English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English Persian
rupture پارگی گسستن
ruptures پارگی گسستن
rupturing پارگی گسستن
Other Matches
tear گسیختن گسستن
cuts گسستن چیدن
cut گسستن چیدن
tears گسیختن گسستن
disconnects جدا کردن گسستن
disconnecting جدا کردن گسستن
disconnect جدا کردن گسستن
rift پارگی
rifts پارگی
rip پارگی
lacerations پارگی
laceration پارگی
tears پارگی
tear پارگی
tearing پارگی تصویر
fragmentation چند پارگی
tear out پارگی تصویر
cerebral laceration پارگی مغزی
scrappiness پاره پارگی
tear strength مقاومت [در برابر پارگی]
dehiscence پارگی یا بازشدن زخم شکفتگی
snap پارگی یا گسیختن نخ تار یا پود
braking length طول پارگی نخ [طولی از نخ که در اثر وزن خودش پاره شود]
plug [نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
rug condition [وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
false selvage شیرازه تقلبی [هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com