش
recompensing
پاداش
gratuity
پاداش
considerations
پاداش
nonreward
بی پاداش
gratuities
پاداش
premiums
پاداش
allowance
پاداش
allowances
پاداش
incentive
پاداش
incentives
پاداش
bonus
پاداش
solatium
پاداش
consideration
پاداش
rewarding
پر پاداش
compensation
پاداش
compensations
پاداش
unvalued
بی پاداش
premium
پاداش
rewardable
پاداش
quittance
پاداش
fee
پاداش
reward
پاداش
rewarded
پاداش
remunerations
پاداش
rewardless
بی پاداش
bonuses
پاداش
back
پاداش
backs
پاداش
remuneration
پاداش
incentive pay
پاداش کار
negative reward
پاداش منفی
come-uppance
پاداش عمل بد
yielder
پاداش دهنده
smart money
پاداش زیان
meed
پاداش ارزش
secondary reward
پاداش ثانوی
valuable consideration
پاداش پربها
rewardable
پاداش دادن
rewardable
پاداش دادنی
reward training
اموزش با پاداش
rewards
پاداش دادن
awarding
پاداش تقدیر
awards
پاداش دادن
awards
پاداش تقدیر
requited
پاداش دادن
requite
پاداش دادن
premium
پاداش عمل
premium
پاداش نیکو
bonuses
پاداش قرضه
award
پاداش دادن
bonus
پاداش قرضه
hay
تختخواب پاداش
premium
پاداش عوض
premiums
پاداش عوض
requites
پاداش دادن
requiting
پاداش دادن
reward
پاداش دادن
award
پاداش تقدیر
feoff
پول پاداش
awarded
پاداش دادن
extra premium
پاداش اضافی
awarded
پاداش تقدیر
compensative
پاداش دهنده
compensable
قابل پاداش
testimonials
پاداش جایزه
testimonial
پاداش جایزه
premiums
پاداش عمل
awarding
پاداش دادن
rewarded
پاداش دادن
premiums
پاداش نیکو
to merit reward
سزاوار پاداش بودن
rewarder
جایزه یا پاداش دهنده
warison
پاداش شیپور حمله
incentive bonus scheme
طرح پاداش تشویقی
self rewarding
پاداش دهنده بخود
dispatch money
پاداش سرعت کار
primage
پاداش ناخدای کشتی
point fund
پاداش پایان فصل
underemployed
دارای شغل کم تخصص و کم پاداش
hand-out
<idiom>
پاداش ،معمولا از طرف دولت
despatch money
پاداش جهت بارگیری یاتخلیه سریع
lostlabour
کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
reward is an iduce to toil
چیزیکه ادم را بکار کردن تشویق میکند پاداش است
compensates
پاداش دادن عوض دادن
compensate
پاداش دادن عوض دادن
compensated
پاداش دادن عوض دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com