Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (25 milliseconds)
English
Persian
answer
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
Other Matches
reply
[answer]
پاسخ نامه ای
[پاسخ به پیام پست الکترونیکی ]
[پاسخ زبانی دفاعیه]
answer
پاسخ به یک سوال
answering
پاسخ به یک سوال
answered
پاسخ به یک سوال
answers
پاسخ به یک سوال
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
come up with
<idiom>
یافتن پاسخ
query
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queried
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queries
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
querying
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
solving
یافتن پاسخ یک مشکل
solves
یافتن پاسخ یک مشکل
solved
یافتن پاسخ یک مشکل
solve
یافتن پاسخ یک مشکل
problem
یافتن پاسخ برای مشکلی
problems
یافتن پاسخ برای مشکلی
calculated
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
problem
سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
calculates
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
problems
سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
calculate
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
answers
: پاسخ دادن
rejoin
پاسخ دادن
to make a response
پاسخ دادن
rejoining
پاسخ دادن
answer
: پاسخ دادن
rejoins
پاسخ دادن
answered
: پاسخ دادن
answering
: پاسخ دادن
rejoined
پاسخ دادن
responded
پاسخ دادن
responds
پاسخ دادن
respond
پاسخ دادن
rejoins
پاسخ دفاعی دادن
to answer in the a
پاسخ مثبت دادن
rejoining
پاسخ دفاعی دادن
rejoined
پاسخ دفاعی دادن
rejoinder
پاسخ دفاعی دادن
return a negative
پاسخ منفی دادن
to fail to provide an answer
درماندن در دادن پاسخ
rejoinders
پاسخ دفاعی دادن
rejoin
پاسخ دفاعی دادن
originated
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originating
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
to beg the question
در پاسخ به پرسشی جاخالی دادن
readiness to report
امادگی برای پاسخ دادن
replying
پاسخ دادن جواب کتبی
reply
پاسخ دادن جواب کتبی
replied
پاسخ دادن جواب کتبی
replies
پاسخ دادن جواب کتبی
reply
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
answering
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
to respond to blackmail
[a threat]
پاسخ دادن به باج گیری
[ تهدیدی]
replies
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
responds
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
replied
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
replying
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
answers
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
respond
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
irresponsiveness
عدم امادگی برای پاسخ دادن
responded
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
answered
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answer
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
inquiries
ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود
inquiry
ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود
intelligence
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
quoting
خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
statement
پاسخ
response
[commentary]
پاسخ
replied
پاسخ
replication
پاسخ
response
پاسخ
counterplea
پاسخ رد
replies
پاسخ
representation
[statement]
پاسخ
reaction
[answer, commentary]
پاسخ
respond
پاسخ
in answer to
در پاسخ به
rebutter
پاسخ رد
responded
پاسخ
responsions
پاسخ
responds
پاسخ
replying
پاسخ
reply
پاسخ
item of written comment
پاسخ
negative reply
پاسخ رد
answerback
در پاسخ
responses
پاسخ
in reply to
در پاسخ
answer
پاسخ
answers
پاسخ
no
: پاسخ نه
answering
پاسخ
answered
پاسخ
anatomy response
پاسخ کالبدی
w response
پاسخ کلی
response threshold
استانه پاسخ
response time
زمان پاسخ
vaccum response
پاسخ غیابی
vab
پاسخ سمعی
response amplitude
دامنه پاسخ
plea
پاسخ دعوی
early answer
پاسخ زود
rejoinder
پاسخ دفاعی
pleas
پاسخ دعوی
voice answer back
پاسخ سمعی
response strength
نیرومندی پاسخ
oracle
پاسخ مبهم
oracles
پاسخ مبهم
answerback
پاسخ برگشتی
response duration
مدت پاسخ
answer mode
حالت پاسخ
answerable
پاسخ دار
response equivalence
هم ارزی پاسخ
response generalization
تعمیم پاسخ
reflection response
پاسخ قرینه
replier
پاسخ دهنده
response intensity
شدت پاسخ
response latency
نهفتگی پاسخ
response rate
سرعت پاسخ
response set
امایه پاسخ
anticipatory response
پاسخ انتظاری
whole response
پاسخ کلی
an a answer
پاسخ مثبت
answering
: جواب پاسخ
emitted response
پاسخ صدوری
manipulandum
ابزار پاسخ
operandum
ابزار پاسخ
discriminatory response
پاسخ افتراقی
delayed response
پاسخ درنگیده
moro response
پاسخ مورو
movement response
پاسخ حرکت
response differentiation
تفکیک پاسخ
original response
پاسخ ابتکاری
right answer
پاسخ درست
irresponsive
پاسخ ندهنده
rejoin
در پاسخ گفتن
answered
: جواب پاسخ
rejoins
در پاسخ گفتن
image response
پاسخ تصویر
impluse response
پاسخ ایمپولز
answer
: جواب پاسخ
rejoining
در پاسخ گفتن
frequency respone
پاسخ فرکانس
rejoined
در پاسخ گفتن
distal response
پاسخ دوربرد
to definitive answer
پاسخ قطعی
correct response
پاسخ درست
responsorial
پاسخ دهنده
preparatory response
پاسخ مقدماتی
calculation
پاسخ تقریبی
rejoinders
پاسخ دفاعی
solutions
پاسخ یک مشکل
solution
پاسخ یک مشکل
color response
پاسخ رنگ
conditioned response
پاسخ شرطی
running rate
اهنگ پاسخ
answers
: جواب پاسخ
popular response
پاسخ رایج
content response
پاسخ محتوایی
consummatory response
پاسخ پایانی
position response
پاسخ مکانی
phone
پاسخ به تماس در تلفن
galvanic skin response
پاسخ برقی پوست
he returned a negative
پاسخ منفی داد
conditioned avoidance response
پاسخ اجتنابی شرطی
conditioned emotional response
پاسخ هیجانی شرطی
phoned
پاسخ به تماس در تلفن
pure color response
پاسخ خالص رنگ
psychogalvanic response
پاسخ گالوانیکی- روانی
i pause for a reply
منتظر پاسخ هستم
response hierarchy
سلسله مراتب پاسخ
interrogator responsor
دستگاه پرسش- پاسخ
open ended question
پرسش باز پاسخ
achromatic color response
پاسخ رنگ بی فام
modulation frequency response
پاسخ فرکانس مدولاسیون
affirmative
پاسخ "بله " بود
high frequency responce
پاسخ فرکانس بالا
conditioned escape response
پاسخ گریز شرطی
electrodermal response
پاسخ برقی پوست
phones
پاسخ به تماس در تلفن
cer
پاسخ هیجانی شرطی
pilomotor response
پاسخ سیخ شدن مو
phoning
پاسخ به تماس در تلفن
inquiry system
سیستم پرسش- پاسخ
all or none response
پاسخ همه یا هیچ
answer
[to something]
پاسخ
[به چیزی]
[راه حل]
s r psychology
روانشناسی محرک- پاسخ
stimulus response model
الگوی محرک- پاسخ
s r model
الگوی محرک- پاسخ
white space response
پاسخ به بخش سفید
calculation
پاسخ به یک مشکل در ریاضی
ucr
پاسخ غیر شرطی
unconditioned response
پاسخ غیر شرطی
stimulus response psychology
روانشناسی محرک- پاسخ
visual righting response
پاسخ تعادل دیداری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com