English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (6 milliseconds)
English Persian
oberon پادشاه پریان
Other Matches
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
fairyhood پریان
cloudworld سرزمین پریان
fairyland کشور پریان
faerie جهان پریان
fairylands کشور پریان
angel dust گرد پریان
onycha ناخن پریان
fairness منسوب به پریان
unguis ناخنک ناخن پریان میخ یاناخن
oafs بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
oaf بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
changelings بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اند میگذارند
changeling بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اند میگذارند
elf child بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اندمیگذارند
kings پادشاه
our sovereingn پادشاه
kingless بی پادشاه
Shah پادشاه
Shahs پادشاه
queenconsort زن پادشاه
rex پادشاه
o king ای پادشاه
potentates پادشاه
queens زن پادشاه
monarchs پادشاه
queen زن پادشاه
constitutional monarch پادشاه
potentate پادشاه
sovereigns پادشاه
head of state پادشاه
sovereign پادشاه
monarch پادشاه
king پادشاه
fit for a king لایق پادشاه
kings palace کاخ پادشاه
king of england پادشاه انگلستان
regicides قتل پادشاه
kings palace قصر پادشاه
regicide قتل پادشاه
kingling پادشاه کوچک
sign manual امضا پادشاه
lese majestyodhkj &odhkj fvqn پادشاه یا دولت
rial پادشاه ملکه
lord lieutenant نماینده پادشاه در ایالات
king of birds پادشاه مرغان :دال
king's counsel قاضی دادگاه پادشاه
princess of the blood دختر یا نوه پادشاه
aeolus پادشاه تسالی یونان
regent نماینده پادشاه رئیس
royal prerogative حق امتیاز ویژه پادشاه
croesus کراسوس : پادشاه یونان
raja or rajah راجه-امیریا پادشاه
his britannic majesty اعلیحضرت پادشاه انگلستان
privy seal مهر شخصی پادشاه
regents نماینده پادشاه رئیس
the u states کشوری که پادشاه داشته باشد
privy purse اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
they attended the king ایشان درخدمت پادشاه بودند
HMS مخفف در خدمت پادشاه انگلیس
princessroyal بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
regius professor استاد منصوب ازطرف پادشاه
prince royal پسر ارشد پادشاه انگلیس
sovereignty اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
gordian وابسته به پادشاه فریجیه لاینحل
herod هبرودیس :نام پادشاه یهودیه
dauphiness عروس پادشاه فرانسه ازپسرارشدش
the u kingdom کشوری که پادشاه داشته باشد
kinglet پادشاه کوچک و بی اهمیت امیر
infanta دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
the code of justinian مجموعه قوانین ژوستی نین پادشاه رم
household troops هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
monarchical وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
dauphin عنوان پسر ارشد پادشاه فرانسه
royalty حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
priam پریام پادشاه تروا وپدر هکتور
dais سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
royalties حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
monarch پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
monarchs پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
eminent domain مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
kingmaker کسی که درانتخاب پادشاه یا رئیس موثر است
queen dowager زنی که شوهرش پادشاه بوده ومرده است
infante جوانترین پسر پادشاه و ملکه اسپانیا و پرتقال
jacobite طرفدارسلطنت جیمز اول پادشاه مخلوع انگلیس
empire امپراتوری چند کشور که دردست یک پادشاه باشد فرمانروایی
empires امپراتوری چند کشور که دردست یک پادشاه باشد فرمانروایی
Desornamentado [سبک معماری رنسانس در اسپانیا در دوره ی حکومت پادشاه فیلیس]
romulus رمولوس برادررموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
Georgian architecture معماری جرجی [در زمان پادشاه جرج اول تا چهارم انگلستان]
homage اعلام رسمی بیعت از طرف متحد یا متفقی نسبت به پادشاه
to kiss hands دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
letters missive نامه رسمی پادشاه که در ان کسی برای اسقفی گماشته شده است
agamemnon اگاممنون پادشاه مایسنا که منازعهء او با اشیل مقدمهء داستان حماسی ایلیاد است
koh i noor کوه نور:الماس نامی هندوستان که اکنون جزودارایی پادشاه انگلیس است
procedendo حکم پادشاه در مورد تسریع دادرسی به قاضی یی که صدور رای را به تاخیرانداخته است
lord chancellor بزرگترین لرد انگلیس که بامورقضایی رسیدگی کرده ومهردارسلطنتی ومشاورمخصوص پادشاه ورئیس مجلس اعیان میباشد
magna charta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna carta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
escheat حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com