English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (4 milliseconds)
English Persian
imperial پادشاهی امپراتوری
Other Matches
empery امپراتوری
imperialism حکومت امپراتوری
Ottoman Empire امپراتوری عثمانی
tetrarch والی بخشهای چهارگانه امپراتوری
cannon [ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
empire امپراتوری چند کشور که دردست یک پادشاه باشد فرمانروایی
empires امپراتوری چند کشور که دردست یک پادشاه باشد فرمانروایی
royal پادشاهی
sovereignty پادشاهی
kinghood پادشاهی
imperium پادشاهی
kingcraft پادشاهی
king dom پادشاهی
kingdom پادشاهی
regality پادشاهی
the u kingdom پادشاهی
regal پادشاهی
the u states پادشاهی
king ship پادشاهی
paludament شنل پادشاهی
monarchize پادشاهی کردن
king craft سیاست پادشاهی
tiara تاچ پادشاهی
tiaras کلاه پادشاهی
tiaras تاچ پادشاهی
tiara کلاه پادشاهی
dethronement عزل از پادشاهی
was a king in yemen پادشاهی برد در یمن
coronate مقام شهریاری پادشاهی
United Kingdom کشور متحده پادشاهی
regalia نشانها وعلائم پادشاهی
RAF مخفف نیروی هوایی پادشاهی
they crowed him king تاج پادشاهی برسرش گذاشتن
Exchequer مالیه خزانه دار پادشاهی
kingdom مملکت یا کشور پادشاهی موالید
Carolean [دوره پادشاهی چارلز دوم]
Saudi Arabia کشور پادشاهی عربستان سعودی
imperial gallon گالن پادشاهی برابر با6345/4لیتر
to r. aking کسی رادوباره به تخت پادشاهی نشاندن
monarchical وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
sovereignty پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
mixed government حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
to wield a sceptre پادشاهی کردن تسلط کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com