English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (3 milliseconds)
English Persian
dehiscence پارگی یا بازشدن زخم شکفتگی
Other Matches
efflorescence شکفتگی
to fly open بازشدن
to brighten up بازشدن
clear up بازشدن
extending بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
extends بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
extend بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
rifts پارگی
rift پارگی
lacerations پارگی
laceration پارگی
tears پارگی
tear پارگی
rip پارگی
tear out پارگی تصویر
scrappiness پاره پارگی
fragmentation چند پارگی
ruptures پارگی گسستن
cerebral laceration پارگی مغزی
tearing پارگی تصویر
rupturing پارگی گسستن
rupture پارگی گسستن
tear strength مقاومت [در برابر پارگی]
snap پارگی یا گسیختن نخ تار یا پود
skydive پریدن از هواپیما با چتر ومانور پیش از بازشدن چتر
braking length طول پارگی نخ [طولی از نخ که در اثر وزن خودش پاره شود]
delayed opening سیستم پرتاب چتر با باز شدن تاخیری سیستم تاخیر در بازشدن چتر
plug [نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
rug condition [وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
false selvage شیرازه تقلبی [هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com